زمان ثبت : پنج‌شنبه 19 بهمن 1396 در ساعت 09:57
نویسنده : رافائل
عنوان :

صبح روزی سخت

شمال هستم!

صبح رفتم آزمایشگاه!

بعد رفتم سر خاک بابا!

اومدم خونه و صبحانه خوردم.

الان برادر و خونواده ش که دیشب دیر رسیده بودند در حال صبحانه خوردن و حرف زدن با مامان اینا هستن!

همه با هم خوبند.

با من؟

سرسنگین!

برادرزاده جونم در حال دلبریه!

صبح که بیدار شد اومد و منو سفت بغلم کرد. 

کلی ازش انرژی گرفتم!

نظرات (20)
زمان ثبت : جمعه 20 بهمن 1396 ساعت 00:19 [لینک نظر]
نویسنده : ویرگول
وب/وبلاگ : http://haroz.mihanblog.com
وای وای عروس خانوم
بدو بیا تعریف کن
من همش چشمم به ساعته
الهی که به خیر و خوشی بگذره.
من دلم روشنه می دونم که به زودی با خبرهای خوب میای.
خدا رحمت کنه پدر رو. از اون بالا مطمئنم که باهاته دلشون.
پاسخ:
ویرگول جونم خداروشکر همه چیز خوب بود. ممنونم که به یادمی. رفتن سر خاک پدر خیلی برا روحیه ام خوب بود.
زمان ثبت : پنج‌شنبه 19 بهمن 1396 ساعت 23:15 [لینک نظر]
نویسنده : آگوستینا
وب/وبلاگ :
دل تو دلم نیست
بیا و بگو لبخند به لبته
پاسخ:
قربون محبتت. من که زودی اومدم و گفتم.
زمان ثبت : پنج‌شنبه 19 بهمن 1396 ساعت 22:41 [لینک نظر]
نویسنده : طیبه
رافی جونم خداپدرت رو بیامرزه
من نرفتم سر خاک بابام.چندوقت هست که نرفتم.اما از دم ارامستان که نزدیک حرم هست رد میشم همیشه فاتحه می خونم.هرروزی هم که نماز بخونم حتما یه نماز والدین هم می خونم
رافی جون خواهرو برادر خیلی خوب هستند و همشون فکر می کنند اونها درست تر نظر میدن اما تو بدون بعدا هر کی تو خونه ی خودش هست و مشغول خانواده داری خودش...اصلا بعدا وقتی ایشالا خوشبختی و رضایت تو رو ببینند خودشون متوجه میشن که درباره ی تو اشتباه کردند
والا برای من بعله برون گرفتن همه هم محبت داشتند ولی دامادها بیشتر....چون خیلی شرایط رو برای بابای نیکان سخت می گرفتند
فرداش من با بابای خدابیامرزم حرف زدم گفت هرچی تو بگی(از اول هم همین رو می گفت بیچاره) بعد با داداش بزرگم حرف زدم گفت هرچی تو بگی و فقط خودت مهمی و من هدفم این هست که برای تو عزت و احترام قائل بشن
اما دامادها از مواضعشون کوتاه نمی اومدن
درنهایت خودم با بابای نیکان تلفنی(اون وقت ها موبایل هم نداشتیم) توافق کردیم نتیجه رو من به بابا و مامانم گفتم.اینها هم اوکی دادند و همه چی تموم شد
همین دامادها بعدا همه چی یادشون رفت ولی هنوز میگن طیبه خیلی کار خوبی کردی با این ازدواج کردی.
منظور که بی خیال بابا
مهم خودتی و همکلاسی که ایشالا به زودی بنویسی آقامون
پاسخ:
این کامنتت رو چند مرتبه خوندم. تو راست میگی. اولش همه هستند. اما بعدش دیگه کم کم همه میرن سراغ زندگی خودشون.
زمان ثبت : پنج‌شنبه 19 بهمن 1396 ساعت 22:23 [لینک نظر]
نویسنده : Samira
وب/وبلاگ :
وااای یه عالمه برات خوشحالم امشبو تا همیشه یادت میمونه عزیزم عروس خانوم جووون
پاسخ:
تا همیشه!
ممنون سمیرا جونم.
زمان ثبت : پنج‌شنبه 19 بهمن 1396 ساعت 20:47 [لینک نظر]
نویسنده : آبگینه
منم شمالم چه هوای خوبی دارین شما
آاااخجون خواستگاریه مباااارکه عزیزم
پاسخ:
خوش بگذره بهت عزیزم.
زمان ثبت : پنج‌شنبه 19 بهمن 1396 ساعت 19:25 [لینک نظر]
نویسنده : آرزو
وب/وبلاگ :
سلام عزیزم.من خیلی وقته خاموش می خونمت.مطمئن باش داری کار درست رو می کنی.عزیزم به نیروی کائنات اعتقاد داشته باش و اصلا بد به دلت راه نده.الان که اومده باشن و برات کامیون کامیون انرژی مثبت برات می فرستم عروس خانم
پاسخ:
سلام آرزو جان. خوشحالم روشن شدی ممنون از اینهمه انرژی. همشو دریافت کردم.
زمان ثبت : پنج‌شنبه 19 بهمن 1396 ساعت 18:49 [لینک نظر]
نویسنده : لیمو
وب/وبلاگ :
برات بهترینهارو میخوام
پاسخ:
ممنون عزیزکم.
زمان ثبت : پنج‌شنبه 19 بهمن 1396 ساعت 17:47 [لینک نظر]
نویسنده : ایوا
از خدا میخواهم هر چیزی که خیرته برایت فراهم کند
پاسخ:
مرسی ایوا جان. خودم هم همینو میخوام.
زمان ثبت : پنج‌شنبه 19 بهمن 1396 ساعت 17:22 [لینک نظر]
نویسنده : خورشید
وب/وبلاگ :
عوضش من باهات سرسنگین نیستم کلی هم عاشقتم
خیلی هم دوست دارم امیدوارم با خبر خوش بیای
پاسخ:
مرسی عزیزم. ببین زود اومدم و نوشتم.
زمان ثبت : پنج‌شنبه 19 بهمن 1396 ساعت 16:50 [لینک نظر]
نویسنده : نیسا
وب/وبلاگ :
خدا پدر مهربونت را رحمت کنه.
به روزهای خوب فکر کن فقط فکرهای خوب و شاد
پاسخ:
خدا رفتگان تو رو هم بیامرزه. چشم.
زمان ثبت : پنج‌شنبه 19 بهمن 1396 ساعت 16:38 [لینک نظر]
نویسنده : زهرا
وب/وبلاگ :
اللهم صل علی محمد و ال محمد برای رافی بانو ک همه چیز عالی پیش بره
پاسخ:
ممنون زهرا جونم.
زمان ثبت : پنج‌شنبه 19 بهمن 1396 ساعت 16:33 [لینک نظر]
نویسنده : دردانه
وب/وبلاگ :
سلام رافائل جان
امروز کلی در دلم برات دعا کردم ، دعا کردم برای روزهای خوبت
عزیزم فراموش نکن خانواده به خاطر تو امروز در کنار هم جمع شدند و این یعنی براشون با ارزشی و دوستت دارند زیاد
پاسخ:
مرسی مهربونترینم. ممنون برای حرفای قشنگت و دعاهای خوبت.
زمان ثبت : پنج‌شنبه 19 بهمن 1396 ساعت 15:52 [لینک نظر]
نویسنده : زیرزمینی
وب/وبلاگ :
هوراااااا...خواستگارییییی
پاسخ:
تو که گل و شیرینی رو هم دیدی
زمان ثبت : پنج‌شنبه 19 بهمن 1396 ساعت 15:20 [لینک نظر]
نویسنده : مارال
وب/وبلاگ :
عزیزم خیلی خوشحالم برات
پاسخ:
ممنونم مارال جونم.
زمان ثبت : پنج‌شنبه 19 بهمن 1396 ساعت 15:20 [لینک نظر]
نویسنده : میترا
وب/وبلاگ :
سلام رافی جون.امروز کلا دلم پیشته.دست خدا به همراهت .انرژی هام میرسه خواهر؟
پاسخ:
رسید رسید
زمان ثبت : پنج‌شنبه 19 بهمن 1396 ساعت 14:25 [لینک نظر]
نویسنده : لیلی
وب/وبلاگ : http://cafeleyli.blogfa.com
مگه داداشِ غیرِ سنگین هم داریم
رافیِ من...
به روزهایِ گرمِ آینده فکر کن و بی خیال بقیه
پاسخ:
از همه بدتر اینه که خواهرک که ازم کلی کوچیکتره برام سنگین شده
زمان ثبت : پنج‌شنبه 19 بهمن 1396 ساعت 13:13 [لینک نظر]
نویسنده : پرنسا
وب/وبلاگ :
حالا حواست رو جمع کن امشب چایی داغ رو روی پای همکلاسی بیچاره خالی نکنی
پاسخ:
ببین اصلا من چایی میبرم!
زمان ثبت : پنج‌شنبه 19 بهمن 1396 ساعت 12:04 [لینک نظر]
نویسنده : خانم مترجم
وب/وبلاگ :
سلام رافائل عزیز. دعای خیر پدر بدرقه راهته. ما هم بیصبرانه منتظر شنیدن وقایع امروز هستیم. با ذکر جزئیات لطفاً.
پاسخ:
چشم. برای همین صبح زود رفتم سر خاک پدر.
زمان ثبت : پنج‌شنبه 19 بهمن 1396 ساعت 11:39 [لینک نظر]
نویسنده : مرضیه
ایشالله همه امور به بهترین شکل پیش میرن:)
اوضاع بکام عزیزم:*
پاسخ:
ممنون مرضیه جان.
زمان ثبت : پنج‌شنبه 19 بهمن 1396 ساعت 10:19 [لینک نظر]
نویسنده : لیلا
وب/وبلاگ :
سلام رافی جون
به انتخاب خودت ایمان داشته باش و منم برات کلی انرژی مثبت میفرستم
سرسنگینی و صمیمیت ادما گذراست بهش دل نبند
خوشبخت و شاد باشی
پاسخ:
سلام عزیزم. ممنون از دعاهات و ممنون برای امیدی که بهم دادی.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :