زمان ثبت : یکشنبه 26 فروردین 1397 در ساعت 21:37
نویسنده : رافائل
عنوان :

محضر

آقو ما یک ماهه به این همکاران اهل ولایت غربت گفتیم برامون یه محضر که خوش نام و شیک باشه پیدا کنند و دریغ از یک ذره همت! 

آخرش امروز رفتم توی اینترنت و لیستی از محضرهای این شهر رو پیدا کردم و حالا باید برم ببینم فضاشون چجوریه! 

توی این گشت و گذار اینترنتی تازه فهمیدم باید شناسنامه ی بابا و گواهی فوتش همراهمون باشه.

بعد هم فهمیدم حین مراحل مختلف تست های آزمایشگاهی خانم ها باید واکسن کزاز هم بزنند.(حالا چرا خانم ها؟ آدم تصور میکنه قراره میخ بره توی تنش اونم میخ زنگ زده باورکنید من بی ادب نیستم ولی واقعا اینکه این شرط فقط برای خانم هاست کمی خنده دار بود)

حالا با این شرایط باید برم از دکترم بپرسم ببینم تزریق واکسن کزاز برای منی که داروهای سرکوب کننده ی سیستم ایمنی مصرف میکنم مشکلی ایجاد نمیکنه؟

بعدش هم فهمیدم جواب آزمایشگاه صرفا تا یک ماه معتبره و باید تا اون مدت عقد انجام بشه وگرنه آزمایش میبایست دوباره انجام بشه.

مورد بعدی که فهمیدم این بود که اونقدر هیجان افراد در هنگام ازدواج زیاده که تقریبا هیچکدوم از زوجین اطراف من مراحل عقدشون رو به یاد نداشتند. بعد اونوقت من موندم چجوری قراره اون یک ساعت جلسه ی توجیهی  مربوط به آمیزش جنسی و جلوگیری و ... رو به خاطر داشته باشند؟ 

بگذریم!

****

همکلاسی با یک پشتکار بی مانند ساعتش رو انتخاب کرد و خرید. بهش میگم لطفا همین اندازه پشتکار رو برای پیدا کردن خونه و باقی مراحل شروع زندگیمون به کار ببر!

****

خدایا سپاس و هزاران مرتبه سپاس برای بارش های بی نظیر و برای این سرمای زمستانی دلپذیر در بهاری زیبا!

خدایا سپاس   و هزاران مرتبه سپاس برای شب های آرامت!

خدایا لطفا آرامش رو در وجود من جاری کن!

پ.ن. تصمیم گرفتیم به دلایلی خاص در همین شهر محل سکونتم مراسم عقد رو برگزار کنیم. اینجا اومدن برای عزیزانمون راحت تره!

نظرات (19)
زمان ثبت : سه‌شنبه 28 فروردین 1397 ساعت 15:39 [لینک نظر]
نویسنده : دردانه
وب/وبلاگ :
رافائل عزیزم الهی که یه جشن عقد عالی و شیرین و رویایی داشته باشی و تا همیشه خوشبخت باشی .....همه چی عالی میشه به امید خدا
ساعت همکلاسی هم مبارک
به عشق باشید
پاسخ:
دردانه ی مهربونم ممنون از محبتت و ممنون بابت همراهی و این همه حس خوبی که به من میدی.
زمان ثبت : دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 21:52 [لینک نظر]
نویسنده : لاله
وب/وبلاگ :
ایشالا تو قشنک ترین لحظات زندگی تون این ساعت وقت رو نشونتون بده خوشبخت باشی دخترم
بیا رشت عقد کن من بیان قند بسابم
پاسخ:
قربون محبتت لاله جون. راستش به دلایلی دوست ندارم بیام شمال برای عقد. اما دوست داشتم شما دوستای خوبم کنارم باشید.
زمان ثبت : دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 17:04 [لینک نظر]
نویسنده : زیرزمینی
بخاطربارداریه نه میخ
البته میخم میتونه باعث بارداری بشه
پاسخ:
بچه ها توضیح دادند. ولی آخه از بچگی میگفتند مراقب باشید میخ یا سوزن نره توی پاهاتون که کزاز میگیرید. آدم یاد میخ میفته دیگه
زمان ثبت : دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 16:38 [لینک نظر]
نویسنده : رزا
وب/وبلاگ :
میخ زنگ زده...ترکیدم از خنده
آخ جون آخ جون عروسی. کیلی لی لی لی(آیکون رقص و پایکوبی)
مبارکت باشه رافائل جون. امیدوارم هر روز از خوشحالی قند توی دلت آب بشه.
پاسخ:
خوشحالم که خندوندمتون. مرسی مهربونم.
زمان ثبت : دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 15:55 [لینک نظر]
نویسنده : شن های ساحل
وب/وبلاگ :
گلم سختش نکردم من سر عقدم خیلی دست تنها بودم همه کارهاشو تقریبا خودم کردم حتی محضر خودم پیدا کردم سالن عروسی هم پیشنهاد خودم بود اگه برات زیاد یا گیج کنندس یه کاری کن یه کاغذ بردار یه ستون بنویس وسایل مورد نیاز خب برای وسایل بنویس قرآن کله قند 2 عدد .کاسه یا ظرف بلوری اندازه مثلا 15 سانت برای چیدن بادوم و عسل و بقیه. من جام بلوری انتخاب کردم هم قشنگ هم شیک به پایه جام روبان بستم خب پس 6 تا جام میخری همه مغازه ها هم دارن.توی یکی عسل میریزی دومی بادوم میچینی سومی گردو چهارمی نون سنگک و یکم پنیر و سبزی داخلش پنجمی یکم ماست ششمی سکه و نبات.یه کاسه هم 5 تا تخم مرغ سفت میکنی رنگشون می کنی یا شکل میکشی یا اماده میخری به نیت پنج تن میزاری توی کاسه.برای سفره زیرش می ری هر پارچه فروشی که نزدیکتون بود یک متر و نیم پارچه قشنگ مثلا سفید و طلایی میخری لبه هاش می دوزی از همون مغازه یک متر پارچه حریر می خری لبه هاش می دوزی میشه میشه پارچه بالای سرتون اونم نه از یکی از دوستات قرض میگیری.آینه و شمعدون می برین حلقه ها. شمع که باید باشه سفید یا صورتی یا طلایی.چادر عروس احتیاج داری چادر رنگ روشن هم می تونی قرض بگیری هم بخری اگه بخوای آماده هم هست که دیگه ندوزیش.دیگه روز قبلش یه دست گل قشنگ می گیرین برای سر سفره...می اونی اون جام هارو از قبل آماده کنی بچینی داخل یه سبد مثلا بینشون روزنامه بزاری که تکون نخورن و یک جعبه شیرینی هم باید روز قبل بگیرین که بعد از عقد بقیه دهنشون شیرین کنن. برای زیر لفظی احتیاج نیست خیلی هزینه کنی مثلا یه تو گردنی یا انگشتر سبک هم جواب میده اصلا اونم نه اصلا نمیخوای هزینه کنی از دوستی آشنایی یه تیکه طلا قرض میکنی سر سفره همکلاسی بهت بده دهن فامیل بسته بشه
حالا ترتیب کار اینجوری اول محضر بعد که تایید شد با محضر دار هماهنگ می کنین یه روز رزرو می کنین درست یادم نیست ولی مثل اینکه جواب آزمایش و شناسنامه هلتون باید بدین دست دفتردار باشه برای زمانش صبح زود اذیت میشی ظهر بقیه توقع ناهار دارن خیلی عصر باشه ساعت 7 یا 6 باشه توقع شام دارن یهترین ساعت بنظرم 4 تا 5 برای عقد قبلش هم می تونی بری آرایشگاه.حالا روز محضر مشخص شد باید بری آرایشگاه یه آرایشگاه نزدیک خونه پیدا می کنی میگی برای فلان روز ظهر یا صبح میخوام بگو عروسی دارم می رم نگی عقدمه نامزدیمه ها دو برابر باهات حساب می کنن میگی مهمونی دعوتم آرایش سبک و اروپایی میخوام آرایش خلیجی نمیخوام موهات هم یا شینیون می کنی برات می بندن یا براشینگ همون سشوارو اتو مو من میگم فقط براشینگ کن برای شینیون خیلی تافت مو مواد شیمیایی می زنن ریشه موهات هم اذیت میشه..اگه دوست داری همکلاسی بیاد دنبالت دم در آرایشگاه بیارتت خونه لباست عوض کنی برین محضر یا نه اصلا خودت یه اسنپ میگیری می ان خونه از اونجا می رین..برای ماشین باهم مشورت کنین ببینین دوست دارین ماشینتون تزیین داشته باشه یا نه...چقدر حرف زدم کف کردم...ببین اگه کاری کمکی بود بگو هستم.اهان راستی هزینه محضر خیلی کمتر از اینکه بیاد داخل خونه...و جدی ترجیح می دادی بهت نگم؟کاری که معمولا بقیه می کنن فکر می کنن ولش کن خودشون یه کاری می کنن دیگه ولی بنظرم درست نیست اگه اطلاعات داشته باشی می تونی برنامه ریزی کنی کارهات راحت تر انجام میشه
پاسخ:
عزیز دلم ممنون از اینهمه وقت و انرژی که برام گذاشتی! اون پارچه ای که روی سر میگیرند رو خودم دارم. برای داداش و زن داداش خودم دوختم و سنگدوزی کردم. چادر هم من سر نمیکنم. با مانتو و شال میرم. سفره ی عقد رو باید ببینم محضر خودش اتاق و سفره داره یا نه. آخه بعضی محضرها خودشون دارند. اما باقی نکاتی که گفتی رو سعی میکنم دونه به دونه انجام بدم. ممنون از محبتت عزیزم.
زمان ثبت : دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 13:21 [لینک نظر]
نویسنده : نون سین
خوب کاری میکنی که دنبال اینی که از دکترت بپرسی ...
خب سلام اول
من اعتراف کنم :) من وبلاگتو یهویی دیدم و جذبش شدم و ۵ ۶ صفحه اخرشو خوندم و بعد رفتم از اول اول شرو کردم به خوندن هنوز ۱۰ ۱۵ صفحشو خوندم و دارم همینطوری جلو میام هی ...
به عنوان یک دختری که تازه ارشدشو تموم کرده زندگیت واسم جذابه خدایی ... و دوسش دارم فکر کنم ... شاید احمقانه به نظر بیاد ولی دوست میدارم که همچین مسیری رو طی کنم تو زندگیم مثلا ... مدیر تولید بودن باید هیجان انگیز باشه ...
یا همین مستر همکلاسی که کم کم فکر کنم بتونی اسمشو ارتقا بدی:دی
خوب کاری کردی که جلوی ترسات وایسادی ... خوب کردی که قبولش کردی ... خوب میکنی که میخوای بچه اش پیشتون بمونه ... به عنوان نمونه توصیه میکنم شقایق دهقان رو نگاه کنی با بچه مهراب ... خیلی رابطشون خوبه ولی شقایق قرار نبوده مادرش باشه ... و مادرش هم نیست دیگه ... دوستشه و خوبن با هم و حال میکنن ... :) فکر میکنم که موفق بشی ...
همین دیگه... اهان در مورد مقاومتت با بیماریت هم ایول! تحسینت میکنم دختر!
پاسخ:
سلام. خوش اومدین. یه بار جوابتون رو نوشتم ولی به علت سرعت بالای اینترنت ثبت نشد.منم رابطه ی شقایق رو با دخترخونده اش دوست دارم. امیدوارم از همراهی با من لذت ببرید و باعث تکدر احوالتون نباشم.
زمان ثبت : دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 13:04 [لینک نظر]
نویسنده : مریم بانو
وب/وبلاگ :
مبارک باشه رافائل جونم خیلی خوشحال شدم
منم سه سال پیش واکسن کزاز زدم که اتفاقا بعدش جاش خیلی دردناک شد و ورم کرد
پاسخ:
ممنون مریم بانوجان. خواهرم هم به تازگی تزریق کرد بعدش درد عضلانی داشت.
زمان ثبت : دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 11:24 [لینک نظر]
نویسنده : شن های ساحل
وب/وبلاگ :
سلام رافی جان کزاز بنظرم چون خانوم بیشتر در خطر هستن میگن بخاطر حاملگی و خطری که برای بچه داره و اما شما شهرت بگو من یه دفتر خونه خوب معرفی کنم؟بعدم اینکخ سفره عقد توی محضر میندازین دیگه چون به دو صورت بود قبلا یا محضر با میگفتین بیان خونه اگه کحضر می گیرین سفره عقد سفارش میدی یا خودت درست میکنی؟اگه خودت درست کنی خب ارزون تر میشه اول که یه سفره برای زیر وسایلت میخوای اکثرا ترمه یا یه پارچه سنتی میندازن بعد قرآن و ظرف بادوم و وظرف عسل و ظرف شیرینی و نون سنگک و حلقه و پارچه ای که بالای سرتون میگیرین و 2 تا کله قند و ظرف تخم مرغ و اکثرا پلاستیکی میذارن و ظرف ماست که ما نداشتیم عجیبه ظرف نبات و گردو و خب طبق تجربه من کفش راحت بپوش بیشتر از سه سانت پاشنه نداشته باشه اون موقع ادم گیج سخت میشه پاشنه بلندتر اگه برای آرایشت آرایشگاه میری از یک ماه قبل وقت بگیر برای مانتو سفیدت یکم طلایی روش داشته باشه قشنگ میشه البته سلیقه ای.به مادر شوهرت بگو جادری که میخواد سر عقد سرت کن از قبل بهت نشون بده که اگه دوست نداشتی عکست زشت نشه اگه چادر نگرفتن خودت بگیر به فکر زیر لفظی باش خاطره قشنگی میشه اگه نگرفتن خودت بگیر چون ازدواج دوم پسرشون ممکن تنبلی کنن یا فکر کنن ولش کن .در مورد حق طلاق با همکلاسی حرف بزن حق طلاق بگیر مرد تو فرشته هم باشه شرایط دنیا معلوم نمیکن چی پیش می اد.لوازم عقد همشون سمت کوچه برلن تهران هست با قیمت مناسب...برای مانتو هم تا چه قیمتی میخوای هزینه کنی بگو بهت معرفی کنم؟
پاسخ:
وای اینایی که تو گفتی چقدر زیاده. بذار من یه کم بهشوگ فکر کنم. اول محضر رو مشخص کنم ببینم اتاق عقدش چجوریه! چقدر سختش کردی
زمان ثبت : دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 11:19 [لینک نظر]
نویسنده : گلی
وب/وبلاگ :
سلام خیلی خیلی تبریک میگم زندگی تون داره وارد مرحله جدیدی میشه مبارکه ارزوهای خوب براتون دارم زندگیتون پر از رنگ های قشنگ
پاسخ:
سلام گلی جون. ممنون عزیزم.
زمان ثبت : دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 10:23 [لینک نظر]
نویسنده : بهار شیراز
وب/وبلاگ :
به سلامتیییییییییی...دارم تصورت میکنم با لباس سفیدددددعروسی
دلبریتو کمترش کن
پاسخ:
عه عمه؟ کمترش کنم؟؟؟؟؟
زمان ثبت : دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 09:47 [لینک نظر]
نویسنده : تیلوتیلو

یعنی بهتره هیچی نگم چون همیش میشه بی ادبی
امیدوارم هرکجا برگزار میکنی بهترینها اتفاق بیفته
امیدوارم همه چیز با شادی و بینظیر باشه
پاسخ:
ممنون تیلو جان. من خودم دیشب اینارو توی سایت میخوندم و میخندیدم.
زمان ثبت : دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 09:42 [لینک نظر]
نویسنده : نرگس
وب/وبلاگ :
سلام به به خدا را شکر هوای بارانی و بهاری، حال و هوای عروسی و... چه خوب . ما را پرتاب کردی به 18 سال پیش . راستی برای ما کلاس آموزشی نگذاشتند ، دلیلشان هم جالب بود. گفتند خوب هردو تحصیلکرده هستید پس کلاس که لازم ندارید و من هم شگفت زده که مثلاً تحصیلات من در رشته ریاضی و بعد هم عمران چه ربطی به این کلاس دارد ، ولی خوب 18 سال قبل ان هم تو یک شهر از خطه جنوب ، کدام دختری رویش می شد که این سوال را بپرسد . برای همین سرخوش و خندان تشکر نموده و رفع زحمت کردیم . دریغ حتی از یک کلمه و یا جمله ارشادی .این هوای پاک را استنشاق می کنم و خدا را شکر می کنم که برای پیوند مبارک رافی جانم سنگ تمام گذاشته و قطرات باران و ذرات برف رقص کنان و شادی کنان ما را در این شادی همراهی می کنند . لحظات همه عزیزان پر از برکت و رحمت . نرم نرمک می رسد اینک بهار زندگی رافی جان .
پاسخ:
نرگس جان، واژه واژه نوشته هات رو بلعیدم. از بس که حس خوب داشت. ممنونم از بودن و همراهیت.
زمان ثبت : دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 08:13 [لینک نظر]
نویسنده : هستی
وب/وبلاگ :
سلام عزیزم.

ساعت همکلاسی مبارک باشه. انشاله با همین همت و پشتکار همه کارهاتون به خوبی انجام بشه.

میبینم که مد شده همه تون دارین واکسن کزاز میزنین. اون از خواهری این هم از تو.
پاسخ:
والله من تمایلی به واکسن زدن ندارم. تو شرایط آزمایش عقد نوشته بودند.
زمان ثبت : دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 04:24 [لینک نظر]
نویسنده : ستاره
من که یادمه کزاز نزدن. آموزش جنسی هم یادمه فقط و فقط روشهای مختلف پیشگیری رو گفتن
پاسخ:
سلام. کزاز رو میپرسند. اگر بیش از ده سال از آخرین تزریق گذشته باشه تزریق میکنند.
زمان ثبت : دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 00:38 [لینک نظر]
نویسنده : نرگس
وب/وبلاگ :
سلام عزیز. واکسن کزاز احتمالا برای اینه که اگر خانم باردار بشه دیگه برای کودک نیاز به واکسن حین بارداری نیست. پس تا قبل از باردار شدن واکسن میزنن که دیگه در بارداری و حین تولد نوزاد نیاز نباشه.
پاسخ:
سلام بر نرگس جان باهوشم. چقدر خوب توضیح دادی. شبهاتم از بین رفت.
زمان ثبت : یکشنبه 26 فروردین 1397 ساعت 23:30 [لینک نظر]
نویسنده : طیبه
منهم هیچی از مراحل عقدم یادم نمیاد
کلاس هم نرفتم چون دوستم مسئولش بود اجازه داد نریم کلاس به جاش با بابای نیکان رفتیم یه پارک نشستیم حرف زدیم و با دوربین یاشیکای من که همیشه همراهم بود عکس گرفتیم و آبمیوه هم خوردیم
پاسخ:
نگران نباش. اکثرا همینجوری هستند.
اون عکس و آبمیوه نوش جونتون. خیلی هم عالی.
زمان ثبت : یکشنبه 26 فروردین 1397 ساعت 23:28 [لینک نظر]
نویسنده : طیبه
اول بگم کلی خندیدم بعدا میام کامنت می ذارم
همت و پشتکار درباره ساعت ستودنی بود.ای ول
پاسخ:
چه خوب که خندیدی. آره والله. حالا اگه سرویس من بود!
زمان ثبت : یکشنبه 26 فروردین 1397 ساعت 22:49 [لینک نظر]
نویسنده : لیلی
وب/وبلاگ : http://cafeleyli.blogfa.com
نمی خواد دنبال جوابِ واکسنِ کزاز باشی، من بهت اطمینان میدم لازمِ! میخ واسه مورچه است

در مورد واکسن، تا جایی که یادمه، برایِ دارویِ تو ایرادی نداره! ممکنه هم یادم رفته باشه

نگران من نباش من همون اسبِ چموشم که الان خاموشم!
پاسخ:
اسب چموش من حداقل گاهی یه شیهه بکش. دلم برات تنگ شده آخه بی انصاف.
از اینترنت جویا شدم، گویا برای داروی من مشکلی نداره.
زمان ثبت : یکشنبه 26 فروردین 1397 ساعت 21:35 [لینک نظر]
نویسنده : گل آبی
وب/وبلاگ :
سلام. دررمورد واکسن کزاز، اگر کارت واکسیناسیون داشته باشی که کمترراز دهذسال قبل واکسن زده باشی، تزریق نمیکنن. به نظرم با دکترت،صحبت کن و اگر لازم شد ازشون بخواه کارت بگیرن یا نامه بدن. کلاس آموزش هم در حد بسیاررمزخرف و الکی، فقط در مورد قرص خوردن و جلوگیری کردن است. هیچ اطلاعات مفیدی هم نمی دهد!
( البته اطلاعات من مال هفده، هجده سال پیش هست، ولی بعید میدونم تغییری کرده باشه )
انشاله که مبارکت باشه و عاقبت به خیر بشی
پاسخ:
گل آبی عزیزم سالهاست که واکسن کزاز رو نزدم. باید با دکترم مشورت کنم.
همه همینو میگن که توی کلاس ها چیز زیادی به افراد یاد نمیدن.
راستی منم در همین لحظه داشتم وب تو رو میخوندم. جالب نیست.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :