زمان ثبت : سه‌شنبه 1 خرداد 1397 در ساعت 21:55
نویسنده : رافائل
عنوان :

لبخند

دیروز که رفته بودیم مرکز تعویض پلاک، مثل همیشه نیش من باز بود. به هر ماموری که میرسیدم یه لبخند بزرگ میزدم و شروع میکردم به صحبت. همکلاسی هم هی میگفت: اینجا جای خنده نیست. نخند. باهات لج میکنند. بعضی از اینا مشکل دارند. 

من اما هی لبخند میزدم و هی کارم پیش میرفت.

تا رسیدیم به خانم بداخلاقی که باید کارمون رو انجام میداد. من هی لبخند میزدم. اون خانم هی بیشتر اخم میکرد. همکلاسی هم هی میزد تو پهلوم. اما خانوم با وجود اخماش کارمون رو انجام داد.

تمام دیروز سعی کردم با وجود درد معده و زانوهام لبخند بزنم چون من به معجزه ی لبخند باور دارم.

****

فردا روزیه که باید بریم آزمایشگاه. همکلاسی ماشین رو تحویل گرفته و با ماشین میاد دنبالم.

****

لوبیا پلو دم کردم و گذاشتم که فردا بپزم.

چندساله حسرت روزه گرفتن به دلم مونده. دقیقا از همون موقع که دچار سنگ کیسه صفرا شدم. از بچگی عاشق دعای سحر بودم و اینکه با مادر بیدار بشیم و سحری بخوریم و روزه بگیریم. دلم برای اون روزها تنگ شده!

****

خداجونم سپاس برای تموم نعمت هات.


نظرات (15)
زمان ثبت : پنج‌شنبه 3 خرداد 1397 ساعت 13:22 [لینک نظر]
نویسنده : عجیبک
وب/وبلاگ :
سلام.
یه سوال چرا تو این سن کم سنگ صفرا گرفتی؟ من چیز زیادی نمیدونم رشتم تجربی بوده فقط
پاسخ:
دکتر گفت به دلیل گشنمه موندن های طولانی مدت و مصرف قرص های ضدبارداری(به خاطر مشکلات هورمونی)
زمان ثبت : پنج‌شنبه 3 خرداد 1397 ساعت 00:18 [لینک نظر]
نویسنده : ویرگول
وب/وبلاگ : http://haroz.mihanblog.com
ممنونم ازت عزیزم.
ایشالا که مریضی ازت دور باشه
زود بیا از آزمایشگاه بگووووو
پاسخ:
سلام. چشم. میام مینویسم.
زمان ثبت : چهارشنبه 2 خرداد 1397 ساعت 23:36 [لینک نظر]
نویسنده : پری گل
وب/وبلاگ : http://gargoyle.blogsky.com
داشتم تصورت می کردم تو مراسم
چقد به هم میاین هزارماشاالله
تو تصورم مث عروس دومادایی بودین که بچگی میرفتیم عروسیشون
چقد قد بلند و باشکوه بودن

انقد نوشتنت دلنشینه که از تصور مراسمتون قند تو دلم آب شد
شاد باشین همیشه
پاسخ:
سلام. مرسی دوست جون. لطف دارید.
زمان ثبت : چهارشنبه 2 خرداد 1397 ساعت 14:23 [لینک نظر]
نویسنده : مرضیه
منم بشدت بهش ایمان دارم؛ توو یه کشور غریبه بودیم و خیلی سختمون بود باورت نمیشه یه دختر بچه رو دیدم که سیاه پوست بود و موهای فر خعلللللی بانمک بود با دیدنش یه لبهند گنننده رو لبم سبز شد؛ توو اون همه فاصله بین منو اون بچه با اون خنده اونم سریعا بهم لبخند زد و خوراکی توو دستشو بطرف درازم کرد..
واقعا باخنده پیش میره
پاسخ:
لبخند واقعا معجزه میکنه
زمان ثبت : چهارشنبه 2 خرداد 1397 ساعت 12:13 [لینک نظر]
نویسنده : شیرین
ای جونم مبارکتون باشه هم ماشینتون هم اینکه میخوای بری ازمایشگاه هم کارات خوب پیش رفته
پاسخ:
ممنون شیرین جان
زمان ثبت : چهارشنبه 2 خرداد 1397 ساعت 08:56 [لینک نظر]
نویسنده : لیلی
دوباره روزه میگیری
منم به معجزه لبخند، لطفا و متشکرم، ایمان دارم
پاسخ:
ان شاءالله.
اون دو تای دیگه هم واقعا معجزه میکنند.
زمان ثبت : چهارشنبه 2 خرداد 1397 ساعت 08:06 [لینک نظر]
نویسنده : هستی
وب/وبلاگ :
سلام عزیزم. صبحت بخیر

چه خوب که همکلاسی با ماشین میاد, مبارکتون باشه. خوش بگذره بهتون و امیدوارم آزمایش و کاراش زیاد طول نکشه و اذیت نشین.

من رو یاد ماه رمضون های خونه مامان انداختی؛ حساب کن 7 نفر ادم دور یه سفره غذا میخوردیم و چه بدو بدویی داشتیم تا قبل اذان صبح. مامان همیشه موقع بیدار کردنمون ساعت رو کلی جلوتر میگفت. طفلک همیشه هم در حال بدو بدو بود. ولی افطاریهامون سرشار از آرامش بود ؛ همه سر سفره جمع بودیم و دعا میخوندیم و منتظر اذان . یادش بخیر
پاسخ:
سلام عزیزم.
سحری ها و افطاری های خونه ی پدری یه چیز دیگه است.
زمان ثبت : چهارشنبه 2 خرداد 1397 ساعت 07:58 [لینک نظر]
نویسنده : طیبه
رافی جونم ماشین خوشگلت چه رنگیه؟؟
امضاء: تی تی فوضول

دیروز بابای نیکان سفید ثبت نام کرده بدون نظرخواهی از من و نیکان،من مشکی دوس داشتم ،بهش گفتم سفید لوسه ها ولی چون تو دوس داشتی عب نداره
ایشالا آزمایش هم میدید راحت و بدون مشکل و خوش هم می گذره
پاسخ:
سلام طیبه جون. خاکستریه! همون دودی.
من سفید دوست دارم.
مبارکت باشه.
زمان ثبت : چهارشنبه 2 خرداد 1397 ساعت 07:52 [لینک نظر]
نویسنده : طیبه
سلام رافی جونم
می خواستم بنویسم منهم همیشه لبخند گنده به لب هستم و هم ایمان دارم هم دست خودم نیست اصن جور دیگه بلد نیستم رفتار کنم که نظرات رو باز کردم دیدم دکتر مهربون نوشته سلام اول! یهو زدم زیر خنده...خیلی بامزه بود
پاسخ:
ای جانم. تو همیشه بخند که خنده بهت میاد.
زمان ثبت : چهارشنبه 2 خرداد 1397 ساعت 00:50 [لینک نظر]
نویسنده : دردانه
وب/وبلاگ :
سلام عزیز مهربونم
رافائل جان الهی همیشه از ته دل شاد باشی و خنده از لبانت کم نشه ، الهی لبخند همیشه انرژی روزها و لحظه هایت
امیدوارم فردا هم همه چی به خوبی انجام بشه ....... دلم به هیجان میاد از تصور روز عیدت ....الهی که عاقبت به خیر باشی و خوشبخت و عاشق دلت پر از خوبی هست رافائل جان و بنده محبوب خدایی
پاسخ:
سلام دردونه جونم. محبت داری عزیزم. ممنونم از دعاهای خوبت. الهی که خودت هم شاملشون بشی.
زمان ثبت : چهارشنبه 2 خرداد 1397 ساعت 00:43 [لینک نظر]
نویسنده : کتی
وب/وبلاگ :
سلام رافائل جان...کارخوبی کردی که لبخند زدی...لبخند خیلی کار راه اندازه....چون مردم خسته شدن از چهره عبوس وحق به جناب ....دوست دارن که درخواست ها عامرانه ومتبسم باشه...واقعا یاد روزگاری که مامان ها جوان تر بودند وکنارشان سحری می خوردیم به خیر...خصوصا رادیو،ودعای دلنشین سحروگوینده ای که هی هولمان می کرد واذان صبح را یادآورمی شد...ماشین نو مبارک....الهی چرخش بچرخه براتون به خوشی،سفرهای کوتاه وبلند....من عاشق لوبیا پلو هستم...با لوبیا وگوشت تکه ای زیادای من بترکم
پاسخ:
خدا نکنه بترکی. سلامت باشی عزیزم. اون گوینده ی رادیو بیچاره مون میکرد. پنج دقیقه مانده، سه دقیقه مانده، دو دقیقه مانده، یک دقیقه مانده...
زمان ثبت : سه‌شنبه 1 خرداد 1397 ساعت 23:54 [لینک نظر]
نویسنده : مریم بانو
وب/وبلاگ :
آفرین رافائل جونم لبخند زبون مشترک تمام آدمای روی کره ی زمینه
پاسخ:
ممنونن. منم بهش ایمان دارم.
زمان ثبت : سه‌شنبه 1 خرداد 1397 ساعت 23:45 [لینک نظر]
نویسنده : ویرگول
وب/وبلاگ : http://haroz.mihanblog.com
عزیزممم نمی دونستم سنگ کیسه صفرا داشتی. بلا به دور
جای روزه گرفتن تو کلی کار خیر و نیک می کنی تو همون محل کارت.
مامان منم الان ینگ کیسه صفرا گرفتن. میشه یکم توضیح بدی از مراحل درمانش؟

منم هر دقت می ریم بیرون کلی لبخند گشاد می زنم به همه و هی همسر دعوام می کنه
پاسخ:
ویرگول جان اگر تعداد سنگ صفرای مامان زیاد هست باید جراحی کنند. من کیسه صفرام رو برداشتم. با عمل لاپاراسکوپی. الان دیگه حتی جای عمل هم نمونده. بعد از عمل هم دو ماهی چیز سنگین بلند نکنند و مراقب تغذیه شون باشند. چربی های حیوانی نخورند. بعدش دیگه خوب میشن و یه زندگی نرمال خواهند داشت. اون دو ماه بعد از عمل خیلی مهمه.
زمان ثبت : سه‌شنبه 1 خرداد 1397 ساعت 22:21 [لینک نظر]
نویسنده : ستاره
وب/وبلاگ :
من 2 ساله که کیسه صفرامو درآوردم ولی میگیرم اما شنیدم کسیکه این عمل رو انجام داده نباید روزه بگیره. دکترت بخاطر صفرا گفت نگیر؟
پاسخ:
من دو سال درگیر بودم. صفرام اذیت میکرد ولی دکترا نمیفهمیدند. معده ام آسیب دید. بعد که صفرامو برداشتم دکترم گفت به هیچ وجه طولانی مدت معده ات خالی نمونه. گشنه هم نمون که احتمال تشکیل سنگ توی مجرای صفرا هست.
الان هم دکتر ام اسم گفته به هیچ وجه نباید روزه بگیرم.
زمان ثبت : سه‌شنبه 1 خرداد 1397 ساعت 22:03 [لینک نظر]
نویسنده : ربولی حسن کور
وب/وبلاگ :
سلام
اول!
پاسخ:
سلام دکتر.
اول؟؟؟؟
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :