زمان ثبت : یکشنبه 6 خرداد 1397 در ساعت 21:42
نویسنده : رافائل
عنوان :

من، زندگی، استرس، معده

دیروز غروب آقای میم زنگ زد. اومد دنبال. رفتیم سراغ مبل فروشی. کارهای تحویل مبل رو انجام دادیم (اون وسط یه دوست خوبی زنگ زد که بگو بیام کمکت. خیلی حالم رو خوب کرد) ما برگشتیم خونه و حدود یک ربع بعد مبل ها رو آوردند. تازه فهمیدم چقدر این مبلها بزرگ و جاگیر هستند. تازه من کوچیک ترینشون رو انتخاب کرده بودم.‌ چند دقیقه از اذان مغرب گذشته بود که کار حمل و نقل مبل ها تموم شد و اول کارگرها و بعد هم آقای میم رفتند و من موندم با یه خونه ی درهم . کمی جا به جا کردم و بعدش از خستگی ولو شدم.

قراره فرزانه جون پنجشنبه بیاد مبل های قدیمی رو ببره.‌ جمعه هم من دستی به سر و روی سالن بکشم.

****

بعد از ظهر خوشحال و خندون از اینکه دو سه روزه معده درد ندارم اومدم خونه و رفتم حموم اما بعد از حموم یهو دلم آشوب شد. نمیدونم اضطراب بود. استرس بود. ترشح اسید معده بود. پاشدم و سریع یه چیزی خوردم. تهوع هم به حال قبلی اضافه شد. تند تند برای ناهار فردا کوکوسبزی درست کردم و بعد یه قاشق شربت معده خوردم و روی مبل های جدید دراز کشیدم. به خاطر حال بدم تلویزیون رو روشن کردم تا یه صدایی توی خونه شنیده بشه که حواسم رو پرت کنه. برنامه ی ماه عسل و تکرار مکررات! 

خداروشکر که بعضی ها میتونند دوباره و چندباره از صفر شروع کنند. 

****

دیشب وقتی با خستگی روی تخت ولو شدم و همکلاسی زنگ زد گفت : چی شده؟ خسته ای؟ 

گفتم: خیلی! کاش پیشم بودی!

گفت: بیا بغلم! 

انگار واقعا بغلم کرد. توی چند ثانیه خوابم برد.

****

خدایا هزاران مرتبه سپاس برای روزهای قشنگی که با وجود درد معده میبینم و میگذرونم.

نظرات (14)
زمان ثبت : سه‌شنبه 8 خرداد 1397 ساعت 16:43 [لینک نظر]
نویسنده : تیلوتیلو
پس کجایی کم پیدایی عروس خانم ؟
من عادت کردم به هر روز بودنت
میدونم هرچی به عید فطر نزدیک تر میشیم شلوغتر میشی
کارهات بیشتر میشه
امیدوارم یه عالمه خوشی در انتظارت باشه
پاسخ:
سلام عزیزم. همینجام. خواب بودم. الان مینویسم.
زمان ثبت : سه‌شنبه 8 خرداد 1397 ساعت 06:29 [لینک نظر]
نویسنده : مارال
وب/وبلاگ :
ایشالا با دل خوش از وسایلت استفاده کنی رافی جان و این دردها هرچه زودتر دود بشه و بره رو هوا
پاسخ:
مرسی مارال جانم.
زمان ثبت : دوشنبه 7 خرداد 1397 ساعت 14:53 [لینک نظر]
نویسنده : دردانه
وب/وبلاگ :
سلام رافائل عزیزم
خیلی خیلی مبارک باشه مبل ها ، به سلامتی و دل خوش استفاده کنی خدا قوت عزیزم برای این تلاش ها و چه خوب که برای شادی هست این تلاش ها ....الهی همیشه خستگی هایت برای شادی ها باشه
مراقب خودت باش ....الهی همیشه اول خدا پناهت و بعد آغوش گرم همسر و حضورشون
پاسخ:
سلام دردانه جونم. ممنون عزیز مهربونم.
زمان ثبت : دوشنبه 7 خرداد 1397 ساعت 13:05 [لینک نظر]
نویسنده : فرشته
وب/وبلاگ :
مبارک باشه
همین منزل خودتون ساکن میشین انشالله؟
پاسخ:
سلام. نه فرشته جان. میرم تهران پیش همکلاسی
زمان ثبت : دوشنبه 7 خرداد 1397 ساعت 12:19 [لینک نظر]
نویسنده : تیلوتیلو
خدا را شکر که دوستای خوبی داری
مبارک باشه مبل های تازه
منم به این شنیدن های مکرر عادت دارم و آرام شدنها و خوابیدنها
پاسخ:
بله. خداروصدهزار مرتبه شکر.
چقدر هم عالی.
زمان ثبت : دوشنبه 7 خرداد 1397 ساعت 10:50 [لینک نظر]
نویسنده : مرضیه
سلام
بسیار مبارکا باشه :)
ایشالله زودی بهبودی حاصل شه و انقدر اذیت نشید.... میگم مامان اینا کی پیشتون میان؟ کاش خواهرک زودتر بیاد
پاسخ:
سلام مرضیه جون. ممنون عزیزم. یه روز قبل از مراسم میان.
زمان ثبت : دوشنبه 7 خرداد 1397 ساعت 09:25 [لینک نظر]
نویسنده : شیرین
وب/وبلاگ :
رافائل خیلی برای معده ت ناراحتم فقط میدونم و خودت هم میدونی که دستگاه گوارشی و عصبی ارتباط خیلی نزدیکی به هم دارن ارتباط پزشکی منظورمه مثلا من تا ناراحت میشم کلا از غذا خوردن میفتم و میبینی یه هویی توی یک هفته پنج شیش کیلو لاغر شدم !!
کاش بتونی همه اون فکرای مزاحم رو دور بریزی و فقط لذت ببری از نامزدیت عزیزم

مبل های جدیدت مبار باشن توی لونه عشق تون .ایشالا با دل خوش و سلامتی روی اونا توی بغل دلدارت لم بدی و هی براش ناز کنی و فیلم نگا کنین و قهوه بخورین و برف بیرون از پنجره هاتون رو نگا کنین و ....
پاسخ:
سلام شیرین مهربونم. میدونم خواهر. خودم هم میدونم بیشتر این حالات از استرسه. مامان میگه مراسم تموم بشه تو خوب میشی. خدا کنه. خودم هم نگرانم. برام دعا کن.
امیدوارم تمام این آرزوهای خوب برای خودت هم محقق بشه عزیزم.
زمان ثبت : دوشنبه 7 خرداد 1397 ساعت 08:37 [لینک نظر]
نویسنده : هستی
وب/وبلاگ :
بهتر باشی عزیزم. اینقدر که به همه چی دقت میکنی معده ات قاطی میکنه.

امیدوارم زودتر این دردها تموم بشه.


ممنون از طیبه عزیز که اینقدر به ما لطف دارن .
پاسخ:
سلام عزیزم. دعا کن برام. این دفعه این مشکل معده خیلی طولانی شده.
زمان ثبت : دوشنبه 7 خرداد 1397 ساعت 08:25 [لینک نظر]
نویسنده : الی
مبارک باشه عزیزم...انشالله به دل خوش با همکلاسی روش بشینید و هی بخندید
پاسخ:
ممنون الی جان. ان شاءالله.
زمان ثبت : دوشنبه 7 خرداد 1397 ساعت 08:18 [لینک نظر]
نویسنده : سارا
وب/وبلاگ :
مبارک باشه مبل هاتون و انش اله از تمام وسیله ها با دل خوش و تن سالم استفاده کنید ... مواطب خودتون باشید و نگران هیچ چیز نبشاید ...همه یچ به بهترین شکل ممکن پیش میره ... پس مهم اینه که از این لحظات لذت ببرید و مراقب خودتون باشید .
پاسخ:
سلام سارا جان. ممنون عزیزم . ان شاءالله.
زمان ثبت : دوشنبه 7 خرداد 1397 ساعت 07:53 [لینک نظر]
نویسنده : بهار شیراز
وب/وبلاگ :
همه دنیا یه طرف...اون آغوش گرم و نرم یه طرف...
عشق تون پایدار
پاسخ:
ممنون بهار جان.
زمان ثبت : یکشنبه 6 خرداد 1397 ساعت 23:01 [لینک نظر]
نویسنده : لیلی
حالِ خودت یه طرف، حالِ پستات خوبه
پاسخ:
آره خداروشکر.
زمان ثبت : یکشنبه 6 خرداد 1397 ساعت 22:03 [لینک نظر]
نویسنده : طیبه
الان که پست گذاشتی یعنی بهتری دیگه؟؟ یعنی خوب شدی خداروشکر
منهم کوکوسبزی دوست دارم.نوش جونت
دست آقای میم درد نکنه
الهی خیر و برکت تو زندگیشون همیشه جاری باشه
خب خدایا شرتت (شکرت) که مبل های جدید هم رسیدن.مبارک خودت و همکلاسی جان و مهمون های گلتون که روش می شینید باشه.ایشالا رو این مبل ها فقط راجع به اتفاقات خوبی که یکسره براتون پیش خواهد اومد حرف بزنید
من دوبار مبل خریدم تا به حال .یه بار راحتی یه بار استیل و هربار خونه رو اول متراژش رو گرفتم و بعد تو مغازه طول و عرض و اندازه ی مبل ها رو سانت می زدم بعد انتخاب می کردم.درباره ی فرش هم همینطور
البته که من اول خونه رو یعنی همین فسقل آپارتمان رو داشتم بعد خریدم
وووودی چقدر حرف زدم
پاسخ:
تی تی جونم بهترم خداروشکر. همش از استرسه. خودم میدونم.
مبلا توی خونه جا شدند. مشکل جا نداشتم. مشکل ، سایز بزرگ مبلهاست که فضای خونه رو کوچیک میکنه.
زمان ثبت : یکشنبه 6 خرداد 1397 ساعت 21:53 [لینک نظر]
نویسنده : طیبه
سلام دوباره از آخر بگم
من تو بغل هیشکی خوابم نمی بره
از اول هم همینجور بودم
فقط بغل بابام خدابیامرز خوابم می برد و لاغیر
روح همه ی اموات شاد
اهان حتی بچه ام هم بغلم باشه خوابم نمی بره ولی هرچند شبانه روز لازم باشه می تونم براش بیدار بمونم
پاسخ:
فکر کنم منم بغل واقعیش خوابم نبره. اینجوری تلفنی خوابم میبره
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :