X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : یکشنبه 8 بهمن 1396 در ساعت 15:42
نویسنده : رافائل
عنوان :

خانمانه

این برف علاوه بر نعمتی که داشت یه حکمتی هم برای من داشت. 

موندم خونه و خونه رو حسابی تمیز کردم. با خاله ها و مادر صحبت کردم. با همکلاسی! با دوستی قدیمی! و هی برف تماشا کردم و هی خداروشکر گفتم. 

به قول مادر چله بزرگه آخرین قدرت نماییش رو کرد و با افتخار داره جاشو میده به داداش کوچیکش!

ان شاءالله چله کوچیکه هم پر باشه  از نزولات رحمت الهی!

****

مادرِ من از وسایل توی خونه اش حداکثر استفاده رو میکنه. مثلا همیشه پرده های خونه رو توی لباسشویی خونه میشوره یا کارهای دیگه! اما خاله خانومم سالهای سال اعتقاد داشت که ماشین لباسشویی پرده رو خوب تمیز نمیکنه و پرده ها رو مینداخت توی تشت و حالا لگد نزن کی لگد بزن. الان هم میده لباسشویی بیرون براش بشوره!

دیروز داشتیم برمیگشتیم، کنار خیابون منتظر سرویس بودیم که دو تا ماشین با سرعت رد شدند و هرچی گل و برف بود پاشیدند روی سر و کول ما. به همکار گفتم رفتم خونه باید پالتوم رو بندازم بشورم. گفت: چه جونی داریا! بده بیرون خشکشویی برات بشوره!  گفتم: چه ربطی به جون داره. خوب ماشین لباسشویی میشوره دیگه! گفت: با ماشین خودت میخوای پالتو بشوری؟ خراب میشه ها!  خندیدم و گفتم: بیخیال. من همه چیز رو با ماشین میشورم به غیر از لباس زیر. ماشین لباسشویی خریدم برا همین دیگه. اگه قراره با شستن یه پالتو، خراب بشه که واویلا. بعدش هم اولین مرتبه نیست که. کار همیشه ی منه!

دیشب پالتو رو شستم و خیلی هم عالی شد و الان هم خشک شده! 

امروز هم دو تا سفره انداختم توی ماشین لباسشویی و با خودم فکر کردم که اگه همکارم بفهمه سفره رو هم با ماشین شستم قیافه اش چه شکلی میشه! باور کنید از تنبلی نیست. به نظر من وقتی پول میدیم و وسیله ای میخریم که باعث رفاهمون باشه باید ازش استفاده کنیم.

****

اول میخواستم برا تولد همکلاسی یه دستبند چرمی که روش یه تیکه طلا  به شکل فروهر داره بخرم. بعد پشیمون شدم چون گفت استفاده نمیکنه! تازه میگه اهل سوسول بازی نیست!

بعد میخواستم براش ادوکلن بخرم.

امروز عکس یه جعبه آچار و یه آچاربکس رو فرستاده و میگه ببین این چقدر خوبه! 

فهمیدم منظورش چیه! گفتم دوستش داری؟ 

گفت خیلی! خیلی کاربردیه! 

گفتم سفارش بده من پولش رو میدم کادوی تولدت. 

گفت یه کم گرونه. گفتم چنده؟ وقتی قیمت رو گفت دیدم خیلی هم ارزونتر از چیزهاییه که خودم میخواستم براش بخرم. بهش گفتم ببین میخواستم برات عطر بخرما. حالا انتخاب کن که کدوم رو میخوای. 

گفت: اینو! 

منم پولش رو براش واریز کردم و گفتم بخرش. 

کلا این کپلک من همینجوری هر سال خودش کادوی تولدش رو انتخاب میکنه و منو راحت میکنه! همین هم جای شکر داره به خدا!

****

نمیدونم چرا از دیشب یاد جیا کارنگی https://en.m.wikipedia.org/wiki/Gia_Carangiافتادم با اون سرنوشت خاصش!

****

خدایا سپاس که اونقدر پولدار نیستیم که شب با نگرانی از دست دادن و کم شدن پولهامون بخوابیم!

و سپاس که اونقدر فقیر نیستیم که دستمون رو جلوی بندگانت دراز کنیم!

خدایا سپاس که هوامونو داری و خودت داری همه چیز رو ردیف میکنی!

****

پ.ن. جدیدا وقتی صفحه ای رو لینک میکنم آدرس لینک توی پیج د رج میشه در صورتیکه قبلا فقط همون کلمه تغییر رنگ میداد. کسی نمیدونه چرا اینجوری شده؟

نظرات (18)
زمان ثبت : سه‌شنبه 10 بهمن 1396 ساعت 20:35 [لینک نظر]
نویسنده : مریم بانو
وب/وبلاگ :
ببخش رافائل جون که دیر جواب میدم.بله کنسول بازی خریدم.به نظر من تو وجود همه ی مردا حتی اون سیبیل کلفتاشم یه پسربچه ی شیطونه
پاسخ:
درسته. درسته. اصلا جذابیتشون به همون پسربچه ی درونشونه.
زمان ثبت : سه‌شنبه 10 بهمن 1396 ساعت 09:49 [لینک نظر]
نویسنده : تیلوتیلو
منم همه این استفاده ها را از ماشین لباسشویی میکنم

چقدر خوبه که همه در مورد کادوی تولدشون همین کار را میکردن
پاسخ:
خوب آره. دیگه لازم نیست بشینم هی فکر کنم ببینم چی بگیرم که خوشحال بشه. خودش میگه چی خوشحالش میکنه
زمان ثبت : دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت 16:22 [لینک نظر]
نویسنده : طیبه
رافی جون
کتی جون
به خدا مامان من و بابای خدابیامرزم هم خیلی به چله کوچیک بزرگ اهمیت می دادند.
اصلا تقویم زمستون مامان من براساس چله هاست
بعد از چله کوچیک قبل از چله کوچیک
بعد از چله بزرگ قبل از چله بزرگ
پاسخ:
بابا طیبه تو که از خودمونی. مامان بزرگ منم تقویمش همینجوری بود.‌ چله بزرگ، چله کوچیک، ننه سرما و یه چیزی اون ته بود به اسم پنجه دزدیده و بعد هم عمونوروز. اینا تقویم زمستونی مادربزرگ من بود.
زمان ثبت : دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت 15:43 [لینک نظر]
نویسنده : کتی
وب/وبلاگ :
می دونستی فقط ما شمالیها انقدر دربند چله بزرگ وکوچک هستیمکلا میزان سرما وگرمی زمین با همین دومقیاس توسط مامان ها ارزیابی میشه....راستی کارخوبی می کنی...وسایل باید درخدمت ما باشند نه مادرخدمت آنها
پاسخ:
راست میگی. فقط خودمون هستیم که یاد چله های مختلفیم. تازه من خودم به ننه سرما هم توجه ی ویژه ای دارم.
زمان ثبت : دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت 13:00 [لینک نظر]
نویسنده : مرضیه
حکمت و نعمت الهی رو شکککز
پاسخ:
شکرررررر
زمان ثبت : دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت 07:38 [لینک نظر]
نویسنده : خواننده
وب/وبلاگ :
سلام خانم رافایل.شما خیلی خوب وماهین.راستش من به مادرشوهرایندتون حسادت می کنم که عروس به این خوبی داره.نمیدونم خواهردارن اقای همکلاسی یا نه اگه دارن که خوش به حالش که خانم برادر به این فهمیده ای وخانمی داره.قدر خودتون رو بدونین الان ادمهایی به مهربونی وفهمیده وبا درک بالا مثل شما کم شدن
پاسخ:
سلام به روی ماه شما. والله من فقط الان احساس شرمندگی دارم. اونقدرها که شما فکر میکنید خوب نیستم. البته همیشه سعی میکنم خودم رو به جای طرف مقابلم بذارم و نوع رفتارش رو درک کنم. اما منم خیلی وقتا عصبی و زودرنج میشم یا زود قضاوت میکنم.
ممنون که منو اینقدر خوب میبینید.
زمان ثبت : یکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 21:55 [لینک نظر]
نویسنده : طیبه
بابا دمتون گرم
منم می خواستم بگم نیکان و باباش رو هم میندازم لباسشویی نجابت به خرج دادم و نگفتنم
حالا لیلی کارمون رو راحت کرد.ممنون لیلی
اینجا خونه که نیست،تنبل خونه است(خونه ی ما)
پاسخ:
کلا همه ی ما از یه قماشیم. شاد باشید دوستان.
زمان ثبت : یکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 21:34 [لینک نظر]
نویسنده : پرنسا
وب/وبلاگ :
خواهر ترجمه کن لینک انگلیسی میگذاری
این همکلاسی رو هم بچسب بهش ولش نکن بچه خودش میگه آچار میخوام چیکارش داری؟
بده مرد به این خوبی خودش میگه چی میخوام حالا اگه هیچی نمیگفت و غر غرو بود چیکار میکردی
پاسخ:
چشم. هم در مورد ترجمه و هم در مورد گرفتن و ول نکردن همکلاسی.
زمان ثبت : یکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 21:19 [لینک نظر]
نویسنده : طیبه
اون لینک رو هم رفتم خوندم باز هم چیز زبادی متوجه نشدم
پاسخ:
توی پست بعدی برات توضیح میدم.
زمان ثبت : یکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 21:17 [لینک نظر]
نویسنده : طیبه
تولد همکلاسیت مبارک
ایشالا از این به بعد می نویسیم تولد همسرتون (همکلاسی سابق)مبارک باشه
خوبه که همکلاسی جون راحتت کرده واسه خرید.خیلی هم عالی
پاسخ:
تولدش آخر بهمنه . زبل خان کادوش رو از الان گرفت.
زمان ثبت : یکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 21:15 [لینک نظر]
نویسنده : طیبه
من هم هرچی دم دستم کثیف بشه میندازم لباسشویی
فقط بعصی چیزا رو که می خوام بندازم ماشین قبلش ماشین رو با یکی دوتا دکمه ی مخصوص پریواش شست و شوی خالی میدم
ببین لباسشویی ما پونزده شونزده ساله کار می کنه بیچاره با این چیزا هم خراب نمیشه.
میگن چیزای بزرگ نندازید ولی من پتو هم انداختم هیچیش نشده خیلی هم تمیز شسته
البته میگم پتوها رو زود کهنه می کنه.
پاسخ:
منم پتو مسافرتی میندازم. ولی پتوی بزرگ نمیندازم.
خوشم میاد همه مثل همیم.
زمان ثبت : یکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 21:08 [لینک نظر]
نویسنده : مریم بانو
وب/وبلاگ :
چه خوب اینطوری کادو خریدن خیلی راحته! من که هر سال میمونم چی بخرم.البته امسال براش ps4 خریدم که فک کنم حسابی ذوق زده شه
منم همه چیو میندازم تو ماشین حتی دمپایی روفرشی
پاسخ:
منظورت کنسول بازیه؟! این مردا خیلی باحال هستند! یا ابزارآلات دوست دارند یا وسیله ی بازی یا دیجیتالی.
زمان ثبت : یکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 20:51 [لینک نظر]
نویسنده : صبا
نمیدونم من خودم از اول هربار خواستم با گوشی چیزی رو لینک کنم اینطوری شده بود فکر میکردم کلا اینطوریه با گوشی نمیشه
پاسخ:
بازم ممنون که جوابم رو دادی.
زمان ثبت : یکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 20:32 [لینک نظر]
نویسنده : لیلی
وب/وبلاگ : http://cafeleyli.blogfa.com
اگه امکان داشت بچه هام رو هم می انداختم تو ماشین
من تازه فوقِ تخصصِ ست کردنِ لباسها با هم هستند، مثلا همه لباسامون آبی یا صورتی می شوند
پاسخ:
خیلی باحالی. فکر کن ریرا رو بندازی توی لباسشویی
زن داداش من همچین تخصصی داره
زمان ثبت : یکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 19:16 [لینک نظر]
نویسنده : دردانه
وب/وبلاگ :
خونه دلت گرم همیشه رافائل جان
کار خوبی میکنی که از وسایل در جای لازم استفاده میکنی برای راحتی ...خوب حق داری
تولد همکلاسی هم مبارک باشه .... زنده باشید برای هم
شکر برای همه چی
پاسخ:
سلام دردونه جونم. ممنون عزیز دلم. در پناه حق باشی.
زمان ثبت : یکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 18:21 [لینک نظر]
نویسنده : صبا
اتفاقا ما هم علاوه بر این ها،کفش های پارچه ای و کنونی هم میندازیم
شاید مشکل از مرورگرتون باشه درباره لینک یا اگر با گوشی پست میزارن هم این شکلی میشه
پاسخ:
منم کتونی میندازم تو ماشین.
من همیشه با گوشی پست میذارم. قبلا این مشکل رو نداشتم. خودم هم نمیدونم چرا اینجوری شده.
زمان ثبت : یکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 16:59 [لینک نظر]
نویسنده : نجوی
وب/وبلاگ :
وای رافی جون منم هرچی دم دستم میاد میندازم ماشین لباسشویی اتفاقا پنج شنبه شب که بچه ها اینجا بودن نیلو میگفت تو اگه چاره داشتی کفشهاتم مینداختی ماشین
وای اون دستبند چرمها.... یار یه دونه داره، اسمش با حروف انگلیسی ایتالیک نوشته ، خیلی خوشگله دوستش میداشتم .... دستهاشم سفید و ظریف بود با انگشتهای کشیده... خیلی به دستش میومد ، پارسال مامان مژگان واسه تولدش بهش داد
بهر تقدیر هدیه ارزش مادیش و کم و زیادش مهم نیست، کاربردش مهمه و ان شا الله که تولد اقای همکلاسی هم مبارک باشه و سالهای سال به پای هم دلشاد و پر انرژی باشید و هی تولدهای همدیگه رو جشن بگیرین و هی هدیه بدین بهم ماهم از شادیتون شاد شیم
پاسخ:
ممنون نجوی جونم. یه چیزی در گوشت بگم: من کتونی هامو هم میندازم تو ماشین
زمان ثبت : یکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 15:47 [لینک نظر]
نویسنده : x
وب/وبلاگ : http://malakiti.blogfa.com
اره واقعا ادم هر چی بیشتر داشته باصه نگرانی هاش بیشتر میشه

منباهات خیلی موافقم رافائل چون اعتقادم اینه که هر چی میخریم باید به اسایش مون و خوشحالیمون کمک کنه نه این که تازه بخوایم نگران باشیم که ازش استفاده نکنیم یا اکبند نگهش داریم !
پاسخ:
خوشحالم که با من موافقی. هورا تفاهم.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :