X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : یکشنبه 24 دی 1396 در ساعت 19:19
نویسنده : رافائل
عنوان :

دردناکترین

دردناکترین مرگ

سوختن در میان آبی اقیانوس  است.

سوزناکترین نگاه

نگاه چشمان منتظر کودکی بی پدر است که خیره بر درب مینگرد!

سخت ترین دل

از آن کسی است که جان آدمی را با پول قیاس میکند!

ناعادلانه ترین حق

دیه ایست که در ازای  عدم حضور عزیزت میدهند!

و بازی!

بازی همچنان ادامه دارد!!!!!

نظرات (16)
زمان ثبت : چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت 21:42 [لینک نظر]
نویسنده : طیبه
سلام رافی جون
بهتری عزیزم
منتظرم خوب بشی
حق بهت میدم بابت همه ی دلگیری هایی که نوشتی همه ی احساساتت
اما چه کار میشه کرد ؟؟
زود خوب شو بیا
بیا بنویس که حالت خوبه.همین
فقط حالت خوبه باشه کفایت می کنه عزیز مهربون با احساسم
پاسخ:
سلام طیبه جون. ببخش که نگرانت کردم. الان بهترم.
زمان ثبت : چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت 19:22 [لینک نظر]
نویسنده : مریمزهرا
وب/وبلاگ :
اگر داغ دل بود ما دیده ایم
اگر.خون دل بود ما خورده ایم
اگر درد ؛شرط است ما برده ایم
پاسخ:
زمان ثبت : چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت 16:15 [لینک نظر]
نویسنده : لیلی
رافی جاااان...
من از وجودِ سنجد بی خبر بودم و خیلی ناراحت شدم
واسه همینه که چند ساله مقابل ری را مقاومت می کنم برای آوردنِ همستر
پاسخ:
براش نخر! عمرشون کوتاهه و دیدن مرگشون زجرآوره!
زمان ثبت : چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت 01:08 [لینک نظر]
نویسنده : طیبه
رافی عزیزم
من و تو هردو اخرین زمستونی که بابامون رودیدیم زمستون ۸۳ بود با این پستت داغی که هیچوقت برای من کهنه نشده تکرار شد.مگه میشه ؟؟کی میگه خاک سردی میاره؟؟من که قبول ندارم.
ما عادت کردیم عادت کنیم
وگرنه چرخه ی طبیعی زندگی که خدا مقدر کرده از حرکت باز می ایستاد.
ببخش این ساعت از شب کامنت میذارم.خیلی خواستم این دوروز حرف نزنم.نشد عزیزم.
پاسخ:
طیبه ی مهربونم ممنون که به فکرمی. خاک سردی نمیاره. روزگار هم فراموشی نمیاره. فقط عادت میکنیم. اون هم به سختی
زمان ثبت : سه‌شنبه 26 دی 1396 ساعت 19:34 [لینک نظر]
نویسنده : دردانه
وب/وبلاگ :
سلام رافائل عزیزم
یاد بابای عزیز شما همیشه سبز ...روحشون شاد

و بابت سنجد متاسفم ...
پاسخ:
سلام عزیزم. ممنون مهربون.
زمان ثبت : سه‌شنبه 26 دی 1396 ساعت 16:30 [لینک نظر]
نویسنده : رزا
وب/وبلاگ :
وای رافائل جون دلم گرفت. منم مرغ عشقم کف دستم جون داد و همسترم جلو چشمم در عرض یکماه پیر و فرتوت شد و مرد. یاد نگاهشون که می افتم دوباره گریه ام می گیره بعد این همه سال.
خدا به دل بازمانده های اینهمه مصیبت رحم کنه که حالا حالاها زخم از دست دادنشون خوب بشو نیست.
خدا روح پدرت رو غرق آرامش کنه.
پاسخ:
سلام رزا جان. ممنون از محبتت. از دست دادن حیوون خونگی خیلی سخته. وای به حال پدر و مادرهایی که فرزندشون رو از دست دادن. بچه هایی که پدر و مادرشون رو و همسران داغدیده و .... خدا به همشون صبر بده.
زمان ثبت : سه‌شنبه 26 دی 1396 ساعت 15:17 [لینک نظر]
نویسنده : خورشید
عزیز دلم کامنت پست سنجد را بسته بودی
چقدر دلم از دلتنگی ت گرفت
خودت بهتر از من میدونی ناراحت شدن برات خوب نیست
مراقب خودت باش دوستم
پاسخ:
سلام خورشید جان. این که با این حالت برام کامنت گذاشتی، خیلی برام باارزشه. چشم. سعی ام رو میکنم. ولی غصه ها تموم نمیشن.
زمان ثبت : سه‌شنبه 26 دی 1396 ساعت 11:49 [لینک نظر]
نویسنده : غ ز ل
وب/وبلاگ :
دوستم خیلی ناراحتت شدم که اینقدر همه چیز واقعی و زنده برات تکرار شده
داغ عزیز خیلی سخته خیلی
خدا صبر بهت بده گلم
پاسخ:
ممنون غزل جان.
زمان ثبت : سه‌شنبه 26 دی 1396 ساعت 08:58 [لینک نظر]
نویسنده : هستی
وب/وبلاگ :
سلام عزیز دلم.

کامنتهای مربوط به پست سنجد رو بسته بودی مجبور شدم اینجا برات بنویسم.

دیشب که بهم گفتی سنجد مرد و پشت بندش گفتی یاد بابات افتادی دلم گرفت , دوست داشتم بیام پبشت و بغلت کنم ولی نمیشد بد موقع بود.

مجبور بودم پشت تلفن بخندونمت به خیال خودم که حواست رو پرت کنم. ولی میدونم موفق نشدم. احتملا از دستم هم رنجیدی , ولی بدون من درکت میکنم و بهت حق میدم به خاطر سنجد گریه کنی بلاخره دوسال تنها همدمت بوده. اینکه بهت میگفتم گریه نکن برای اینکه طاقت دیدن اشکهات رو ندارم, طاقت غمگین بودنت رو ندارم.

امیدوارم امروز بهتر شده باشی.

دوستت دارم ابجی مهربون و دل نازکم
پاسخ:
سلام عزیزم. من تحت هیچ شرایطی ازت دلگیر نمیشم. میدونم و مطمئنم هیچ کس مثل تو منو نمیفهمه و به اندازه ی تو به فکرم نیست.
منم میخواستم خودمو به اون راه بزنم. ولی سخت بود. یه بغض تلخی توی گلومه که آزارم میده! دوباره ترس از دست دادن عزیزانم برام پررنگ تر شده! اون طفلی که یه همستر کوچولوی بی زبون بود. و من چند ماهی بود که منتظر این روز بودم. اما مردن سنجد خاطرات تلخی رو برام زنده کرد.
منم خیلی دوستت دارم.
زمان ثبت : دوشنبه 25 دی 1396 ساعت 13:13 [لینک نظر]
نویسنده : nisa
وب/وبلاگ : http://nisa.blogsky.com
خیلی وحشتناک بود. من خیلی براشون ناراحتم بمیرم برای بازماندگانی که الان عزادارهستد.
پاسخ:
زمان ثبت : دوشنبه 25 دی 1396 ساعت 11:25 [لینک نظر]
نویسنده : مرضیه
بقول دوستی معجزه ماییم که هنوز زنده ایم
پاسخ:
چه حرف قشنگی زده دوستت.
زمان ثبت : دوشنبه 25 دی 1396 ساعت 06:51 [لینک نظر]
نویسنده : مهسا
وب/وبلاگ :
وحشتناک بود رافائل جان. وحشتناک
پاسخ:
خیلی زیاد
زمان ثبت : دوشنبه 25 دی 1396 ساعت 00:30 [لینک نظر]
نویسنده : *آوا*
وب/وبلاگ :
قلبم فشرده شده بدجور
پاسخ:
زمان ثبت : یکشنبه 24 دی 1396 ساعت 22:12 [لینک نظر]
نویسنده : ستاره
وب/وبلاگ :
واقعا ناعادلانست، حیف شدن این جوونا، روحشون شاد
پاسخ:
روحشون شاد.
زمان ثبت : یکشنبه 24 دی 1396 ساعت 21:55 [لینک نظر]
نویسنده : طیبه
از اعماق آبی اقیانوس تا آسمان!!!
چه رنج عظیمی!
امروزه پول ،معیار و محک سنجش انسان هاست.
امید آن طفل کوچک اما
عشق آن زن جوان اما
چیزی نیست که قابل معامله باشد .
نمی دانم چه چیزی در دل آنها بود که اقیانوس پرآب هم نمی تواند بغض آتشش را مهار کند.چیزی به جز نفت،چیزی ورای سوختنی های شناخته شده
پاسخ:
زمان ثبت : یکشنبه 24 دی 1396 ساعت 19:35 [لینک نظر]
نویسنده : دردانه
وب/وبلاگ :
آرام باش عزیز من آرام باش
حکایت دریاست زندگی ....
پاسخ:
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :