زمان ثبت : دوشنبه 15 آبان 1396 در ساعت 17:22
نویسنده : رافائل
عنوان :

ربات

من  یک عدد رافی رباتی هستم در خدمت شما!

آقا صبح بیدار شدم یه کشش نرم و ریزه میزه ای توی ران پاها داشتم. با خودم گفتم آخ جون ، عضلاتم خیلی نگرفتند. 

اما چشمتون روز بد نبینه. تا بعد از ظهر این کشیدگی کوچولو تبدیل شد به یک کشیدگی بزرگ و یک درد وحشتناک. طوری که نمیتونستم قدم از قدم بردارم. منی که همیشه در حال دوییدن بودم باید ریز ریز راه میرفتم . کلا شدم مثل آدم آهنی. خشک. یعنی وقتی میخواستم از پله ها بالا برم، وای دیدن داشتم. تا نیمی از ارتفاع پله پام بالا میومد ولی بقیه اش رو نگو و نپرس. یه جا که پامو با دست گرفته بودم و میکشیدم بالا و بعد هم هی میگفتم: آخ آخ. همکارم از راه رسیده و میگه: چی شدی؟ گفتم هیچی، یه تنبل رو فرستادن کار کنه، یه سیب از درخت چید و مرد. حالا کار، کارِ منه! یه روز رفتم ورزش، اینجوری شدم.

خلاصه که امروز شدم سوژه ی خاص و عام.

اما تحولی در کارخونه ایجاد کردم. همه به تکاپو افتادند که یا برن باشگاه یا استخر.

چنین موجود متحول کننده ای هستم من!

****

میخوام برم کشک و بادنجون بپزم.

فعلا عزیزان!

****

خدایا سپاس که میتونم آشپزی کنم. میتونم بخندم. میتونم گریه کنم. میتونم حرف بزنم. میتونم نگاه کنم و میتونم لمس کنم.

خدایا سپاس برای تمام لحظه های نابی که حسشون میکنم.

برای تمام دم و بازدم ها! 

خدایا سپاس برای اینکه میتونم آب دهانم رو قورت بدم(تا حالا فکر کردین اگه نمیتونستین این کار رو بکنید چی میشد؟!)

خدایا سپاس برای بودنم.

خدایا هزاران هزار مرتبه شکر.

نظرات (9)
زمان ثبت : سه‌شنبه 16 آبان 1396 ساعت 16:11 [لینک نظر]
نویسنده : پرنسا
وب/وبلاگ :
نه بابا منصرف شدم کلا بی خیال
خودم میدونم نوشته هام به درد عمه ام میخوره
میرم کشکم رو بسابم
فعلا
پاسخ:
عه. چرا خوب؟ ببین عزیزم اگر خودت رو دست کم بگیری هیچوقت پیشرفت نمیکنی. اگر داستان نویسی رو دوست داری؛ ادامه بده و داستانت رو برای بخش ادبی یه نشریه بفرست تا بهت بگن چه کار باید بکنی. بی خیال نشو. من استعداد خوبی در تو میبینم.
زمان ثبت : سه‌شنبه 16 آبان 1396 ساعت 14:44 [لینک نظر]
نویسنده : پرنسا
وب/وبلاگ :
رافی به نظرت داستانمو بفرستم واسه جشنواره خوارزمی؟ ؟
پاسخ:
داستانت خیلی خوبه. پرداختش عالیه. فقط باید کمی منسجم تر بشه. به نظرم بفرست برا نشریه ای جایی.
زمان ثبت : سه‌شنبه 16 آبان 1396 ساعت 11:17 [لینک نظر]
نویسنده : پرنسا
وب/وبلاگ :
رافی دیشب خواب دیدم از من تو وبت نوشته بودی
یه وقت یوگا رو ول نکنی فعلا برو .بعدا بیا نتیجه اش رو به ما هم بگو قربون دستت.اصلا بیا مربی بشو ما دیگه هزینه ندیم پول نداریم
پاسخ:
باشه ورزشکارجونم. اتفاقا میخواستم در مورد قصه هات بنویسم.
زمان ثبت : سه‌شنبه 16 آبان 1396 ساعت 07:57 [لینک نظر]
نویسنده : هستی
وب/وبلاگ :
سلام صبحت بخیر عزیز دلم

ورزشکار کی بودی تو اخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کشک بادمجون هم نوش جونت

منم تحریک کردی بیام یوگا.
پاسخ:
ورزشکار تو بودم.
بیا بیا!
زمان ثبت : دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت 23:25 [لینک نظر]
نویسنده : ماری
وب/وبلاگ :
رافایل خوبم , اگرچه ندیدمت اما چندسالی هست که خواننده نسبتا خاموشتم . اول از همه بگم که خیلی دوست دارم و از شنیدن خبر بیماریت از ته دل ناراحت شدم و هربار برات آرزوی سلامتی و خوشبختی دارم عزیزم
به تازگی با یک گروه آشنا شدم که دور از جونت , حتی سرطان را با این شیوه درمان کردند , اسم گروه خام خواری و گیاهخواری هست , توی آمریکا هم این گروه وجود دارن . اگر اشتباه نکنم , با یک سرچ اینترنتی میتونی بهشون برسی و با یک برنامه مدون , بیماریت را شکست بدی خوشگلم . خوشبخت و موفق باشی عزیرم
پاسخ:
سلام ماری جون. ممنونم که کنارمی. ایوا جان اطلاعات مفصلی در این خصوص برام فرستاد. خیلی خیلی ممنونم که به فکرم بودی. دارم این موضوع رو بررسی میکنم.
زمان ثبت : دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت 22:53 [لینک نظر]
نویسنده : نرجس
وب/وبلاگ :
کشک بادمجون و حتما با نعنا داغ فراوون بخور
چون بر اساس طب سنتی بیماری شما یک بیماری ک ریشه در سردی داره
پس در خوردن چیزای سرد احتیاط کنید یا لااقل مصلحش رو بخورید
پاسخ:
بله عزیزم. این کار رو میکنم. اما خیلی از سردیجات خواص فراوونی دارند که اگه بخوایم همه رو کنار بذاریم بدن دچار مشکلات دیگه ای میشه. کنارشون کلی چیزای گرم میخورم.
زمان ثبت : دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت 22:37 [لینک نظر]
نویسنده : ساچی
وب/وبلاگ : http://sachi.blogsky.com
بهترین راه حل پیاده روی سریع یا انجام مجدد همون ورزشه با هر مکافاتی ک هست... یا حرکات کشش رو دانلود کن و انجام بده... موردای اول تا 80 درصد گرفتگی عضلات رو برطرف میکنن...
خدا رو شکر که میتونیم بفهمیم ک شاکر چ چیزهایی باشیم... ک این نوع دیدن هم نعمتی است در خور بسی شکرگزاری...
شاد باشی
پاسخ:
آخ آخ ساچی جان دیشب بعضی حرکات رو به هزار سختی انجام دادم. نمیدونی چه دردی داشت. ولی دردش لذتبخش بودا
زمان ثبت : دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت 22:33 [لینک نظر]
نویسنده : دردانه
وب/وبلاگ :
سلام رافائل جان
به به خدا قوّت ورزشکار الهی که حسابی سرحال باشی با یوگا
یه مدت بری حتما بدنت نرم میشه
کشک بادمجان هم نوش جان
خدا هزار بار شکر برای همه نعمت ها
پاسخ:
سلام گوله ی عشق و محبت. مرسی عزیزم. جات خالی. میبینم که با لیلی حسابی بهتون خوش گذشته. چقدر خوب.
زمان ثبت : دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت 20:52 [لینک نظر]
نویسنده : مرضیه
درکتون میکنم:)
تازه حالا میچسبه برید کوهنوردی بعد قشنگ حال عضلاتتون جا میاد
منم کشک بادمجون میخوااااااامممممم
پاسخ:
کوهنوردیییییییییییی!!!!!!!
جات خالی عزیزم.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :