X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : یکشنبه 30 مهر 1396 در ساعت 09:25
نویسنده : رافائل
عنوان :

سلام عزیزان

سلام دوستای گلم. من الان بیمارستان هستم و روی تخت و زیر سرم. تزریق کورتون وریدی واز طریق سرم انجام میشه. خداروشکر دکتر همون دیروز گفت سه روز تزریق کافیه. البته وسطاش تپش قلب پیدا کردم که بهم پروپانولول ۱۰ میل دادند. 

دیشب هم ام آر آی انجام شد. نتیجه آزمایش رو هم گرفتم. معلوم شد من بچه بودم آبله مرغون گرفتم و ویروسش در بدنم هست . راستی لیلی جان در این مورد دیشب با دکترم حرف زد م و جواب رو براش فرستادم دکتر تاکید کرد در حالی که کورتون استفاده میکنی به هیچوجه با افرادی که آبله مرغون دارند یا مبتلا به زونا هستند و یا اطرافیانشون مبتلا هستند ارتباط نداشته باش. ویروس در بدنت هست و بدنت ضعیفه و در شرایطی که فعال بشه، زونا میگیری. بهش گفتم من فکر میکردم کسی که قبلا آبله مرغان گرفته دیگه زونا نمیگیره. گفت در شرایط عادی نمیگیره چون پادتن داخل بدنشه ولی در شرایطی که سیستم ایمنی بدن ضعیف بشه( هنگام استفاده از داروهای خاص یا  ابتلا به بیماری هایی مثل آنفولانزا، سرطان، ام اس و ....)ویروس خودش رو به شکل زونا نشون میده. اینجوریه که فعلا من نمیتونم با دوستان ارتباط داشته باشم. یه جورایی ایزوله هستم. حتی دخترهای خاله رو هم ندیدم آخه یکیشون شدیدا سرماخورده و اون یکی هم جراحی لثه انجام داده. دوست داشتم مارال و لیلی و گل آبی جونم و  بچه های دیگه رو میدیدم اما این دوره برام مقدور نیست. فعلا که باید زیادزیاد بیام تهران و ان شاءالله در آینده نزدیک خیلی زود میتونم از نزدیک ببینمتون. 

گل آبی جونم من شرق تهران ساکن هستم. همکلاسی هم غرب تهران هست. طفلک این چند روز همش درگیر من بوده. دیروز  با خواهرک نشستند و کلی بگو و بخند کردند و منو اذیت کردند. حسابی با هم رفیق شدند. 

یه پرستار گل و مهربون تبریزی هم داریم که کلی باهامون رفیق شده.

همه چیز خوبه. خیالتون راحت باشه و نگران نباشید. کلی رفیق پیدا کردم. هفته ی آینده سه شنبه هم باید بیام تمام مدارکم رو ببرم پیش دکترم تا برام دارومو تعیین کنه.

خوب من دیگه برم تا غرغرهای خواهرک شروع نشده.

از همه ی شما ممنونم.

نظرات (36)
زمان ثبت : سه‌شنبه 2 آبان 1396 ساعت 08:43 [لینک نظر]
نویسنده : سمیرا
وب/وبلاگ :
پاسخ:
زمان ثبت : سه‌شنبه 2 آبان 1396 ساعت 08:16 [لینک نظر]
نویسنده : سیمرغ
وب/وبلاگ :
سلام
انشاالله خدا سلامتی کامل بهتون می ده.
ضمنا این بیماری شابد برای بعضی ها سخت باشه ( البته از نوع شدیدش نه مثل شما که شکر خدا خفیفه) اما اصلا مهم نیست و خیلی راحت با آدم کنار میاد و مثل خیلی بیماری های دیگه است که اغلب ما ها خیلی ها شو یکجا داریم.پس سخت نگیر بذار به آسونی راهشو بگیره بره پی کارش.
جهت اطلاع هم عرض کنم خدمت شما که خودم به عینه دیده ام که " زنبور درمانی" برای بیماری هایی نظیر ام اس و پارکینسون و... خیلی موثره. در درمان و بهبود بیماری کمک خیلی زیادی می کنه... توجه داشته باش در کنار درمان بروش نوین، این روش کمک زیادی می کنه... اگه خواستید کمی تحقیق کنین راجع بهش... البته بعید می دونم تو شهری که هستید مرکز زنبور درمانی باشه...بهرحال این یادتون باشه شاید یه روزی برای کسی لازم شد
با آرزوی شفای عاجل برای همه بیماران و رنجوران.
پاسخ:
سلام. ممنون از راهنماییتون. درموردش حتما تحقیق میکنم..
زمان ثبت : سه‌شنبه 2 آبان 1396 ساعت 06:01 [لینک نظر]
نویسنده : مری
وب/وبلاگ :
سلام رافایل جان به امید خدا انشالله خوب خوب میشی
پاسخ:
سلام عزیزم. مرسی که به یادم هستی.
زمان ثبت : سه‌شنبه 2 آبان 1396 ساعت 01:35 [لینک نظر]
نویسنده : فرانک
سلام دوست خشگلم....
خدا بهت سلامتی بده عزیزم.....
بازم سعی کن تا میتونی و میشه رعایت کنی....
پاسخ:
سلام فرانک جون. چشم عزیزم. تمام سعی ام رو میکنم.
زمان ثبت : سه‌شنبه 2 آبان 1396 ساعت 00:45 [لینک نظر]
نویسنده : مریم بانو
وب/وبلاگ :
خداروشکر که همه چیز خوبه.ممنون که مارو بی خبر نذاشتی
پاسخ:
مرسی عزیز. خواهش میکنم.
زمان ثبت : دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت 23:52 [لینک نظر]
نویسنده : غ ز ل
مى بینى خدا چه بنده هایى داره؟
هنوز هم خوبى هست
الهى سلامت کامل بدست بیارى دوستم
پاسخ:
غزل جان خدا فرشته هاشو روی زمین پراکنده کرده. هر روز یکی از اونها رو تو یه لباس جدید میاره جلو چشممون.
زمان ثبت : دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت 14:23 [لینک نظر]
نویسنده : ربولی حسن کور
وب/وبلاگ : http://rezasr2.blogsky.com
سلام
خب خداروشکر که بهترین
پاسخ:
سلام. ممنونم آقای دکتر.
زمان ثبت : دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت 13:06 [لینک نظر]
نویسنده : امیر
سلام
بلا دوره ان شاالله
امیدوارم به سلامتی و خیر بگذره
پاسخ:
سلام امیر آقا ممنون. به امید خدا.
زمان ثبت : دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت 12:38 [لینک نظر]
نویسنده : خورشید
خوبی عزیزم
مرخص شدی یا نه
پاسخ:
سلام خورشید جان. بله خوبم. با خواهرک داریم برمیگردیم خونه ی خودم.
زمان ثبت : دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت 09:25 [لینک نظر]
نویسنده : میترا
وب/وبلاگ :
خوش خبر باشی نازنین.خداروشکر که خوبی.عاشق این انرژیتم که حتی توی بیمارستانم دست از سرت برنمیداره
پاسخ:
مرسی عزیزم.
زمان ثبت : دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت 08:46 [لینک نظر]
نویسنده : مهسا
وب/وبلاگ :
سلام رافائل جان
چطوری خانوم؟
پاسخ:
سلام مهسا جانم. خوبم. داریم برمیگردیم خونه.
زمان ثبت : دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت 07:12 [لینک نظر]
نویسنده : آبگینه
میگن دعا موقع شیر دادن به بچه برآورده میشه
الان من و امیرحسین داریم واست دعا میکنیم
تو خیلی خیلی زود خوبه خوب میشی
پاسخ:
مرسی آبگینه جونم. حسابی منو بغضو کردی. مراقب خودت و گل پسرت باش.
زمان ثبت : دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت 02:01 [لینک نظر]
نویسنده : زیرزمینی
کلی مراقب خودت باش
پاسخ:
چشم
زمان ثبت : دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت 01:09 [لینک نظر]
نویسنده : ایوا
نور خدا در وجودت جاری و تتدرستیت پا برجا.
پاسخ:
ممنونم ایوا جان.
زمان ثبت : دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت 00:44 [لینک نظر]
نویسنده : کتی
وب/وبلاگ :
خدا راشکر رافائل جان. .،الهی به خیر بگذره. ...انقدر دیر آمدم که کامنتم هیچ مزه ای نداره. ..برای همین گاهی از خیر کامنت میگذرم ولی دلم باهاته. .،وهرلحظه برات سلامتی می خواهم. ...واینکه درهرحالتی پرامیدباشی
پاسخ:
مرسی کتی جان. این چه حرفیه میزنی عزیزم. برقرار باشی.
زمان ثبت : دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت 00:18 [لینک نظر]
نویسنده : ماهرخ
وب/وبلاگ :
سلام رافائل عزیزم خوبی ؟از خدا برات سلامتی کامل و عاقبت بخیری رو میخام
خوشحالم که خواهرک و همکلاسی پیشتون هستن.وهمین که امدین واز احوالتون باخبرمون کردی خیالم اسوده شد. دوست عزیز و مهربونم حسابی مواظب خودت باش تو فامیل دور ما هم یه خانم هست چند سال از من بزرگتر ایشون بیماری ام ا داشته ولی خیلی وقت پیش هم ازدواج کرد والان مث خیلیای دیگه زندگی عادی و ارومی داره وبسیار صبور و شکیبا در مقابل مشکلات هست.:لبخند بهترین دعاها بدرقه راهت عزیزم دوست دارم .توی یه ختم قران دسته جمعی شرکت کردم هر روز براتون دعا میکنم دعای سلامتی و عافیت برای شما هر لحظه بفکر شمام عزیزم.از فردا من نیستم.انشاالله قسمت بشه هر روز بیام اینجارو بخونم وامیدوارم به زودی شما رو ببینم چون فردا انشاالله با خواهرم میام تهران واز انجا به غرب تهران میام یه مدت پیش خواهرم هستم..میخام شمارمو براتون بنویسم.در اخر ممنونم از لطف شما.
پاسخ:
سلام عزیزم. ممنونم از محبتت. خیلی خیلی لطف داری. امیدوارم تهران حسابی بهت خوش بگذره.
زمان ثبت : دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت 00:17 [لینک نظر]
نویسنده : دفتر نقاشی
وب/وبلاگ :
رافائل عزیز, مدت طولانیست که وبلاگت رو میخونم, تمام ارشیوت رو هم خوندم, امیدوارم هر چه زودتر بهبود پیدا کنی. خدا رو شکر اینقدر علم پزشکی پیشرفت کرده که به راحتی جلوی پیشرفت این بیماری گرفته میشه و مهم تر از همه قدرت عشقه . عشقی که با خودش شادی و امنیت و ارامش میاره, مطمئنم با عشق میشه از پس بزرگترین بیماری ها هم بر اومد. اگر ناراحت نمیشی میشه بپرسم چه علائمی داشتی که به این بیماری مشکوک شدی؟
پاسخ:
سلام عزیزم. ممنون از محبتت. من فقط گزگز شدن دست و پا و بی حسی انگشتان پا در زمان راه رفتن زیاد داشتم و البته تکرر ادرار.
زمان ثبت : یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 23:36 [لینک نظر]
نویسنده : نازی
وب/وبلاگ :
رافائل جان من هم کرجم هم تهران
کار داشتی رو منم حساب کن
شماره تماسمو چطوربذارم فقط خودت ببینی؟
پاسخ:
عزیزم خیلی خیلی لطف داری. من پیام های خصوصی رو تائید نمیکنم. اگر خواستی میتونی برام پیام خصوصی بذاری. ولی الان خوبم و نیازی به نگرانی نیست. ممنونم از محبتت.
زمان ثبت : یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 22:18 [لینک نظر]
نویسنده : لیلی
شانس که نداریم به کنارآبله مرغان هم داریم
پاسخ:
الهی قربونت بشم. خیلی مراقب خودت باش فرشته ی مهربون من. تو خودت دنیایی از شانسی برای اطرافیانت. به زودی میبینمت لیلی جونم.
زمان ثبت : یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 21:19 [لینک نظر]
نویسنده : بنفشه
وب/وبلاگ :
سلام
امیدوارم حالت زود زود خوب بشه .و ایام بکامت باشه.:
پاسخ:
سلام بنفشه جان. ممنون عزیزم.
زمان ثبت : یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 21:05 [لینک نظر]
نویسنده : نرجس
وب/وبلاگ :
با آرزوی سلامتی کامل
پاسخ:
تشکر عزیزم.
زمان ثبت : یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 20:09 [لینک نظر]
نویسنده : بهین
وب/وبلاگ :
خداروشکر ازمایشات انجام شد امید نتیجه شکست بیماری باشه خواهر خوبی داری همکلاسی هم که سنگ تموم گذاشته .....
پاسخ:
ممنونم. بله. خداحفظشون کنه.
زمان ثبت : یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 19:15 [لینک نظر]
نویسنده : ستاره
وب/وبلاگ :
انشالا که خیره. امیدوارم زود زود سلامت کانل رو بدست بیاری و دکتر بگه نیازی به هیچ دارویی نیست
راستی دکتر صحرایی در این زمبنه خیلی متبحر هست اگر دوست داشتی میتونی از ایشون هم مشورت بگیری عزیزم
پاسخ:
دکتر صحرائیان نفر اوله ولی خیلی وقته دیگه بیمار جدید قبول نمیکنه. این دکتر هم از شاگردان و همکاران دکتر صحرائیانه که خودشون معرفی کردند.
زمان ثبت : یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 17:55 [لینک نظر]
نویسنده : مارال
وب/وبلاگ :
عزیزم خوب استراحت کن دعای همه ما پشت سرته
پاسخ:
چشم مهربونم.
زمان ثبت : یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 15:34 [لینک نظر]
نویسنده : نازمهر
وب/وبلاگ :
امیدوارم پر قدرت و با روحیه بهترنی نتیجه رو از درمان بگیری و بعد دوره شیرینی رو تو زندگی کنار عزیزانت آغاز کنی.
خیلی مراقب خودت باش
در پناه خدا
زمان ثبت : یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 15:26 [لینک نظر]
نویسنده : هستی
وب/وبلاگ :
سلام عشقم

خداروشکر که اوضاع روبراهه.

سلامت باشی
پاسخ:
سلام عزیزم. قربونت بشم.
زمان ثبت : یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 13:30 [لینک نظر]
نویسنده : گل آبی
وب/وبلاگ :
امیدوارم درمان به بهترین حالت انجام بشه، من خودم غربم، اما چون خانواده شرق تهراتن، اومدن اون سمت برام اصلاسخت نیست. کافیه خبرم کنی.
خیلی مراقب خودت باش و از طرف ما از خواهر و همکلاسی بابت زحماتشون تشکر کن
پاسخ:
مرسی عزیز دلم. خیلی خیلی به من لطف داری. میدونم این روزا سرت خیلی شلوغه. همین که به یادم هستی انگار کنارم هستی.
زمان ثبت : یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 12:28 [لینک نظر]
نویسنده : دردانه
وب/وبلاگ :
الهی خوب باشی
خوب ِ خوب ...
همیشه
پاسخ:
الهی آمین. با دعای قلب های پاک شما حتما میشه.
زمان ثبت : یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 12:27 [لینک نظر]
نویسنده : sare
وب/وبلاگ :
رافائل عزیز برات آرزوی سلامتی و تندرستی دارم.ان شالله به زودی خوب خوب خوب بشی.شنیدم رژیم کاملا گیاهخواری و پرهیز از خوراکی های حیوانی تاثیر مثبتی بر روند بهبود داره.امتحان کن..
در ضمن من منتظر دستور پخت کیک سیب خوشمزه ات هم هستم.......
پاسخ:
سلام عزیزم. راست میگی. کیک رو فراموش کرده بودم. وقتی برگشتم به خونه حتما مینویسم.
ایوا جان در مورد رژیم توضیح مفصلی داده. دارم تحقیق میکنم.
زمان ثبت : یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 12:18 [لینک نظر]
نویسنده : پرنسا
وب/وبلاگ :
رافی عزیز مهربونم
مرسی که ما رو در جریان میگذرای.
البته آبله اینا بیشتر فصل بهار زیاد میشه اما خب کار خوبی میکنی به حرف دکترت گوش میدی.
پاسخ:
خواهش میکنم عزیزم. بله باید مراقب باشم.
زمان ثبت : یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 11:48 [لینک نظر]
نویسنده : نجمه
وب/وبلاگ :
سلام عزیزدلم
مراقب خودتون باشین،دعای خیر مون پشت سرتونه
منم شرقم.کاری،سوالی امری بود،در خدمتتون هستم.
پاسخ:
ممنون نجمه جان. سلامت باشی. حتما دوست خوبم.
زمان ثبت : یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 11:15 [لینک نظر]
نویسنده : nisa
وب/وبلاگ : http://nisa.blogsky.com
سلام عزیزم من خیلی نگرانتم و فکرم پیشته. از خدای مهربون خواستم که سفارشی مراقبت باشه. دعای ما دوستان پشتته رفیق.
پاسخ:
منم همش به فکر توام. مخصوصا از وقتی صورت ماه و مهربونت رو دیدم بیشتر نگرانتم. امیدوارم درد پهلوت خوب شده باشه و مشکلات زندگی داداش برطرف بشه. وقتی برگشتم حتما باهات تماس میگیرم نیسای خوش قلبم.
زمان ثبت : یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 10:12 [لینک نظر]
نویسنده : بهار شیراز
وب/وبلاگ :
عزیز دلممممم.خدا پشت و پناهت
پاسخ:
مرسی عمه جان. خوبی؟ بهتر شدی؟
زمان ثبت : یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 09:47 [لینک نظر]
نویسنده : حبیبه
وب/وبلاگ :
سلام گلم انشاالله که بهتر باشی و هرچه سریعتر لباس عافیت بپوشی. ما توی اقواممون یه دخترخانوم داشتیم بعض شما نباشه خیلی خانوم و مهربون بود ولی ازدواج نمیکرد بعدش فهمیدیم مبتلا به بیماری شما شده ولی تحت درمانه.اونها هم شهرستان بودن .البته چون پدرمادرش خیلی مسن بودن بهشون نگفته بود مسئله بیماریش رو. خلاصه یک خواستگار با معرفت پیدا شد و کلی پیگیر که چرا ازدواج نمیکنی و این دخترخانم هم علت واقعیش رو گفت. آقا پسر هم پذیرفت و الان یه دختر خوشگل تپل و با هوش نه ساله دارن که فارسی و ترکی رو فول و زبان هم در حال آموزشه.
واقعا خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری.
البته که براش سخته و تحت درمانه . ولی دبیره و شغلش رو رها نکرده محکم و بااراده پیش میره به لطف خدا. انشااله که برای شما هم بزودی اخبار خوب در تمام وجوه شنیده بشه.
پاسخ:
مرسی حبیبه جان از اینهمه انرژی مثبتی که در کامنتت بود. خداروشکر که فامیلتون زندگی خوبی داره. البته که هیچ کار خدا بی حکمت نیست.
زمان ثبت : یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 09:41 [لینک نظر]
نویسنده : لیلی
من بی تو
در غریب ترین شهر عالمم.
بی من،
تو در کجای جهانی
که نیستی...
پاسخ:
من با تو در اوج جاودانگیم.
بی تو در قعر فراموشی.
بی تو مباد یک لحظه زندگانیم.
بی من نباد یک دم زندگانیت.....
زمان ثبت : یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 09:34 [لینک نظر]
نویسنده : خورشید
عزیزم اجازه میدی من بیام پیشت
یا حداقل زمانی که خواهرت خسته میشه من جای اون پیشت بمونم
کاری هست بیرون از بیمارستان برات انجام بدم
میدونی که ذره ای تعارف تو حرفم نیست
شماره م را برات گذاشتم خودت هم نتونستی اگه کاری بود بگو همکلاسی یا خواهرت تماس بگیرن
پاسخ:
قربونت بشم خورشید جونم. این همه محبت رو آخه چه جوری قدر بدونم. بیمارستان یک همراه بیشتر قبول نمیکنه. همکلاسی رو هم قاچاقی میاریم توی اتاق. دستت درد نکنه. یه فردا مونده. منم فقط صبح تا ظهر هستم. ظهر دکتر میاد مرخصم میکنه، میریم خونه ی خاله استراحت میکنیم تا روز بعد. فردا عصر هم برمیگردیم خونه. نگران نباش. خوبم. ان شاءالله دفعات دیگه ای که میام و کسی نیست حتما از محبت شما بهره مند میشم.
واقعا خوشحالم کردی خورشید جان.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :