X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : سه‌شنبه 1 اسفند 1396 در ساعت 20:56
نویسنده : رافائل
عنوان :

نشونه ها

وقتی سنجد رو خریدم خیلی کوچولو بود. قفسی که براش خریدم هم کوچولو بود. وقتی بزرگ شد و خواستم قفسش رو عوض کنم همکلاسی گفت: من خونه، قفس دارم. برای همستر کپلچه بوده و بعد از مردنش افتاده توی انباری. برات میارم. 

الان من انباری ندارم. بعد از مرگ سنجد قفس رو گوشه ی اتاق گذاشتم. همکلاسی دیشب گفت اون قفس رو از خونه ببر بیرون چون اگه کپلچه ببینه ناراحت میشه. مونده بودم چه کارش کنم. هستی و خانواده به دلیل مشکلی که براشون پیش اومده رفتند تهران. امروز فرزانه جون بعد از مدتها اومد پیشم. حرف پیش اومد. پرسیدم انباری داری؟ گفت: آره. گفتم میشه چند روز این قفس رو بذاری توی انباریت. 

قبول کرد و قفس رو با خودش برد!!!!!!

*****

دو روز قبل که هوا بارونی بود شدید، وقتی برگشتم خونه، دیدم چراغ رسیور خاموشه! قبلا هم اینجوری شده بود. از برق میکشیدمش و  دوباره به برق میزدم و روشنش میکردم و درست میشد. این بار هر کاری کردم روشن نشد. امروز سر کار یهو یه آهی کشیدم و گفتم : خدایا اگه جمعه این بچه بیاد  خونه ی من، رسیور هم ندارم که براش کارتون بذارم تماشا کنه! چی میشه برم خونه و ببینم چراغ رسیور برا خودش روشن شده باشه! چی میشه خداجون. به خاطر کپلچه!

در طول روز همه چیز یادم رفت. وقتی اومدم خونه با بی تفاوتی به  میز تلویزیون نگاه کردم. چراغ قرمز ساعت رسیور روشن بود. باورتون نمیشه، انگار خدا داشت توی صورتم میخندید! نمیتونید حد و اندازه ی خوشحالیم رو درک کنید. نه برای دوباره کار کردن رسیور. برای اون لبخند قشنگ خدا!

****

نشسته بودم با فرزانه جون حرف میزدم که دیدم صدای دینگ و دینگ پیام های تل*گر*ام میاد. خواهرک بود. برام عکس مدل لباسی که داره برا خودش میدوزه رو فرستاد. عکس پارچه و بقیه ی چیزا. بالاخره داره از خودش هیجان و ذوق دروَکُنه!

****

جوری خدا بغلم کرده که انگار نوزادی هستم در آغوش مادرش.

یاد گربه هایی میفتم که خودشون رو برا صاحبشون لوس میکنند. 

خدایا منو همینجوری سفت بغلم کن لطفا! 

****

حس قدرت طلبی و ریاست طلبی  افراطی در افراد اصلا خوب نیست. باعث میشه افراد باسیاست از این حس به نفع خودشون سوءاستفاده کنند. 

گاهی دلم برای خانم مسئول فنی میسوزه. خیلی حس ریاست طلبی داره و مدیر کارخونه از این حس به نفع خودش استفاده میکنه. خودش رو کنار میکشه و آدم خوبه میکنه و این خانم رو کوک میکنه و میندازه به جون کارگرها! 

باید خیلی مراقب باشیم که دیگران از بعضی احساسات ما به نفع خودشون استفاده نکنند.

باید مراقب باشیم که بعضی احساسات ما باعث آزار و اذیت خودمون نشن.

خداجون یه مرد خوب سر راه خانم همکار بذار. دختر خوبیه ولی تنهاست و کم کم داره زنانگی هاشو فراموش میکنه از بس که توی کار غرق شده! لطفا رنگ و نور رو به زندگیش بپاش!

خداجونم مشکلات هستی جون و خانواده ش رو برطرف کن!

****

خدایا سپاس برای معجزه های کوچولو و  خوشگلت توی زندگیم!

خدایا سپاس برای روز قشنگ و آرومی که داشتم!

خدایا سپاس برای درآمدی که دارم و میتونم کرایه ی خونه رو سروقت بدم. 

خدایا سپاس برای شروع اسفند. بهترین و قشنگترین ماه سال. و سپاس برای اینکه بهترین اتفاق زندگیم رو در این ماه رقم میزنی. 

مطمئنم طوری برنامه ریزی کردی که زیبا ترین لحظه ها رو توی اسفند تا اردیبهشت داشته باشم. آخه تو میدونی انرژی من توی این سه ماه چقدر زیاد میشه! 

خدایا یه بوس و بغل محکم!

عااااااششششقتتتتتتتممممم!!!!

نظرات (10)
زمان ثبت : چهارشنبه 2 اسفند 1396 ساعت 17:12 [لینک نظر]
نویسنده : میترا
وب/وبلاگ :
رافی جون چقدر سلیقمون در مورد ماههای سال شبیه همه.
بله برون هم پیشاپیش مبارک.امیدوارم اخر هفته خوبی رو با کپلچه در پیش داشته باشید.انشاءاله بعداز عقد یه سری مطالب رو برای ارتباط بهتر با کپلچه بهت معرفی میکنم.امیدوارم به دردت بخوره
پاسخ:
ممنون میترا جان. ان شاءالله.
لطف میکنی عزیزم. مشتاقم که بدونم.
زمان ثبت : چهارشنبه 2 اسفند 1396 ساعت 16:12 [لینک نظر]
نویسنده : ماهرخ
وب/وبلاگ :
سلام رافایل جونم خوبی .خوشحالم از خوشحالیت چه خوبه که خواهرک اخرش همراهی میکنه قدرشو بدون بیشتر از همه شکر گذار خدای مهربون باش .اول از همه هم قدر همکلاسی و بدون .من امروز امدم نوشته هایی که تا الان نخوندم و میخونم هر چند خیلی وقت نشد بیام کامنت بزارم ولی همیشه سعی میکنم در کنارت باشم عزیزم
چون اولین کامنتی که تو وبلاگ نوشتم کامنت برا وبلاگ رافی جونم بود و موفق شدم همین موضوع باعث شده همیشه بیام سر بزنم و بخونمت ..
اسفند ماه متفاوتی با بقیه ماهاست شما هم انشالله بهترین اتفاق زندگیت قرار که بیوفته در کنارهم و کپلچه خوش و سلامت باشین منتظر کارت دعوت هستم اگ نشد اینجا برام تعریف کن ممنونم عزیز دلم
پاسخ:
سلام ماهرخ جونم. ممنون عزیزم. امیدوارم کسالتت برطرف شده باشه!
ممنون که همراهمی. لطف داری عزیزم.
زمان ثبت : چهارشنبه 2 اسفند 1396 ساعت 14:14 [لینک نظر]
نویسنده : لیلی
وب/وبلاگ : http://cafeleyli.blogfa.com
من امه چی رو خصوصی گفتم
پاسخ:
آفرین به تو
زمان ثبت : چهارشنبه 2 اسفند 1396 ساعت 12:49 [لینک نظر]
نویسنده : تیلوتیلو
خوشحالم از اینکه خواهرت بالاخره یخش آب شد و راه افتاد
خوشحالم که یواش یواش عزیزانت تو شادیهات شریک میشن و همه چی رو به راه میشه و شادیت تکمیل میشه
خدا همیشه هوامونو داره ... کاش همیشه بتونیم حسش کنیم
پاسخ:
ممنونم. آرزو میکنم که بتونم حسش کنم.
زمان ثبت : چهارشنبه 2 اسفند 1396 ساعت 12:29 [لینک نظر]
نویسنده : مارال
وب/وبلاگ :
امیدوارم همه چیز خوب پیش بره رافی جان
من هم این راه و داشتم خیلی سخت بود راضی کردن بهار
امیدوارم مادرش نخواد زیاد این وسط لجبازی کنه
ولی من اون روزی رو میزبینم که شما با خوشبخت و آروم زندگی می کنید
پاسخ:
ممنون مارال جان. توکل به خدا.
زمان ثبت : چهارشنبه 2 اسفند 1396 ساعت 00:33 [لینک نظر]
نویسنده : امیر
سلام
خسته نباشید
خوشبختانه همه چیز بخوبی پیش میره
ولی تعجب کردم که "رسیور" رو ننوشتید ر*س*ی*و*ر
پاسخ:
زمان ثبت : سه‌شنبه 1 اسفند 1396 ساعت 23:55 [لینک نظر]
نویسنده : x
وب/وبلاگ : http://malakiti.blogfa.com
درست شدن چراغ ریسیور روبه فال نیک بگیر ...که قراره همه چی به خصوص رابطه با کپلچه وقتی که فکرش رو نمی کنی جوری که نمیدونی چجوریه درست شه :)
بی ربط : تو از معدود بلاگر هایی هستی که مثل من علاقه ی عجیبی به استفاده از علامت تعجب داری
پاسخ:
به چه چیزهایی دقت میکنی. تا حالا بهش دقت نکرده بودم.
زمان ثبت : سه‌شنبه 1 اسفند 1396 ساعت 23:20 [لینک نظر]
نویسنده : دردانه
سلام رافائل جان
الهی همیشه اول خدا کنار ت باشه و بعد دوستان گلی مثل فرزانه عزیز که کنارت باشند .... الهی همه چی عالی باشه به لطف خدا ....نگاه مهربان خدا همیشه همراه تو و عزیزانت و البتی هستی عزیز و امیدوارم مشکل شون حل بشه .....
چه خوب خواهری مگه میشه ذوق نکنه از خوشحالی آبجی رافائلش من هم برای خانم همکارت آرزوهای خوب دارم

الهی روزهای عالی در انتظارت هست
پاسخ:
سلام دردانه جانم. ممنون عزیز مهربونم. امیدوارم روزهای خیلز خوبی برای همه ی ما در پیش باشه.
زمان ثبت : سه‌شنبه 1 اسفند 1396 ساعت 23:09 [لینک نظر]
نویسنده : پرنسا
وب/وبلاگ :
سلام عزیزم
خب خب همین استارت خواهر کوچیکه خودش خیلی ارزش داره ها
به نظرم با کپلچه دفعه اول با مهربونی و احترام برخورد کن.
اگر از الان غیر مستقیم حرمت نگه دار بودن رو یادش بدی تا آخر همینجور میمونه کلا بچه ها وقتی احترام ببینن ناخودآگاه به آدم احترام میگذارن.
پاسخ:
سلام. بله خداروشکر!
به ردی چشم.
زمان ثبت : سه‌شنبه 1 اسفند 1396 ساعت 22:02 [لینک نظر]
نویسنده : طیبه
ممنون فرزانه جون.چقدر خوبه که دوست ادم هم اسمش فرزانه باشه هم خصوصیات یه فرزانه رو داشته باشه...باور کن .همین محبت های کوچولو کمتر شده این روزها
لبخند خدا حق توئه سهم توئه .گوارای وجودت. تا همیشه برقرار باشه لبخندهای قشنگ خدا
خداجون رافی رو از بعلت زمین نذار .اصلا دلت میاد این دختر خوب و مهربون و باکلاس رو بذاری زمین...همیشه در پناه خدا و آغوش امن خدا باشی عزیزم
خدایا هم همکار رافی جون رو و هم همه ی دختران بسیار خوب و ساده ی سرزمینم رو با وجود یک شریک زندگی خوب خوشبخت تر کن.
خدایا مشکلات خانواده هستی جون هرچی که هست الساعه به حق بانویی که امروز شهادتش بود ختم به خیر بگردان.آمین
خدایا بهترین پیشامدها و زیباترین معجزه هات رو از همین حالا تا روز قیامت روزی رافی قشنگ و باکلاس ملاس و خاکی و فروتنم بگردان.آمین
خدایا این سرزمین شرقی زیبا و مهربان"ایران جان" خسته شده لطفا کشورم و مردمان دوست داشتنیش و بسیار مهربانش رو در آغوش امن خودت پناه بده
پاسخ:
الهی آمین به تمام دعاهای قشنگت.
خدایا مامان طیبه و عمو حسین و نیکان جون رو هم در آغوش امن خودت نگه دار و همیشه ی همیشه لباشون رو خندون و دلاشون رو شاد و تنشون رو سلامت نگهدار.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :