X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
زمان ثبت : جمعه 24 فروردین 1397 در ساعت 22:22
نویسنده : رافائل
عنوان :

جمعه ی دلنشین

جمعه ای که شنبه ی بعد از اون تعطیل باشه واقعا دلنشینه. مگه نه؟

صبح ساعت ده و نیم(دقت بفرمایید ؛ ده و نیم) با صدای زنگ گوشی بیدار شدم. همکلاسی بود. تعجب کرده بود که تا اون ساعت خوابیدم. همزمان مادر زنگ زد به خونه. مادر هم از اینکه باهاشون تماس نگرفته بودم تعجب کرده بودند. آخه سابقه نداشت من تا ساعت ده و نیم صبح بخوابم. دیروز خیلی خسته شده بودم و شب هم یه قرص ضد آلرژی خورده بودم و همین باعث شد که تا اون موقع بخوابم. 

دیروز توی راه بودم که همکلاسی عکس سشواری که برام خریده بود رو فرستاد. صبح فرصت نشد با هم بخریم و غروب بعد از اینکه منو راهی کرده بود، رفت و از نمایندگی سشوار مدنظر رو خرید. 

صبح خونه تمیز کردم و جاروبرقی کشیدم و ناهار پختم و بعد هم دوش گرفتم . به گلپر زنگ زدم و باهاش حال و احوال کردم. غروب هم هستی و خرمالوجون همراه مامان هستی که مدتی ه اومده پیش هستی، اومدند خونه ی من و آش رشته آوردند و دور هم خوردیم. 

از اونجایی که همکلاسی تازه کت و شلوار خریده میگه نمیخواد برام کت و شلوار بخری. هرچی میگم اینجوری که نمیشه، حرفم  رو قبول نمیکنه. منم گفتم من علاقه ای به جفت ساعت ندارم. ساعت هم دارم. منم ساعت نمیخوام. به جای کت و شلوار یه ساعت برند برات میخرم( آخه همکلاسی عاشق ساعته) تمام امروز داشت از سایت ایران تایمر برام عکس و مشخصات ساعت میفرستاد. 

دیروز برای مادرشوهر شیرینی بردیم. همکلاسی به مادرش گفت: شیرینی سلیقه ی منه اگه خوشت نیومد هم از چشم من ببین. مامانش گفت: مگه تو سلیقه ات بده؟ از زنی که انتخاب کردی معلومه خوش سلیقه ای! 

یعنی مادرشوهر اینجوری حرف بزنه  گونی گونی قند توی دل آدم آب میشه ها!

راستی مادرشوهرم وقتی میخواد منو صداکنه بهم میگه: عروس.

میگفت: عروس برات چایی بریزم! عروس بالشت بدم یه کم بخوابی! عروس میوه بخور و ...‌

اینقدر این عروس گفتنش شیرین بود که نگو! برادرشوهر هستی هم میخواد صداش بزنه همینجوری بهش میگه عروس. فکر کنم آذری ها اینجوری صحبت میکنند. 

***

پیشاپیش عید مبعث رو به همگی شما دوستان تبریک میگم. شنبه ی تعطیل خوبی در پیش داشته باشید

***

خدایا هرچقدر سپاسگزارت باشم بازم کمه! ممنونم.

نظرات (11)
زمان ثبت : دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 11:36 [لینک نظر]
نویسنده : نازمهر
وب/وبلاگ :
چه عروس نازنین و بافکری
خداوند درهای برکت رو به روتون باز کنه
پاسخ:
ممنون از محبت شما.
زمان ثبت : یکشنبه 26 فروردین 1397 ساعت 12:41 [لینک نظر]
نویسنده : امیر
سلام
عید مبعث مبارک
واقعا بخاطر اون عارضه ناراحت شدم امیدوارم هر چه زودتر خوب بشه
من دیدم که اون دکتر گفته مبتلا به اون بیماری که دلم نمیخواد اسمش رو بیارم نیستین. باور کنید منم خواب دیدم خوبه اگر بیشتر بررسی بشه و کمتر در موردش فکر بشه و یه متخصص پزشکی مولکولی هم ببینه.البته یه فرد زبده نه یه آدم الکی.منتظر اون روزم که بشنوم جواب این بیماری منفی بوده و شما مبتلا نیستی. الهی آمین
راستی یه وبلاگ دیدم و و وقتی تصویری که گذاشته بود دیدم یهو فکر کردم شما این شکلی هستین و در حال نوشیدن دمنوش.خودتون میتونید نگاه کنید.خیلی جالب بود.
http://varaneh.blogsky.com/1397/01/26/post-315/%DB%8C%DA%A9%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C
موفق باشید و تندرست
پاسخ:
سلام. راستش الان به اون بیماری عادت کردم. الان مشکل سیستم گوارشم خیلی بیشتر اذیتم میکنه و البته نگران. در مورد اون بیماری من با دو تا دکتر مشورت کردم و هر دو معتقد بودند که وجود داره. متاسفانه بین پزشکان نظرات مختلفی هست و زیادی درگیر شدن با اون نظرات خودش مشکل سازه.
راستی اون تصویر چقدر قشنگ بود. من البته موهای به اون بلندی ندارم. ولی یجورایی حسش شبیه خودم بود.
زمان ثبت : یکشنبه 26 فروردین 1397 ساعت 08:29 [لینک نظر]
نویسنده : هستی
وب/وبلاگ :
خریدهات مبارک عزیزم. انشالله همه رو به دل خوش و سلامتی استفاده کنی.

همشون خیلی قشنگ بودن ابجی با سلیقه من.

خوشحالم برای رابطه ات با مادرشوهرجان
پاسخ:
سلام به روی ماهت. مرسی عزیزم.
زمان ثبت : شنبه 25 فروردین 1397 ساعت 13:47 [لینک نظر]
نویسنده : آگوستینا
وب/وبلاگ :
آخ که چقدر خوشحالم برات
از اون گونیا یکمشم تو دل ما آب میشه برات
پاسخ:
ممنون مهربون. دلم میخواد بتونم همیشه شادیهامو با شما تقسیم کنم.
زمان ثبت : شنبه 25 فروردین 1397 ساعت 11:23 [لینک نظر]
نویسنده : گلی
وب/وبلاگ :
سلام دیدین حدسم درست دراومد.مادرشوهرتون حتما خیلی به خاطر داشتن همچین عروسی خوشحاله
پاسخ:
ممنون گلی جون. منم واقعا دلم میخواد که مادرشوهرم هم خوشحال باشه. دوست دارم همه خوشحال باشن. دلم میخواد رابطه مون همراه با محبت و صلح و صفا باشه.
زمان ثبت : شنبه 25 فروردین 1397 ساعت 10:35 [لینک نظر]
نویسنده : مرضیه
سلام
عیدتون مبارک عروس خانوم
همیشه به شادی
پاسخ:
سلام. عید شما هم مبارک دختر شیرازی خوشگل ما.
زمان ثبت : شنبه 25 فروردین 1397 ساعت 09:45 [لینک نظر]
نویسنده : زیرزمینی
اخیییییی...چه دل نشین...اسفند یادت نره...چشم بد ازتون دور باشه...ادم میاد وبت روحیه میگیره
پاسخ:
خداروشکر که روحیه گرفتی. چی شد یهو رفتی دختر. به اون مزاحم ها اهمیت نده. بعضی ها دوست دارند ما دیگه ننویسیم. اجازه نده به خواسته شون برسن.
زمان ثبت : شنبه 25 فروردین 1397 ساعت 00:44 [لینک نظر]
نویسنده : طیبه
آن لحظه ای که یادتان می آید جمعه ست
و فردا هم تعطیله، آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد


پدرشوهر من هم ( آذریه)به من میگی عروس یا عروس خوبم یا عروس قشنگم یا عروس بی وفا....‌بستگی داره دیگه
پاسخ:
پس درست حدس زدم. این ویژگی آذری هاست.
زمان ثبت : جمعه 24 فروردین 1397 ساعت 23:30 [لینک نظر]
نویسنده : خانم پزشک
چه جالب مینویسی .
پاسخ:
لطف دارید. خوش اومدین.
زمان ثبت : جمعه 24 فروردین 1397 ساعت 23:07 [لینک نظر]
نویسنده : لاله
وب/وبلاگ :
عاشقتم دیگه عروس
پاسخ:
من این حجم محبت رو چجوری هضم کنم آخه!!! قربون تو
زمان ثبت : جمعه 24 فروردین 1397 ساعت 22:43 [لینک نظر]
نویسنده : ali
وب/وبلاگ :
خیلی اتفاقی وبلاگتونو دیدم
از زندگیتون لذت ببرید
موفق باشید
پاسخ:
ممنونم. شما هم همینطور.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :