X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
زمان ثبت : سه‌شنبه 28 فروردین 1397 در ساعت 16:44
نویسنده : رافائل
عنوان :

مادر

دیروز بعد از صحبت با خواهرک مادر با من حرف زد و پرسید چطوری؟ و من گفتم: خوبم. به قول خواهرک باید بگیم خوبیم تا خوب باشیم.

فکر میکنم فهمید که ناراحتم. 

امروز بعد از حرف های معمول گفت: هروقت می خوای بری کلونوسکوپی بگو که بیایم پیشت. فوقش من میمونم خونه و خواهرت باهات میاد بیمارستان. گفتم: باشه. اگه قرار شد برم بهتون خبر میدم.

****

امروز صبح خیلی سرد بود. مثل زمستون یه عالمه لباس پوشیده بودم. 

****

نمیدونم چرا نمیتونم به محیط این کارخونه عادت کنم. هرکاری میکنم که فکر کنم قراره سالها اینجا کار کنم نمیشه که نمیشه.

مدتهاست دنبال ارضاء حس مفید بودن در محل کار نیستم. میدونم حداقل اینجا برای مدیران ارشد هیچ اهمیتی نداره که من چه توانایی هایی دارم یا چه کارهایی را قادر هستم انجام بدم. اینجا فقط روابط حاکمه و بس. 

****

امروز از اون روزهاییه که الکی حوصله ام سر رفته

نظرات (2)
زمان ثبت : چهارشنبه 29 فروردین 1397 ساعت 07:59 [لینک نظر]
نویسنده : طیبه
من سه شنبه تو اداره منجمد بودم و هیچ کاری نتونستم انجام بدم.کار هم دارم
پاسخ:
آخی. امیدوارم الان شرایط بهتر شده باشه. امروز هوا یه کم بهتره. خودت خوبی؟
زمان ثبت : سه‌شنبه 28 فروردین 1397 ساعت 17:04 [لینک نظر]
نویسنده : تیلوتیلو
منم حوصله م سر رفته
ولی من کلا هیچ کاری ندارم فعلا
پاسخ:
ای بابا. من کار زیاد دارم. فقط نمیدونم کی باید انجامشون بدم.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :