X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
زمان ثبت : دوشنبه 13 فروردین 1397 در ساعت 14:25
نویسنده : رافائل
عنوان :

سیزده به در خود را چگونه گذراندید؟

صبح زود با صدای همسایه ها که توی راه پله رفت و آمد میکردند و بلند بلند درمورد اینکه کجا برن از هم نظر میپرسیدند بیدار شدم. 

ساعت هفت بود.

توی رختخواب در حالیکه از پنجره به بیرون نگاه میکردم و گوشم به صحبت های دوتا پسرهای صاحبخونه بود دراز کشیدم. 

حوصله نداشتم از جام بلند بشم. 

از دیروز ظهر که برگشتم خونه تا شب که بخوابم فقط کار کردم. چمدونهارو باز کردم و لباسهارو مرتب کردم. سه بار لباسشویی روشن کردم. البته لباس های روزانه رو که خونه ی مامان میشستم. اما بارونی و پالتو و روسری ها رو باید میشستم که شستم و شب هم ساعت ده از خستگی خوابم برد. 

صبح دیدم توی رختخواب موندن فایده نداره. خونه داشت صدام میکرد. بلند شدم و صبحانه خوردم و افتادم به جون کمدها و مرتب کردنشون. بعد هم گردگیری خونه. بعد حموم و پختن غذا. 

این وسط چندباری هم با تلفن سرگرم شدم. هستی و مامان و برادر و همکلاسی.

الان تازه ناهار خوردم و باید برم ظرفهارو بشورم و بعد هم جارو بکشم. تازه یخچال رو هم باید تمیز کنم. 

فعلا تا اینجای سیزده اینجوری به در شده. حالا ببینیم بعدترش چی میشه!

****

خوب الان دیگه غروب شده. خونه رو جارو کردم. یخچال رو تمیز کردم و تازه یخچال رو به برق زده بودم که هستی زنگ زد  که دارم میام دنبالت و شده برای یک ساعت باید با ما بیای بیرون.

منم قبول کردم و سریع آماده شدم و همراهشون رفتم جایی که زیرانداز پهن کرده بودند و مامان و خانواده ی برادرش اونجا منتظرمون بودند. 

یک ساعت دور هم نشستیم و عکس گرفتیم و هندوانه خوردیم و بعد هم جمع کردیم و برگشتیم خونه. جلوی در وقتی از ماشین پیاده میشدم پام رفت توی شیار پل جوی آب و فرو رفتم اون تو.

یه پا بیرون و یه پا داخل جوی آب.

بیچاره هستی و خونواده کلی ترسیدند.

اصرار کردند که بریم درمونگاه.

گفتم : خوبم.( در طول عید به اندازه ی کافی دکتر و درمونگاه دیده بودم) . پایی که بیرون جوی آب بود کمی پیچ خورده و به جدول کشیده شده بود.

اومدم خونه و مچ پام رو که درد میکرد با روغن زیتون ماساژ دادم. 

درد پام بیشتر شده ولی به خودم میگم: بهش اعتنایی نکن تا خودش خوب بشه!

****

اینم از سیزده به در ما.

خداکنه عاقبتش به خیر باشه!


نظرات (13)
زمان ثبت : شنبه 18 فروردین 1397 ساعت 11:23 [لینک نظر]
نویسنده : تیلوتیلو
الهی که بلا ازت دور باشه عزیزم
پاسخ:
ممنون عزیزم.
زمان ثبت : چهارشنبه 15 فروردین 1397 ساعت 13:48 [لینک نظر]
نویسنده : هستی
وب/وبلاگ :
همه پستهارو خوندم ولی چیز زیادی یادم نموند . این ابریزش بینی و عطسه نذاشت تمرکز کنم.

امیدوارم سال جدید در کنار همکلاسی سال سر شار از خوبی و سلامتی و موفقیت و خوشبختی برات باشه
پاسخ:
قربونت عزیزم. امیدوارم هرچه زودتر خوب خوب بشی.
زمان ثبت : چهارشنبه 15 فروردین 1397 ساعت 00:17 [لینک نظر]
نویسنده : مارال
وب/وبلاگ :
عزیزم پات در چه حاله
پاسخ:
پام بهتره مارال جان. معده امونم رو بریده.
زمان ثبت : سه‌شنبه 14 فروردین 1397 ساعت 16:28 [لینک نظر]
نویسنده : دردانه
وب/وبلاگ :
سلام رافائل جان
الهی خوب باشی و دلت پر از آرامش
چه خوب که با هستی بیرون رفتین هر چند کوتاه
خدا قوت برای کارهای خونه که انجام دادی ....
امیوارم درد پات هم زودی خوب بشه
برات روزهای عالی آرزو میکنم
پاسخ:
سلام دردانه جون. ممنون از محبتت. انرژی های خوبتو دریافت میکنم.
زمان ثبت : سه‌شنبه 14 فروردین 1397 ساعت 12:40 [لینک نظر]
نویسنده : لیلی
وب/وبلاگ : http://cafeleyli.blogfa.com
هر وقت من یه چیزیم میشه، مامانم بدون استثنا میگه: نظرِ ناپاک بهت خورده
میدونم الان درد پات و دلتنگی و دردهایِ دیگه تو وجودت قاطی شده و تو پات جمع شده
برات حالِِ خوب، دلارامی و شادی آرزو می کنم
پاسخ:
مرسی لیلی جونم. مرسی عزیز دلم. مامان منم میگه چشم خوردی. یکی نظرش بهت افتاده. امیدوارم آرامش نصیب همه ی ما بشه.
زمان ثبت : سه‌شنبه 14 فروردین 1397 ساعت 11:15 [لینک نظر]
نویسنده : پرنسا
وب/وبلاگ :
سلام.پات چطوره بهتری؟
پاسخ:
سلام. بهترم پرنسا جان.
زمان ثبت : سه‌شنبه 14 فروردین 1397 ساعت 08:44 [لینک نظر]
نویسنده : امیر
سلام
صبح بخیر و تبریک مجدد برای سال نو خورشیدی
پست هاتون رو خوندم
آدم هر کاری انجام بده مردم همیشه سوالات مختلفی براش دارن و کلا بهتر از بنده میدونید که هر جور که عمل کنید باز هم برای آدم حرف در میارن و با سوالاتشون نیش میزنن و این وسط کسانی هم هستن که از شادی های ما خوشحال هستند.
امیدوارم در آغاز سال خداوند دور و برتون رو پر از آدم مثبت بکنه.شادی هاتون فراوون بشه.همه بر بیماری هاشون چه جسمی و چه روحی غلبه کنن.اوضاع اقتصادی همه روبراه بشه و تا آخر سال فقط اتفاقات خوب برای همه به ویژه شما بیفته
آمین یا رب العالمین
پاسخ:
سلام امیر آقا. سال نوی شما هم مبارک. امیدوارم تمام دعاهاتون مستجاب بشه و خیر و خوبی قسمتتون بشه.
زمان ثبت : سه‌شنبه 14 فروردین 1397 ساعت 00:35 [لینک نظر]
نویسنده : سمیرا
وب/وبلاگ :
دوس جونم واسه خودت اسفند و عود تو خونه دود کن عزیز دلم
پاسخ:
چشم سمیرا جونم.
زمان ثبت : دوشنبه 13 فروردین 1397 ساعت 22:25 [لینک نظر]
نویسنده : شیرین
وب/وبلاگ :
ما کل عید رو به انضمام امروز خونه بودیم
پات چطور شد رافی جونم ؟
پاسخ:
پس شما هم بدتر از ما. پام ورم کرده و دردناکه.
زمان ثبت : دوشنبه 13 فروردین 1397 ساعت 21:31 [لینک نظر]
نویسنده : طیبه
وای ...پا
امیدوارم دردش ادامه پیدا نکنه
داشتم از خوندن پستت خوشحال می شدم که رسیدم به شیار و مچ و پا و درد و بدتر شدنش و ....
پاسخ:
امروز بهتره ولی مچ پام ورم کرده و دردناکه.
زمان ثبت : دوشنبه 13 فروردین 1397 ساعت 21:04 [لینک نظر]
نویسنده : کتی
وب/وبلاگ :
سلام رافی جان...من ساعت 3 رسیدم تهران.....کارهای دیروزتو ،من امروز دلرم...امیددارم خطر رفع شده باشه وملالی یرای پاهات نباشه...سال جدید را درکنار همکلاسی جان متفاوت وپراز خاطرات خوش بگذرونی به قول قدیمی ها نامزد بازی کنید ودلشاد باشید
پاسخ:
سلام کتی جان. خسته نباشی عزیزم.
پام بدک نیست.
مرسی عزیز دل.
زمان ثبت : دوشنبه 13 فروردین 1397 ساعت 19:56 [لینک نظر]
نویسنده : مرضیه
مهم اینه که به در شده خوب میشید نگران نباشید
پاسخ:
نگران نیستم مرضیه جون. خداروشکر. خوب بود.
زمان ثبت : دوشنبه 13 فروردین 1397 ساعت 19:50 [لینک نظر]
نویسنده : بهین
وب/وبلاگ :
رافائل عزیز ازته دلم برات ارزو میکنم سال 97 برات شیرین و پراز اتفاقهای خوب خوب باشه ودیگه تنها نباشی ودرکنار همکلاسی زندگی بسیار خوبی داشته باشی عزیزم
پاسخ:
ممنونم بهین جان. لطف داری عزیزم.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :