X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : شنبه 20 آبان 1396 در ساعت 20:23
نویسنده : رافائل
عنوان :

اولین تزریق

دیشب هستی و خانواده همراه با آمپول اومدند دنبالم و بعد از پیاده شدن من از اتوبوس، رفتیم دیدن خانم پرستاری که قرار بود نحوه ی تزریق رو به ما آموزش بده. بعد هم آمپول رو تزریق کردم و رفتیم خونه ی هستی اینا. خداروشکر هیچ عوارض خاصی نداشتم. 

شام سوپ جو و سالاد جوانه ی گندم خوردیم و بعد هم کمی شله زرد و چای و بعد هم خواب.

ساعت دوازده و نیم شب از دلدرد بیدار شدم. تا ساعت چهار این دل درد لحظه به لحظه بیشتر شد. آخرش مجبور شدم هستی رو بیدار کنم تا کمی نبات داغ به من بده. طفلی با نبات داغ و کیسه ی آب گرم اومد سراغم و بهم شربت دیسیکلومین داد تا من کمی آروم شدم و تونستم یک ساعت بخوابم.

صبح هم یک ساعت دیرتر رفتم سر کار.

امروز قیافه م شبیه بیماران رو به موت بود. هرکسی منو میدید میپرسید که خوبم یا نه!

زنگ زدم و در مورد درد شکم با پرستارم حرف زدم. گفت از عوارض دارو نیست اما بازم از شرکت پرس وجو میکنه برام. از شرکت تولیدکننده تماس گرفتند و درباره ی حالات دیشبم سوال پرسیدند و بعد هم گفتند که اینها از عوارض دارو نبوده و احتمالا من چیزی خوردم که اینجوری شدم.

فکر کردم و دیدم که بعله. بنده سه تا سردی رو با هم خوردم. سوپ جو، سالاد جوانه ی گندم، شله زرد. و از اونجایی که هوا هم سرد بوده احتمالا سردی کردم و اون دلدرد وحشتناک به همون علت بوده.

الان فقط امیدوارم که حرفشون درست باشه و با مصرف دوز بعدی دارو دوباره این اتفاق تکرار نشه.

****

خدایا برای داشتن چنین رفیقی که همیشه همراهمه و خانواده ی خوبش و محبت هاشون هزاران بار سپاسگزارم. لطفا مراقب هستی و خونواده ش باش.

خدایا برای داشتن شغلم، زندگیم و خانواده ام ازت سپاسگزارم.

خدایا هزاران هزار سپاس بابت فرشته هایی که توی زندگیم گذاشتی تا مراقب و همراهم باشند.

نظرات (11)
زمان ثبت : یکشنبه 21 آبان 1396 ساعت 16:48 [لینک نظر]
نویسنده : مارال
وب/وبلاگ :
هستی جون خیلی قلب مهربونی داری ممنون کنتر دوست گل ما هستی...
پاسخ:
زمان ثبت : یکشنبه 21 آبان 1396 ساعت 16:22 [لینک نظر]
نویسنده : فرانک
خدا به هستی عمر با عزت بده...
چقدر خوبه از این دوستها داشته باشیم....
پاسخ:
الهی آمین. نعمت بزرگیه!
زمان ثبت : یکشنبه 21 آبان 1396 ساعت 14:42 [لینک نظر]
نویسنده : پرنسا
وب/وبلاگ :
من از این تریبون استفاده میکنم و از هستی خانم بابت این لطف دیشبشون تشکر میکنم و برای تو رافی مهربون و عزیز دل هم آرزوی سلامتی میکنم. دفعه بعد هم گرمی بخور و بعد تزریق رو انجام بده
پاسخ:
ممنونم. چشم عزیز دوست داشتنی قصه گو.
زمان ثبت : یکشنبه 21 آبان 1396 ساعت 12:21 [لینک نظر]
نویسنده : دردانه
وب/وبلاگ :
سلام رافاوئل عزیز
الهی که خوب خوب باشی رافائل جان ....امیدوارم هیچ گاه مشکلی برات پیش نیاد و با مصرف داروها روز به روز بهتر بشی .... من مطمئن هستم روزهای خوب تو راه هست ....
خدا همیشه پشت و پناهت
پاسخ:
سلام عزیزم. منم مطمئنم که روزهای خوبی درپیش رو داریم. مرسی از همراهیت.
زمان ثبت : یکشنبه 21 آبان 1396 ساعت 12:04 [لینک نظر]
نویسنده : nisa
وب/وبلاگ : http://nisa.blogsky.com
نگرانت شدم عزیزم. خدا کنه دیگه دل درد نیاد سراغت. خیلی فکرتم دوست خوبم. امیدوارم یه روز خوب خوب بشی و نیاز به آمپول نداشته باشی.
پاسخ:
ممنون نیسا جونم. منم نگران تو هستم. امیدوارم اوضاع رو به راه شده باشه.
زمان ثبت : یکشنبه 21 آبان 1396 ساعت 08:57 [لینک نظر]
نویسنده : هستی
وب/وبلاگ :
قوربون تو دوست گلم برم من.

منم خداروشکر میکنم برای داشتن تو عزیزم.

انشالله که دارو هیچ عوارضی برای تو نداشته باشه . امشب راحت راحت باشی.
پاسخ:
مرسی فرشته ی من.
زمان ثبت : یکشنبه 21 آبان 1396 ساعت 08:55 [لینک نظر]
نویسنده : نجوی
وب/وبلاگ :
سلام دوست عزیزم سلامت بمانی جان دل
خدا شما و دوستان گل تون رو حفظ کنه، دوست خوب واقعا نعمتی بزرگه
اتفاقا دوست صمیمی و عزیز من هم اسمش هستی ا
روز و روزگارتون خوش و سلامت دوستم
پاسخ:
سلام عزیزم. ممنون از دعاهای قشنگت. خداوند شما و دوستتون رو برای هم حفظ کنه.
زمان ثبت : یکشنبه 21 آبان 1396 ساعت 08:45 [لینک نظر]
نویسنده : خورشید
وب/وبلاگ :
از دیشب که أین پستت را خوندم دلم گرفت
خیلی زیاد
خوسحالم که هستی هست
ولی چرا باید آمپول بزنی
کلا دلم برات خیلی گرفته
مثلا باید الان دلداریت بدم
پاسخ:
من خوبم عزیزم. خودت رو ناراحت نکن.
زمان ثبت : یکشنبه 21 آبان 1396 ساعت 01:08 [لینک نظر]
نویسنده : آبگینه
داشتن رفیق خوب واقعا نعمته
خداروشکر عوارض دارو نبوده.
انشاالله تو مصرف بعدی هیچ مشکلی نیس
پاسخ:
خداروصدهزارمرتبه شکر برای داشتن این رفیقای خوب.
ان شاءالله.
زمان ثبت : شنبه 20 آبان 1396 ساعت 22:32 [لینک نظر]
نویسنده : بهار از کویر
وب/وبلاگ :
عزیزم حالت خوبه رافی عزیز خدا خیلی دوست داره باور کن هم برای اینکه همکلاسی وعشقش رو بهت هدیه داده هم برای وجود عزیزی مثل هستی منم یه دوست عالی مثل هستی دارم البته الان گرفتار کارش ولی هر وقت کم میارم با هاش درد دل میکنمواروم میشم خدا همه دوستای خوب وحفظ کنه
پاسخ:
الهی آمین بهار جان. من باور دارم که خدا دوستم داره.
زمان ثبت : شنبه 20 آبان 1396 ساعت 20:58 [لینک نظر]
نویسنده : مرضیه
الهی شکر که هستی جون کنارته برو ببین مامان باباتون کجا خوبی کردن که این هستی جون نصیب دخترشون شده
میگم شله زرد سرده؟!! گرمیه ها
پاسخ:
مامانم دوتا از پسرعموهامو تو سربازی پیش خودش نگه داشت. مثل پسر خودش باهاشون رفتار کرد. پدرم هم کلا آدمی بود که دست خیلی ها رو میگرفت. خودم باور دارم که اینا همش برا خاطر خوبی های اونهاست.
برنج سرده دیگه دختر. زعفرون و دارچین رو میزنند که سردیش رو بگیرند.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :