زمان ثبت : شنبه 10 شهریور 1397 در ساعت 23:36
نویسنده : رافائل
عنوان :

من و کپلچه ۲

در ادانه ی پست قبل میخوام یه چیزایی رو توضیح بدم. 

همکلاسی از روز اول طوری رفتار کرده و میکنه که جلوی کپلچه خیلی چیزهارو رعایت کنیم. مثلا پیش اون من لباسام پوشیده تره. ما خیلی نزدیک به هم نمیشینیم و ....

اما من این رفتار همکلاسی رو در عین حال که قبول دارم اما به شیوه های خودم تعدیلش میکنم. برای اینکه کپلچه فکر نکنه من و همکلاسی حق نداریم با هم تماسی داشته باشیم.

مثلا هر وقت همکلاسی  بداخلاقی میکنه یا دعواشون میشه بهش میگم بیا برا بابا جشن پتو بگیریم و حسابی بزنیمش. یا میگم نظرت چیه من دست و پاشو بگیرم و تو هم قلقلکش بدی. اونم کیف میکنه و کلی میخنده. بعد دوتامون میریزیم سر همکلاسی و یا کتکش میزنیم یا قلقلکش میدیم.

یه بار گفتم اگه زیاد حین رانندگی حرف بد بزنی شب توی خواب دست و پاتو لاک میزنیم. کپلچه مرده بود از خنده.

دیروز ظهر وقتی باباش خواب بود اومد گفت خاله بیا توی خواب صورتشو نقاشی بکشیم.

گفتم: خاله اگه بیدار بشه دوتامون رو به هم گره میزنه. بی خیال.

یا یه وقتایی میگم بیاین سه تایی روی تخت بخوابیم و همدیگه رو بخندونیم.

اوایل سعی میکرد درمورد مامانش حرفی نزنه ولی از وقتی دیده من خیلی راحت در موردش صحبت میکنم و واکنشی نشون نمیدم، اونم راحت حرف میزنه.

هفته ی قبل که رفته بود شمال، برامون به عنوان سوغاتی کلوچه آورد.

پریروز توی نمایشگاه صنایع دستی داشتیم از یه غرفه گردن بند و زیور آلات بدلی دست ساز میخریدیم. یه گردن بند برا خودش برداشت. خواهرشوهرم هم یکی رو نشون داد و گفت برا خودت بگیر. منم برا خواهرک هم یه نیم ست برداشتم. دیدم داره بقیه رو تماشا میکنه بهش گفتم برا مامانت هم بردار. اول گفت نمیخواد. اینو من و مامان با هم استفاده میکنیم. بهش گفتم: اون که برداشتی برای خودت. یکی هم بردار برای مامانت ، بهش عیدی بده. با ذوق یه گردن بند دیگه برداشت.

اون گردن بند ارزش خاصی نداشت اما همینکه بچه بفهمه من مادرش رو قبول دارم و قصد اینو ندارم که جای اونو بگیرم خیلی راحت تر با من و این زندگی کنار میاد.

در عین حال در مورد نظم و انظباط بهش سخت میگیرم. حالا دیگه وقتی بیدار میشه تختش رو مرتب میکنه. موهاشو شونه میکنه و صورتش رو میشوره.

این بچه ذاتا خیلی خوبه. فقط نیاز داره که بهش آموزش داده بشه.

امیدوارم خدا به من صبر و آرامش بده که بتونم باهاش درست برخورد کنم.


نظرات (20)
زمان ثبت : دوشنبه 12 شهریور 1397 ساعت 11:11 [لینک نظر]
نویسنده : شیرین
تو خیلی ماهییییییی
خدا چقدر اقای همکلاسی و فرزندشو دوست داشته که شمارو سر راهشون قرار داده
پاسخ:
شما به من لطف داری عزیزم. منم یکی مثل بقیه.
زمان ثبت : دوشنبه 12 شهریور 1397 ساعت 00:08 [لینک نظر]
نویسنده : دردانه
وب/وبلاگ :
رافائل عزیزم بهترین رفتار رو داری با کپلچه جان
الهی هم خود مهربونت و هم همکلاسی و کپلچه در نهایت آرامش باشید چه قدر خوبه با مهربونی شرایط رو عالی میکنید برای هم زنده باشید
پاسخ:
سلام دردانه جونم. ممنون از محبتت. خوشحالم که تائیدم میکنید.
زمان ثبت : یکشنبه 11 شهریور 1397 ساعت 22:02 [لینک نظر]
نویسنده : طیبه
وب/وبلاگ :
هم مدیری
هم مدبر
آنچه خوبان همه دارند تو یک جا داری
پاسخ:
پس تو چی؟
زمان ثبت : یکشنبه 11 شهریور 1397 ساعت 22:01 [لینک نظر]
نویسنده : مطهره
وب/وبلاگ :
ندیدمتون ولی بخاطر اخلاقتون بهتون افتخار میکنم...
پاسخ:
ممنون عزیزم.
زمان ثبت : یکشنبه 11 شهریور 1397 ساعت 21:24 [لینک نظر]
نویسنده : رهآ
وب/وبلاگ : http://Rahayei.blogsky.com
چقدددر برخوردت با کپلچه خوب و منطقی. ان شالله صبور و پر از ارامش باشی و در آینده با کپلچه دووووست های خوبی برای هم.
پاسخ:
ممنون از دعای خوبت. ان شاءالله.
زمان ثبت : یکشنبه 11 شهریور 1397 ساعت 16:36 [لینک نظر]
نویسنده : اتشی برنگ اسمان
از اینکه دوستی مث شما دارم خوشحالم...
پاسخ:
ممنون عزیزم.
زمان ثبت : یکشنبه 11 شهریور 1397 ساعت 15:24 [لینک نظر]
نویسنده : مهسا
وب/وبلاگ :
یعنی عاشقتم رافائل جان
پاسخ:
وای قربونت بشم. منو هم احساساتی کردی
زمان ثبت : یکشنبه 11 شهریور 1397 ساعت 15:24 [لینک نظر]
نویسنده : بهار
وب/وبلاگ :
ببخشید کمی رک حرف میزنم ولی منظورم بوس و بغل و بعضی حرفای عاشقانه نیست
ولی بعضی حرفا وکارای س ک س ی جلوی بچه‌ها خیلی مضره
اگه ب محبت باشه بین بچه ها خیلی واجبه
پاسخ:
بله. منم موافقم. اون مسائل سکسی جاش توی اتاق خواب و در خفاست. نه تنها حلوی بچه ها بلکه جلوی زوج های دیگه هم درست نیست‌.
زمان ثبت : یکشنبه 11 شهریور 1397 ساعت 13:21 [لینک نظر]
نویسنده : فنجون
وب/وبلاگ :
سلام مجدد
رافی جانم من از اون آشنامون که ام اس داشت مشخصات جایی که برای عکس میره و همچنین اسم دکترش رو پرسیدم، اگه یه موقع نیازت شد:
برای عکس مرکز کوثر تو پاسداران
دکتر خودش حریرچیان
و دکتر پیشنهادیش دکتر عظیمی هست.

شاد و تندرست باشی
پاسخ:
سلام عشق جان. دکتر خود من دکتر عظیمیه. مرکز ام آر آی هم خودش دو تا مرکز رو معرفی کرده و گفته فقط اونجا رو قبول داره. یکی مرکز اطهری روبه روی مطبشه. منم همونجا میرم. دستت درد نکنه بابت اطلاعات خوبت. سلامت باشی مهربان بانو.
زمان ثبت : یکشنبه 11 شهریور 1397 ساعت 12:14 [لینک نظر]
نویسنده : لیلی
من به جای کپلچه بهت میگم: تو چنین خووووووب چرایی
پاسخ:
عزیز دلم، خوبی از خودتونه!
زمان ثبت : یکشنبه 11 شهریور 1397 ساعت 10:30 [لینک نظر]
نویسنده : فندوقی
وب/وبلاگ :
آفرین. خوش به حال کپلچه.
کاش همه مادرای مطلقه و همسران پدران بچه دار شعور و درک شما رو داشتن. اینجوری بچه های طلاق آدمای سالمتری بودن.
تو خیلی فهمیده و خوبی رافائل نازنینم.خوش به حال دوستات و همکارات
پاسخ:
ممنون فندوقی جون. منم مطمئنا ایرادات زیادی دارم. فقط یه نفر باید بیاد اینجا براتون تعریف کنه.
زمان ثبت : یکشنبه 11 شهریور 1397 ساعت 09:52 [لینک نظر]
نویسنده : بهار
وب/وبلاگ :
عموی منم دقیقا مثله آقاتونه
خیلی مراعات میکنن
حتی ندیدم وقتی کسی خونشون مهمونه پیش زنش بشینه یا حتی بخوابه
ولی در عین حال خیییلی دوسش داره
جلو بچه هاشون هم خیلی مراعات میکنن
پاسخ:
فکر میکنم اینجوری خوبه. اما باید بچه ها محبت بین پدر و مادرها رو ببینند و لمس کنند. اینجوری خیلی شادتر بزرگ میشن.
زمان ثبت : یکشنبه 11 شهریور 1397 ساعت 09:49 [لینک نظر]
نویسنده : خانم دکتر
تاحالا فکر کردی مادرش چه ادم خوبیه کهبا بدگویی راجع به تو زندگی رو برای تو و دخترش سختتر نمیکنه؟کپلچه شانس اورده هم تو ادم خوبی هستی هم مادرش.وهردو به فکرشین که کمتر اسیب ببینه.دست هردوتاتون درد نکنه
پاسخ:
دقیقا به این موضوع فکر کردم و همیشه خداروشکر میکنم.
زمان ثبت : یکشنبه 11 شهریور 1397 ساعت 09:24 [لینک نظر]
نویسنده : نرگس
وب/وبلاگ :
سلام عزیزم ، فقط آمدم بگم هنوز هستم ، هنوز می خونمت ، هنوز دوست دارم، هنوز دعاگوت هستم . خودت عزیزم مشغله های مادر شاغل دارای 3 بچه تمام وقت را که خودش و همسرش شهرستانی هم هستند و خدا را شکر همیشه درب خانه شان و قلب و روی شان برای ورود مهمان باز است ، به خوبی درک می کنی و خاموشی من را به بزرگی و لطفت می بخشی . خوب و خوش باشی و سعادتمند و پیروز
پاسخ:
ای جانم نرگس بانو. منم همیشه به یادتم و میدونم با سه تا بچه سرت خیلی شلوغه. ان شاءالله همیشه سلامت و شاد باشی.
زمان ثبت : یکشنبه 11 شهریور 1397 ساعت 09:02 [لینک نظر]
نویسنده : تیلوتیلو
وب/وبلاگ :
چقدر خوبی رافائل جانکم
کیف کردم
آفرین
باور کن کلی درس زندگی ازت میگیرم
شرایط سختی داری و خوشحالم که در شرایطتت نیستم چون شاید اینهمه صبر و مدیریت نداشتم... اما وقتی میبینم اینهمه خوب مدیریت میکنی واقعا کیف میکنم
پاسخ:
من مطمئنم هر کدوم از ما هم که بودیم به شیوه ی خودمون این شرایط رو مدیریت میکردیم.
قبل از اینکه وارد این زندگی بشم خیلی میترسیدم که نتونم درست مدیریت کنم الان هم خیلی وقتا نمیدونم چه کاری درسته. فقط توکل کردم به خدا تا راه رو نشونم بده.
زمان ثبت : یکشنبه 11 شهریور 1397 ساعت 08:04 [لینک نظر]
نویسنده : هستی
وب/وبلاگ :
آفرین به تو دختر مهربون خوب کاری کردی گفتی برا مادرش هم گردنبند برداره.
پاسخ:
آره اونقدر ذوق کرد. خودم خوشحال شدم.
زمان ثبت : یکشنبه 11 شهریور 1397 ساعت 00:45 [لینک نظر]
نویسنده : x
وب/وبلاگ : http://malakiti.blogfa.com
من عشق می کنم از سیاست ها واسه کنار اومدن با کپلچه میگی

به نظرم نقشی که تو تربیت کپلچه ایفا می کنی مادر پدرش نتونستن ایفا کنن
و این که کپلچه بیش ازحدتصورم باهوش و داناست... همین که حواسش بوده عکس نگیره ,همین که زیاد از مادرش نمی گفته و حدس میزدی از تو برای مادرش زیادنمیگه
پاسخ:
بچه ی خیلی باهوشیه. خیلی حواسش به مامانش هست. دختر همینه دیگه. همش دلش پیش مامانشه‌
زمان ثبت : یکشنبه 11 شهریور 1397 ساعت 00:21 [لینک نظر]
نویسنده : نون سین
وب/وبلاگ :
آفرین مجدد... خیلی پخته دارید عمل میکنید :) باریکلا :) اینطوری اون بچه انشالا همیشه برای شما احترام و ارزش زیادی قائل میشه و دوستتون میداره:) خیلی خوبه:)

ضمنا با ایده لاک زدن و پتو بازی موافقم:دی خیلی خوب ایده ایه:دی
پاسخ:
ممنون عزیزم.
معلومه خوشت اومده ها. طفلک همسرت
زمان ثبت : یکشنبه 11 شهریور 1397 ساعت 00:15 [لینک نظر]
نویسنده : د
آنجا که گفتید یه زیورالاتی برداشت و خجالت میکشید یکی دیگر بردارد و گفت همین رو دوتایی استفاده میکنیم ، بغضم گرفت .
خدا شما را خیر بدهد . تنها چیزی که می توانم بگویم .
پاسخ:
ممنون عزیزم. اونم بچه است دیگه. الان تو شرایط سختیه.
زمان ثبت : شنبه 10 شهریور 1397 ساعت 23:56 [لینک نظر]
نویسنده : واگویه که قبلا وبلاگ نداشته
وب/وبلاگ :
احسنت بهتون
در مورد این رعایت ها خوبه اما میشه همدیگر ببوسید تا محبت و علاقه تون ببینه
آخ
خوانندگان محترم بوسیدن انواع مختلف داره
اون نوع خاص تو خلوت و دور از چشم بقیه
اما یه نوع بوسیدن هست که عیبی نداره فرزند ببینه
این فاصله گرفتن تو نشستن هم موافق نیستم
به نظرم بچه باید ببینه اما باز نوع نشستن فرق میکنه
نوع نگاه و رد و بدل ها فرق میکنه
در مورد لباس هم کار خوبی میکنین
اما یه جاهایی لازمه لباس ها کمی کوتاه باشه تا بچه بفهمه تو خونه لباس راحت پوشیدن یعنی چی..خونه لباس خاص خودش داره
لباس خواب مال اتاق خوابه و خلوت

متاسفانه بعضی از خانم ها زیاده روی میکنن

خدا حفظت کنه
خوبی های پستت اینه که آخر هر پست یه دعا میکنی
دعاهات برآورده بخیر باشه
پاسخ:
بله آدم باید مراقب باشه دچار افراط و تفریط نشه انشاءالله که خدا کمکمون کنه.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :