X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
زمان ثبت : جمعه 18 خرداد 1397 در ساعت 08:59
نویسنده : رافائل
عنوان :

تکنولوژی

دیرو ز بعد از مدتها با اتوبوس برگشتم.

اتوبوس مثل همیشه وی آی پی بود. اما یه فرقی با قبل داشت. علاوه بر تک صندلی بودن و صندلی های مدل دندانپزشکی داشتن، پشت هر صندلی یه مانیتور شبیه به تبلت بود. 

روشنش کردم. چند تا برنامه داشت. موسیقی. بازی. فیلم. سرگرمی.

فولدر فیلم رو انتخاب کردم. چندتا فیلم بود. آبای، برادرم خسرو، ساعت پنج عصر و ...

میتونستی هر کدوم رو دلت میخواد انتخاب کنی و تماشا کنی اما حتما میبایست همراهت هندزفری میداشتی. چون برای شنیدن صدای مانیتور میبایست هندزفری بهش وصل میکردی.  من که همراهم نبود. اما کلا جالب بود. خوشمان آمد.

من کلا از اینکه چیزی داخل گوشم فرو کنم خوشم نمیاد به همین دلیل بسیار بسیار به ندرت از هندزفری و هدست و حتی هدفون استفاده  میکنم.

****

الان توی قطار نشستم و دارم میرم تهران. جاده اونقدر شلوغ بود که جرات نکردم با سواری برم تهران. میدونستم که توی کرج گیر میفتم.

دوتاصندلی اون طرف تر یه مادر و بچه نشسته اند. بچه از لحظه ای که سوار شده یه تبلت دستشه و داره با صدای بلند کارتون تماشا میکنه. اینم یه مدل تکنولوژی. اما مادرش بهش یاد نداده که باید مراعات دیگران رو بکنه!

****

خیلی ها بلیط قطار رو اینترنتی با گوشی خریدند. مامور قطار میگه: نور گوشی هاتون رو زیاد کنید تا دستگاه بتونه بارکد رو تشخیص بده! 

اجدادمون زنده بشن و این چیزارو ببینند شوکه میشن.

نظرات (6)
زمان ثبت : شنبه 19 خرداد 1397 ساعت 14:16 [لینک نظر]
نویسنده : دردانه
وب/وبلاگ :
سلام رافائل عزیز و نازنین
الهی که خوب باشی مهربون
خدا رو شکر به سلامتی رسیدی خونه ...رسیدنت به خیر و خوشی
من همیشه با این اتوبوس ها سفر می کنم راحت هستند
اما من نمی دونم چرا همیشه راننده ها اون دستگاه ها رو خاموش کردن و نشده استفاده کنم شاید چون همیشه شب سفر کردم ....اما صندلی ها راحت هستند
من تا حالا با قطار سفر نکردم اما دوست دارم تجربه کنم
من این تکنولوژی و پیشرفت که کارها رو راحت می کنند دوست دارم

شاد باشی همیشه رافائل جان
پاسخ:
سلام عزیزم. ان شاءالله دفعه ی بعدی مانیتور رو روشن میکنند.
امیدوارم یه روز یه قطار خیلی خوب سوار بشی. قطارها خوبشون خوبند. اما بدشون نه!
زمان ثبت : شنبه 19 خرداد 1397 ساعت 12:54 [لینک نظر]
نویسنده : طیبه
ایشالا رفتی خونه امروز بگیر بخوای یکی دوساعت.گوشی رو هم بذار سایلنت راحت بخواب که عصر سرحال سرحال بیدار بشی و به کارهای احتمالیت برسی .
پاسخ:
ان شاءالله. یعنی میشه؟؟؟
زمان ثبت : شنبه 19 خرداد 1397 ساعت 10:56 [لینک نظر]
نویسنده : طیبه
سلام عزیزم
خستگیت در رفت؟؟
من هم خیلی کم و به ندرت از هندزفری استفاده می کنم.نمی تونم بهش عادت کنم
اجدادمون خیلی چیزا ببین شوکه میشن.به نظرت ما یه روزی زنده بشیم چی ببینیم در نسل های آینده شوکه میشیم؟؟

اون مادره هم باید به بچه اش هندزفری یا هدفون می داد.نیکان هم هندزفری دوس نداره و حاضر نیست استفاده کنه ولی وقتی میاد اداره پیش من بهش هدفون میدم که فیلم ببینه تا هم اتاقی هام مجبور نباشن صدای فیلم های مورد علاقه ی نیکان رو بشنون
پاسخ:
نه. تی تی جونم. دیروز خیلی خسته شدم. استخونهام درد میکنند.
دقیقا مشکل ما پدر و مادرها هستیم که به بچه هامون فرهنگ استفاده از وسایل رو یاد نمیدیم.
زمان ثبت : شنبه 19 خرداد 1397 ساعت 10:16 [لینک نظر]
نویسنده : تیلوتیلو
وب/وبلاگ :
وای چه هیجان انگیز
دلم سفر با اتوبوس و قطار خواست
من بگم تا حالا قطار سوار نشدم خیلی زشته؟
پاسخ:
نه تیلو جان. چرا زشت باشه. خوب البته برای من همیشه سفر با قطار مخصوصا قطار کوپه ای هیجان انگیز بوده. ان شاءالله قسمتت بشه عزیزم.
زمان ثبت : شنبه 19 خرداد 1397 ساعت 08:12 [لینک نظر]
نویسنده : هستی
وب/وبلاگ :
سلام , صبحت بخیر عزیزم

این یک هفته اینقدر سرم شلوغ بود که ازت بی خبر بودم. انشالله که شمال خوش گذشته باشه.

خوشحالم که مامان از همکلاسی استقبال گرمی داشته . حیف اون همه اعصاب خوردی که داشتی.

اون قسمت که با همکلاسی کنار دریا قدم زدین رو خیلی دوست داشتم. لحظه لحظه ی زندگیتون پر از حس ارامش و دوست داشتن باشه عزیزم.

در مورد تکنولوژی هم یادمه تو قطار بهمون هدفون میدادن ؛ تو اتوبوس هم باید ازشون هدفون میخواستین به گمونم.


دلم برات یه ذره شده عزیزم. یعنی میشه دوباره کنار هم بشینیم و بی دغدغه حرف دلمون رو بزنیم؟؟؟؟؟؟
پاسخ:
سلام عزیزم. صبحت بخیر.
ممنون از محبتت.
هدفون نمیدادند. هر کسی هدفون گوشیشو استفاده میکرد.
در مورد جمله ی آخر، راستش با این اوضاع چشمم آب نمیخوره. اونقدر کار دارم و اونقدر خسته ام که نگو و نپرس! و این یک هفته هم اونقدر سریع میگذره که اصلا فکرش رو نمیتونی بکنی!
بعدش هم که میرم تهران!
خدا هم یه جوری برنامه ریزی کرد که این چهارماه آخر هم همدیگر رو نبینیم. فکر کنم برا خاطر دعاهای خرمالوجون بود.
زمان ثبت : جمعه 18 خرداد 1397 ساعت 13:34 [لینک نظر]
نویسنده : الی
وب/وبلاگ :
منم یکبار با این مدل اتوبوسا رفتم همدان..عالی بود..اصلا نفهمیدم کی زمان گذشت....ولی بالای سرم یه هدفون اویزون بود که بهش وصل میشد،برا شما چطور نداشته؟
تکنولوژی خوبه بشرطی که شورش رودرنیاریم،مثل همین استفاده بیش از حد بچه ها
پاسخ:
عه. بالا سر ما چیزی نداشت.
باید فرهنگ استفاده از تکنولوژی رو هم یاد بگیریم.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :