زمان ثبت : پنج‌شنبه 6 اردیبهشت 1397 در ساعت 22:36
نویسنده : رافائل
عنوان :

امروز یه روز فوق العاده بود

سلام.

امروز صبح زود رفتم تهران. ساعت نه و ربع رسیدم مرکز ام آر آی. همکلاسی هم که مجبور شده بود کپلچه رو ببره کلاس از اونطرف اومد و جالب این بود که با هم رسیدیم. 

تا ساعت یازده و نیم اونجا منتظر بودیم. صحنه ی بدی هم دیدیم. یه خانمی صبح زود سه تا بیمار مسن(دوتا آقا و یه خانم) رو از طرف یه بیمارستان خصوصی آورد اونجا و خودش رفت. یک ساعت بعد یهو یکی از مردا حالش بد شد و دچار تشنج شد. همکلاسی کلی حرص خورد که چرا پرستار همراهشون اینارو اینجا رها کرده. کلی زنگ زدند تا پرستار رو پیدا کردند و فهمیدند که طفلکی جانباز جنگ بود و توی شلمچه دچار موج گرفتگی شده بود. بردنش یه قسمت دیگه اما واقعا ما ناراحت بودیم که چرا اون بیمارستان با این مرکز هماهنگ نمیشن که چنین بیمارانی رو ساعتها در انتظار نگه ندارند. 

خلاصه ساعت حدود یک بود که کارمون تموم شد و چون من باید تا زمان انجام ام آر آی ناشتا میبودم در اون ساعت واقعا داشتم از گشنگی میمردم.

با همکلاسی رفتیم موبیدیک برای ناهار. نزدیک رستوران همکلاسی بهم گفت که لیلی زنگ زده بوده. بهش زنگ زدم و با شنیدن صدای هیجان زده اش که کنار تی تی داشتند خوش میگذروندند کلی ذوق زده شدم.

ناهار خوردیم و با همکلاسی رفتیم مفتح برای لباس. اون وسط زنگ زدم به طیبه که لیلی گوشی رو جواب داد و منو سر کار گذاشت و خودشو جای تی تی جا زد. منم که فکر میکردم طیبه است بهش گفتم حالا که تو لیلی رو کتک میزنی و حالش بهتر میشه بازم بزنش. بعد یکی از اون طرف گفت رافی این خود لیلیه گوشی منو گرفته!

خلاصه که کلی منو اسکل کرد!

اول دنبال یه پیراهن سفید کوتاه بودم. آخه سالهاست همه به من میگن لباس بلند بهت نمیاد چون قدت بلنده. اما لباس خوبی پیدا نکردیم. زنگ زدم به لیلی که ببینم توی تهران دیگه کجا میشه لباس خرید. گفت همونجا بگرد دنبال لباس. اونم لباس بلند. گفت درسته تو سهم قد من و تی تی رو خوردی ولی اتفاقا لباس بلند توی تن تو خوشگل میشه! 

خلاصه با تشویق های لیلی رفتیم توی پاساژ مرجان و خیلی اتفاقی وارد یک مغازه شدیم و خیلی اتفاقی من پیراهنی سفید و بلند  و ساده دیدم که آستین تور گشادی داشت و پفی هم نبود. شانسی پوشیدمش و احساس کردم خیلی بهم میاد. همکلاسی هم گفت عالیه. همینو بردار. شبیه عروس های خارجی شده بودم. فقط یه شینیون خیلی ساده و یه تور کم داشتم چون آرایشم ملایم بود. 

لباس رو خریدیم و همکلاسی منو رسوند ترمینال و برام ماشین گرفت و من برگشتم. 

عکس لباس رو برای بچه ها فرستادم.

باخبر شدم نیکان طفلی توی اردو پاش پیچ خورده. طفلک تی تی خیلی نگران بود. منتظرم تا بهم خبر بده که چطور شد!

****

لیلی و تی تی عزیزم امروز حس میکردم تک تک لحظات کنارم بودید. ممنون مهربونا.

****

شب همکلاسی زنگ زده بود و داشتیم حرف میزدیم. کپلچه اومد توی اتاق و به باباش گفت با کی حرف میزنی؟ همکلاسی بهش گفت همونی که براش پیام صوتی فرستاده بودی. میخوای باهاش حرف بزنی؟؟؟؟

کپلچه گوشی رو گرفت و باهام حرف زد. حال و احوال کردیم. از مدرسه اش پرسیدم و وقتی بهش گفتم بابات میگه تو از اون باهوش تری، کلی ذوق کرد و خندید. بهش گفتم فردا بابارو با خودت ببر بیرون و بگردید. گفت باشه. شب بخیر گفتیم و رفت! 

حس خوبی دارم. این یعنی بچه حضور من رو باور کرده و برای برقراری ارتباط پا پیش گذاشته! خوشحالم!

****

آخه خدا جونم ، این بنده ی حقیر و زبون تو چجوری ازت تشکر کنه که بتونه ذره ای از محبت هاتو پاسخگو باشه. 

فقط میتونم بگم این روزا حس میکنم سرم روی سینه اته و غرق آرامشم. منو همینجوری توی بغلت نگهدار ماما جانم.

نظرات (19)
زمان ثبت : شنبه 8 اردیبهشت 1397 ساعت 22:39 [لینک نظر]
نویسنده : بنفشه
وب/وبلاگ :
سلام عروس خانم.
خوشحالم که کم کم همه چیز جور میشه . که برید سر خونه زندگیتون

در مورد جانباز بنده خدا هم که تشنج کرد باید بگم چون یکی از نزدیکانم دچار تشنج می شه و ما متوجه شدیم در هنگام تشنج یک پیاز قاچ شده رو اگه جلو دهان و بینیش بگیریم یک دقیقه طول نمی کشه که بهوش می ادو این کار براش بسیار حیاتی هست . تشنج خیلی سخته....خدا همه مریضا رو شفا بده
چیز دیگه ای که می خواستم بگم گویا در قدیم نوزاد که به دنیا می امد توی دهان نوزاد خیلی خیلی کم روغن محلی می زاشتن گویا اینکار مانع از سردی مغز می شده که کودک بعدا تشنج نکنه ....
پاسخ:
سلام عزیز. چه چیزهای خوبی میدونی. قدیمیا خیلی میفهمیدند. یه دوره ای اومدیم گفتیم همش غلط بوده و علمی نیست. حالا علم هی داره حرفای اونارو ثابت میکنه.
زمان ثبت : شنبه 8 اردیبهشت 1397 ساعت 16:35 [لینک نظر]
نویسنده : مریم بانو
وب/وبلاگ :
مبارک باشه عروس خانوم ایشالا به سلامتی و دل خوش
پاسخ:
ممنون عزیز دلم.
زمان ثبت : شنبه 8 اردیبهشت 1397 ساعت 11:49 [لینک نظر]
نویسنده : هستی
وب/وبلاگ :
سلام عزیزم.

امیدوارم جواب ام ار ای خوب باشه و زودتر خوب خوب بشی.

خوشحالم که لباس عروس خریدی . خیلی هم عالی و شیک و اروپاییه.

بی صبرانه منتظر روز عقدکنون هستم , حتی تصور کردنت تو اون لباس و با ارایش برام شیرینه.

خوشبخترین باشی خواهرم
پاسخ:
سلام عزیز دل.
ممنون از محبتت.
دلم برات تنگ شده.
زمان ثبت : شنبه 8 اردیبهشت 1397 ساعت 02:11 [لینک نظر]
نویسنده : مارال
وب/وبلاگ :
مبارکت باشه عروس خارجی نازنین
پاسخ:
مرسی مارال جونم
زمان ثبت : جمعه 7 اردیبهشت 1397 ساعت 20:36 [لینک نظر]
نویسنده : گل آبی
وب/وبلاگ :
حال خوبت پایدار و طولانی .....
پاسخ:
ممنون رفیق
زمان ثبت : جمعه 7 اردیبهشت 1397 ساعت 20:24 [لینک نظر]
نویسنده : آگوستینا
وب/وبلاگ :
خدارو هزار مرتبه شکر رافائل عزیز
پاسخ:
ممنون مهربون.
زمان ثبت : جمعه 7 اردیبهشت 1397 ساعت 19:28 [لینک نظر]
نویسنده : لیلا م
وب/وبلاگ :
سلام
مبارکتون باشه انشالله
ایام بکام
پاسخ:
سلام. ممنونم.
زمان ثبت : جمعه 7 اردیبهشت 1397 ساعت 19:14 [لینک نظر]
نویسنده : مرضیه
میگن دخترا رفتار و اخلاق خانواده پدری رو به ارث میبرن فک کنم خلقیات خواهرشوهر رو ببینید رفتار کپلچه ام دستتون بیاد:))
پاسخ:
چه نکته ی جالبی. شاید همین طور باشه. آخه خواهرشوهر هم دم دست نیست.
زمان ثبت : جمعه 7 اردیبهشت 1397 ساعت 17:37 [لینک نظر]
نویسنده : مرضیه
الهی صدهزار مرتبه شکر
از راه دور حسابی میبوسمت بانو:) شومو از اولش اروپایی طور بودی قربونت برم:*
کپلچه اینطور که معلومه کوک شونده خداروشکر نداره واگرنه هممممه بچه ها روح پاک دارند و زود ارتباط برقرار میکنن
پاسخ:
قربون محبتت عزیزم.
من که امیدوارم مادرش به آرامش بچه فکر کنه.
کپلچه خیلی توداره . اصلا نمیشه فهمید چی توی کله ش میگذره.
زمان ثبت : جمعه 7 اردیبهشت 1397 ساعت 15:32 [لینک نظر]
نویسنده : زهرا
وب/وبلاگ :
سلام
خوب هستین؟
نمیدونم چجوری شروع کنم حرفامو
ی دوستی وبلاگ تو رو بهم معرفی کرد، منم مشتاق شدم از اول وبلاگ خوندم بیشتر پست هاتون رو، خیییلی زیاد بود ولی بیشترشون رو خوندم ک در مورد خودتون بود
واقعا از وبلاگتون خوشم اومد
خیلی دوست دارم ی مشورتی باهاتون بکنم در ی موردی
ادرس ایمیلم رو گذاشتم، ممنون میشم ی ایمیل بزنید کمی حرف بزنیم
موفق باشین
پاسخ:
سلام. زهرا جان فردا صبح برات ایمیل میفرستم.
زمان ثبت : جمعه 7 اردیبهشت 1397 ساعت 14:58 [لینک نظر]
نویسنده : لیلی
وب/وبلاگ : http://cafeleyli.blogfa.com
من به عنوان یک شهروند عادی آرزو دارم در رابطه ات با همکلاسی، زیاد احساساتی نشی
من جای همکلاسی بودم با کلاه خود در ناحیه صورت کنارت مینشستم
پاسخ:
اتفاقا همیشه بهش میگم وقتی با هم زندگی کنیم تو همیشه کبودی
باید بهش بگم کلاه خود رو امتحان کنه.
زمان ثبت : جمعه 7 اردیبهشت 1397 ساعت 13:51 [لینک نظر]
نویسنده : لیلی
وب/وبلاگ : http://cafeleyli.blogfa.com
خواهرک ان شاالله موقعه خودش همون چیزی که دوست داره رو بپسنده و بخره
دقیقا انتخابت مثلِ همون چیزی بود که تو فکر من می گذشت و از دیدنش شوکه شدمدقیقا عین عروس اروپایی ها میشی
چه خوب همکلاسی هم شنگول شده
پاسخ:
ببین بعد میگی نباید بخورمت. چند دفعه گفتم اوج احساسات من در دندونامه. احساساتی میشم دندونام میخاره. الان دوست داشتم اینجا بودی و گازت میگرفتم.
آره. همکلاسی حسابی کیفول شد وقتی تو نظرش رو تائید کردی. طفلکی رو خیلی خسته کردم.
زمان ثبت : جمعه 7 اردیبهشت 1397 ساعت 13:03 [لینک نظر]
نویسنده : لیلی
وب/وبلاگ : http://cafeleyli.blogfa.com
دیروز که صدایِ همکلاسی رو کنارت میشنیدم، خیالم راحت بود...که هست و تنها نیستی که زندگی قشنگتر از اون چیزی که ما فکرش رو می کنیم، غافلگیرمون میکنه...که خدا همچنان هوامون رو داره...

لباست خیلی شیک و قشنگه، عینِ خودت
پاسخ:
وای لیلی چه حس خوبی به من دادی. خدا همچنان هوامونو داره و زندگی قشنگ تر از اونبه که ما تصور میکنیم.
لیلی همکلاسی دیروز گفت بهت زنگ بزنم و ازت در مورد جای خرید سوال کنم. وقتی تو گفتی همون مفتح رو بگرد چشاش برق میزد. گفت: دیدی گفتم همینجا بهتر از جاهای دیگه است.
مرسی عزیزم. البته فکر کنم خواهرک زیاد خوشش نیومده. کلا سلیقه ی من با بقیه متفاوته دیگه
زمان ثبت : جمعه 7 اردیبهشت 1397 ساعت 10:35 [لینک نظر]
نویسنده : ستاره
چه عالی مبارکت باشه رافائل جان. خیلی خوشحالم برات
پاسخ:
ممنون ستاره جونم.
زمان ثبت : جمعه 7 اردیبهشت 1397 ساعت 10:15 [لینک نظر]
نویسنده : لاله
وب/وبلاگ :
رافایل جان وقتی با کبلچه حرف زدی اشک اومد تو چشمم . خ.شبخت باشی و لباس مبارک
کگاش یه صفحه اینتستاگرتم موقت میزدی ما عکس لباس رو میدیدم
وای مردیم از کنجکاوری
پاسخ:
لاله جون ممنون از محبتت. توی فکرش هستم یه صفحه ی اینستاگرام مخصوص بچه های وبلاگ درست کنم. یه کم سرم خلوت بشه حتما این کار رو میکنم.
زمان ثبت : جمعه 7 اردیبهشت 1397 ساعت 09:17 [لینک نظر]
نویسنده : میترا
وب/وبلاگ :
سلام عروس جون.خیلییییییی برای این روزات خوشحالم عزیزم.امیدوارم همیشه این حال و احواله دلت باشه.خداروشکر.رافی جون لدفن عکس گذاشتن توی وبلاگ رو امتحان کن.ما ها بعنوان خواهر عروس دلمون میخواد عکسها رو ببینیم.
رافی جونم یه وبسایت هست به اسم چی نپوشیم که یه سری توصیه ها درمورد لباس و فرم بدن و عروسی و.....داره اگه دوست داشتی سر بزن
پاسخ:
سلام میترا جونم. عزیز دلم دوست دارم عکس بذارم ولی با گوشی نمیشه. منم تنبلم حوصله ندارم لپتاب رو در بیارم.
اون وب سایت رو میشناسم. توی اینستاگرام پیجشون رو دنبال میکنم.
زمان ثبت : جمعه 7 اردیبهشت 1397 ساعت 08:08 [لینک نظر]
نویسنده : شیرین
وب/وبلاگ :
رافائل ایا میشه منم توی همه این روزای خوشمزه یاد کنی و خیال کنی که کنارت هستم و ذوق میکنم برات؟!
پاسخ:
چرا نمیشه شیرین جونم. من واقعا در هر موقعیتی یاد یکیتون میفتم. خواهر هستی توی شهر شما ساکنه و میدونه من خیلی اونجا رو دوست دارم. زنگ زده بود و میگفت باید تابستون بیاین خونه ی ما . اتفاقا یاد تو افتادم و گفتم اگه بریم میتونم شیرین رو هم ببینم.
وقتی لباس میخریدم تصور میکردم هر کدومتون چه نظری ممکنه داشته باشید. دعا کردم به حق این ماه عزیز تموم مجردها این شادیها قسمتشون بشه.
زمان ثبت : جمعه 7 اردیبهشت 1397 ساعت 00:53 [لینک نظر]
نویسنده : دردانه
وب/وبلاگ :
و چه خوب با کپلچه حرف ردی
الهی همیشه بهترین ها برات اتفاق بیفته
پاسخ:
ممنون دردانه جانم
زمان ثبت : جمعه 7 اردیبهشت 1397 ساعت 00:51 [لینک نظر]
نویسنده : دردانه
وب/وبلاگ :
سلام رافائل جان عزیزم اول اینکه الهی نتیجه آزمایش و ام آر آی خوبه و عالی و الهی همیشه خوب و عالی باشی و سلامت ، خدا به همه سلامتی بده الهی
خرید مبارکه عزیزم ، الهی که به عشق بپوشی و تا همیشه خوشبخت باشی و پر از زندگی ، چقدر خوشحالم که با تی تی و لیلی جان همراه بودی تلفنی و خوش بودید برای لحظاتی در کنار هم ، تا همیشه دل هاتون به هم گرم رافائل جان .... الهی دیدار حضوری با لیلی و تی تی ، امیدوارم برای نیکان جان هم مشکلی پیش نیامده باشه ....
پاسخ:
سلام دردونه جونم.
منم امیدوارم نتیجه ی ام آر آی خوب باشه.
قربون محبتت دردونه ی عزیزم. خداروشکر نیکان جونم فقط پاش ضرب دیده و زودی خوب میشه.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :