X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : یکشنبه 23 مهر 1396 در ساعت 18:57
نویسنده : رافائل
عنوان :

سلام و عذرخواهی

اول سلام و بعدش عذرخواهی بابت اینکه بدون پاسخ دادن،کامنتهاتون رو تائید کردم.

الان نشستم تو ماشین و دارم میرم سمت شهر محل سکونت.

دکتر ع حرف های دکتر قبلی رو تائید کرد و گفت حتما باید فوری یک دوره کورتن درمانی داشته باشی و بعد برات مشخص کنیم چه دارویی استفاده کنی.

یه آزمایش دیگه نوشت که انجامش دادم و یه ام آر آی جدید که موند برا شنبه. از شنبه هم باید برگردم تهران و یک هفته تهران باشم برا درمان. 

از داخل مطب حالم خراب شد. دیدن بیمارای مشابه خودم و تعریف ماجراهاشون بدجور حالم رو خراب کرد. مخصوصا وقتی فهمیدم این بیماری روی حافظه هم اثر میگذاره. همیشه از فراموشی میترسیدم.

تمام مدت همکلاسی نشسته بود کنارم و بهم دلداری میداد. نمیدونم چرا اشکام روونه. شاید ترس از دست دادن همکلاسیه که حالم رو بد کرده. هرچقدر هم که مدعی قوی بودن باشم، باز هم فکر اینکه زندگی اونو خراب کنم و یا از دستش بدم، به شدت برام آزاردهنده است.

طفلک خیلی سعی کرد آرومم کنه و بهم دلگرمی بده. اما نمیدونم چرا شنیدن همین حرفای امیدوارکننده ش باعث میشد گوله گوله اشک بریزم. الانم که نشستم توی ماشین هنوز دارم اشک میریزم چون هنوز داره برام پیام های امیدوارکننده میفرسته!

باید سعی کنم دوباره خودم رو پیدا کنم. 

فردا باید برم شرکت و تا آخر هفته کارها و برنامه هام رو جمع و جور کنم.  مثلا قرار بود برا سفر بعد از عروسیمون یک هفته مرخصی بگیرم ولی شرایط اینجوری شد.

نگران نباشید. حال خرابم قسمت بزرگش به خاطر شرایط هورمونیه وگرنه من که میدونستم این بیماری هست. به قول دکتر: خداروشکر کن که زود فهمیدی و با داروهای خوبی که الان تو بازار موجوده میتونی جلوی پیشرفتش رو بگیری!

*****

خدایا سپاس که یاری دارم که کنارم و همراهمه!

خدایا سپاس که خانواده و دوستانی دارم که همراه و همدلم هستند .

خدایاسپاس که این بیماری کشف شد!

خدایا سپاس که پس اندازی دارم که بتونم از عهده ی هزینه های بالای درمان برآم.

خدایا سپاس!



نظرات (30)
زمان ثبت : سه‌شنبه 25 مهر 1396 ساعت 16:56 [لینک نظر]
نویسنده : ربولی حسن کور
وب/وبلاگ : http://rezasr2.blogsky.com
سلام
رافائلی که من میشناسم فقط مشکلش همون مسائل هورمونیه وگرنه مریضی که قابل درمانه
البته یه کم طول میکشه
پاسخ:
سلام آقای دکتر. شما به من محبت دارید. با تعریف های شما من الان بیشتر به فکر یه سفر به آسیاب خرابه هستم.
زمان ثبت : سه‌شنبه 25 مهر 1396 ساعت 15:45 [لینک نظر]
نویسنده : ایوا
وب/وبلاگ :
رافائل جان نترس؛ اینها همه احتمالات این بیماریه و دلیل نمیشود که برای همه پیش بیاید.
مبارزه با بیماری زا قبول ندارم؛ سرسختی و شکست ناپذیری را هم همینطور. باهاش دوست باش؛ آمده برای درسی و هرزمان درس را گرفتیم میرود.
من توی بدترین حمله هم کورتون نگرفتم و با رژیم همه بیحسی و گزگز و سنگینی از بین رفت.
پستی مینویسم و تجربیاتم را میگویم شاید به کار آید.
پاسخ:
نمیدونم ایوا جان. منم در مورد کورتون گرفتن دودل هستم. ولی خوب مجبورم به دکترم اعتماد کنم. میگه برای شروع درمانت بهتره این دوره رو بگذرونی.
زمان ثبت : سه‌شنبه 25 مهر 1396 ساعت 11:36 [لینک نظر]
نویسنده : مرضیه
سلام رافایل جان
چطورید؟ از نظر روحی متعادل تر شدین؟
میبوسمت
پاسخ:
سلام مرضیه جان. خداروشکر خیلی بهترم.
زمان ثبت : سه‌شنبه 25 مهر 1396 ساعت 08:51 [لینک نظر]
نویسنده : دفتر نقاشی
وب/وبلاگ :
سلام رافائل عزیز, من مدت هاس خواننده خاموش وبلاگت هستم. اگر ناراحت نمیشی میخواستم بپرسم علائم بیماریت چی بود, من یه مدت دستام بعد از کارهای سنگین بی حس میشد, رفتم دکتر اما برام ام آر آی ننوشت, اما هنوز خودم مطمئن نیستم که مشکلی نداشته باشم
پاسخ:
سلام عزیزم. خیلی نگران نباش. دیسک های گردن و آرتروز گردن هم این مشکل رو ایجاد میکنه.
و اما علائم: گزگز شدن و بی حسی در دست و پا، ضعف پا. دردهای کمر و گردن و تکرر ادرار و کم شدن حس تعادل .
البته علائم من فقط اینها بود ولی خیلی ها علائم بدتری دارند مثل کم شدن بینایی، از دست دادن کنترل ادرار، بیحسی کامل پا، دست، صورت و یا .‌.‌.
زمان ثبت : سه‌شنبه 25 مهر 1396 ساعت 08:21 [لینک نظر]
نویسنده : شن های ساحل
وب/وبلاگ :
توکل به خدا دعا میکنم سریع خوب بشین...فقط توروخدا بین این همه گریه یه زمانی برای خندیدن بزار
پاسخ:
عزیزم گریه ها همون روز بود. الان خوبم. به زودی میام و میگم چه خبره!
زمان ثبت : سه‌شنبه 25 مهر 1396 ساعت 06:42 [لینک نظر]
نویسنده : مارال
وب/وبلاگ :
من که خیلی وقته رمز جدید و کامنت کردم برات برو تو کامنتای خصوصیت و چک کن خودت علامت تعجب بزار چون هر چی گشتم تو شکلکا نبود
پاسخ:
کامنت خصوصی ازت نرسیده عزیز دلم. احتمالا بلاگ اسکای قورتش داده.
زمان ثبت : سه‌شنبه 25 مهر 1396 ساعت 00:24 [لینک نظر]
نویسنده : جوراب
وب/وبلاگ :
انشالله که شمستش میدی
پاسخ:
سلام. ممنونم عزیزم.
زمان ثبت : دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 20:41 [لینک نظر]
نویسنده : شیرین
وب/وبلاگ :
رافی نازنین من مطمئنم حالت خوب میشه روحیه بالای خودت و عشق همکلاسی حالت رو خوب میکنه میدونم به زودی زود میای و خبرای خوب میدی بهمون
از صمیم قلبم میخوام و میدونم که خوب میشی
پاسخ:
سلام شیرینم. ممنون از محبتت عزیزم.
زمان ثبت : دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 19:46 [لینک نظر]
نویسنده : مارال
وب/وبلاگ :
عزیزم اومدی تهران خبرم کن من اصلا اهل تعارف نیستم ولی روی من حساب کن
مطمئنم خوب می شی و هیچ مشکل جدی ای نخواهد بود
پاسخ:
مرسی مارال جان. خیلی وقته نمیتونم بخونمت. فکر کنم رمزت رو عوض کردی.خوب شد پیام گذاشتی. دلم برات تنگ شده بود.
زمان ثبت : دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 18:36 [لینک نظر]
نویسنده : لیلی
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد...
پاسخ:
تو ماه منی.
منم پسندم آنچه را جانان پسندد!
زمان ثبت : دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 18:16 [لینک نظر]
نویسنده : غ ز ل
امروز وقتى ماه اک رو شیر میدادم از ته ته ته دلم براى حفظ سلامتى ات دعا کردم
الهى بلا و بیمارى ازت دور بشه دوستم
پاسخ:
ای جانم. من به قربونش. دنیا اومد؟ ببین چقدر مشغول بودم که ازتون بی خبر موندم.
زمان ثبت : دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 16:42 [لینک نظر]
نویسنده : رزا
وب/وبلاگ :
رافائل جان مواظب خودت باش. نمی دونم چی بنویسم. فقط اگر کمکی لازم بود روی من هم می تونی حساب کنی.
پاسخ:
نمیدونم چجوری از شما دوستای گلم تشکر کنم. محبت بی پایان شما بزرگترین هدیه خدا به منه.
زمان ثبت : دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 14:29 [لینک نظر]
نویسنده : فرانک
مطمئنم با راده ای که تو داری این بیماری رو شکست میدی....
پاسخ:
تو منو بیشتر از خودم باور داری. ممنونم.
زمان ثبت : دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 12:03 [لینک نظر]
نویسنده : شیرین
سلام عزیزم من از خواننده های قدیمی وبتون بودم مدتها بود نمیتونستم بخونمت و امروز دوباره بخت با من یار بود و نشستم حسابی خوندم و خوندم بیماریتو و خندیدم به کسانی که نگران دختر قوی و نیرومندی مثل توان تویی که همه ادمها رو ناخواسته عاشق خودت میکنی تو یه زن موفقی و مطمئنن از پسش بر میای به همکلاسی و روزگاران خوش اینده فکر کن و با همه مسائل نه مثل یه ادمی که هیچی نبوده و نشنیده فکر کن و نگاه کن مهربان رافائل عزیز برات ارزوی بهترینها رو دارم و شادیهای روز افزوننننننن
پاسخ:
سلام عزیزم. ممنونم از محبتت و ممنون بابت اعتمادی که به من داری.
زمان ثبت : دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 10:59 [لینک نظر]
نویسنده : nisa
وب/وبلاگ : http://nisa.blogsky.com
رافائل عزیزم وقتی پستت رو خوندم خیلی جا خوردم و بی اختیار شروع به گریه کردن کردم، ولی می دونم تو خیلی قوی هستی و همه ی کسانی که قوی هستند و پر از امید و شور زندگی، خیلی راحت از این بیماری عبور می کنند، مطمئن هستم که تو می تونی پشت سرش بگذاری و بعدها فقط ازش به عنوان یک خاطره یاد کنی. و به خودت ببالی که چقدر قوی بودی و گذشتی. بهت ایمان دارم رفیق.
ضمنا باز هم تاکید می کنم من تهرانم و هر زمانی کاری از من برمیاد با کمال میل برایت انجام میدم و ضمنا خوشحال میشم میزبانت باشم اگر لایق بدونی. شاد باشی و استوار. دعای ما همیشه با توست.
پاسخ:
سلام نیسا جونم. ممنونم. هزاران بار خدا رو سپاس میگم بابت دوستان خوبی که نصیبم کرده.
زمان ثبت : دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 10:42 [لینک نظر]
نویسنده : مرضیه
سلاااام
ای وای من نبینم غم و اشکتو مهربون
هرجا هستی خدا پشت و پناهت.
پاسخ:
سلام مرضیه جون. امروز بهترم. خداروشکر.
زمان ثبت : دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 10:39 [لینک نظر]
نویسنده : کتی
وب/وبلاگ :
رافائل جانم.دوست نادیده ام.همولایتی عزیز...روزهای سخت توزندگی همه ما هست....با یک کم بالا پایین....وخیلی آدمها رو پیشونیشون نوشته مبارز،‌سختکوش وباید برای بدست آوردن هر چیزی تلاش کنن خیلی زیاد..پوست بندازن...قوی باش دوستم...به خاطر خودت، به خاطر مامان ،خواهرک،ووستان حقیقی ومجازی واز همه مهمتر به خاطر همکلاسی این یار دیرینه...که کنارته....همراهته...عشق معجزه میکنه...همیشه....از پس این چالش هم برمیای....
پاسخ:
سلام کتی مهربونم. مرسی همولایتی. تمام توانم رو دارم جمع میکنم.
زمان ثبت : دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 09:35 [لینک نظر]
نویسنده : زن های زمستانی
وب/وبلاگ :
من یه خواننده خاموشم ، فکر کنم اولین باره که براتون پیام میذارم ، اگر این بیماری روی عملکرد دست و پا اثر بذاره به راحتی با یه فیزیوتراپ وارد و ماهر همه چیز به جای اولش برمیگرده ، برای حافظه اصلا نگران نباشید بهترین درمانش راه های خیلی ساده مثل حل جدول و سودوکو و بازی شطرنج به شدت موثره ، اصلا نگران نباشید ، من 7 ساله که میدونم این بیماری رو دارم ، پایی که از دست رفته بود الان از پای سالمم بهتر شده ، یوگا و پیاده روی و صدالبته روحیه بالا بهترین درمانه ، من میدونم با سرسختی و مقاومتی که از شما دیدم میدونم بهترین ها براتون اتفاق میفته ، از کورتون نترسید ، فقط پرهیز از نمک رو جدی بگیرید
پاسخ:
سلام عزیزم. ممنونم از راهنمایی هات. با محبتت منو شرمنده کردی.
زمان ثبت : دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 09:11 [لینک نظر]
نویسنده : سمیرا
وب/وبلاگ :
عزیزم دوست صمیمی من هم نزدیک پونزده ساله همین بیمازی رو داره والحمدالله خوبم هست و مشکل خاصی ندار و زندگی نرمال خودشو داره، الان توی جامعه ما این بیماری خیلی زیاد شده فقط باید بیشتر مراقب خودتون باشید و سعی کنید آرامشتون رو حفظ کنید دوستم میگه عجیبه این بیماری خیلی برام برکات داشته و ازش راضیم، برام خییییلی عزیزی رافائل جان، زندگی همه ی ما سرشار از فراز و نشیب و باید باهاش کنار بیاییم خدا هم کمک میکنه، خواهش میکنم تا اونجاییکه میتونی غصه نخور عزززززیز دلم
پاسخ:
سلام سمیرا جونم. خودم هم قبول دارم که دید آدم به زندگی عوض میشه. میدونم در هر چه خدا قسمت میکنه؛ خیری نهفته هست. از توصیه هات ممنونم رفیق.
زمان ثبت : دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 08:36 [لینک نظر]
نویسنده : خورشید
رافائل عزیزم دیشب هزار بار نوشتم و باز پشیمون شدم
میدونم که حوصله خوندن نداری
خلاصه کلام اینکه هر کار و کمکی که فک میکنی از دست من بر میاد به دیده منت
لازم بود میام پیشت و اینکه خدا را شکر خانواده هستن همکلاسی هست ولی مطمئن باش من خوشحال میشم بتونم کمکی بکنم
پاسخ:
خورشید جان از ته قلبم مطمئنم که کوچکترین تعارفی در کلماتت نیست. ممنونم ازمحبتت و مطمئن باش در صورت نیاز حتما دست یاریم رو به سوی تو دراز میکنم رفیق عزیز.
زمان ثبت : دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 08:32 [لینک نظر]
نویسنده : بنفشه
وب/وبلاگ :
سلام .
توکلت به خدا باشه. اروم باشید اروم اروم.
اگه میشد طولانی مدت مادر و خواهر رو بیارید پیش خودتون خیلی تکیه گاه خوبیه .
در ساعاتی که کاری ندارید حتما هنری رو انتخاب کنید و انجام بدید .کارهای هنری بطور عجیبی تمرکز حواس رو به همراه داره و انگار اون ساعات توی این دنیا نیستی.
لحظاتت سرشار از ارامش باشه .باید صبور باشی .همکلاسی هم روحیه شون به روحیه شما وابسته است.شما که اروم باشی دل ایشون هم قرصه و بیشتر می تونه کمک کنه.
ان شاالله بعد صفر عروسیتونه .غصه ها رو بریز دور دور.....
پاسخ:
سلام عزیزم. خیلی سعی میکنم که آروم باشم. اما گاهی واقعا از دستم در میره.
زمان ثبت : دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 08:02 [لینک نظر]
نویسنده : ماهرخ
وب/وبلاگ :
صبحت بخیر رافائل خوبم.میدونم که با اراده محکم و فولادین از پس این بیماری برمیای.ایشالله که همیشه سلامت و سر زنده باشی عزیزم به قول شما ما ادما برای مبارزه امدیم.تلاش برای بهترینها برای سلامتی.خدا همیشه خودش حافظ و پشتیبانت باشه عزیزم..همیشه برات دعا میکنم عزیزم.
پاسخ:
سلام ماهرخ مهربونم. بله دنیا صحنه ی مبارزه است و من دارم تمام توانم رو جمع میکنم برای این مبارزه ی جدید.
زمان ثبت : دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 08:02 [لینک نظر]
نویسنده : هستی
وب/وبلاگ :
سلام صبحت بخیر عزیزم.

نمیدونی دیروز از وقتی باهات حرف زدم چه حالی ام. همش دعا میکردم این دکتر بگه هیچیت نیست. دیشب تا صبح خوابت رو دیدم. همش فکرم مشغول بود حالا این یه هفته رو کجا میری.

الهی قوربون دوست خوشگلم برم من. نبینم اشک بریزی ها. انشالله که با دارو بیماری هم کنترل میشه . فقط باید روحیه ات رو حفظ کنی و باهاش بجنگی. مطمینم تو موفق میشی. تو رافی شجاع منی.

دوستت دارم بهترینم
پاسخ:
سلام رفیق شفیقم. این یک هفته میرم خونه خاله شری. خواهرک هم باهام میاد. درپناه خدا. ان شاءالله که خودش توان مبارزه با این بیماری رو بهم میده.
زمان ثبت : دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 01:10 [لینک نظر]
نویسنده : نیوشا
وب/وبلاگ :
رافایل جان ؛ من میخوام یک نکته ای رو بگم ؛ خیلی از بیماریها علی الخصوص بیماری که شما نام بردید ؛ منشا روحی هم دارن ؛ این بیماری میتونه به خاطر انکار زیاد و اینکه سعی میکنید یک تنه همه مسایل رو خودتون حل و فصلش کنید ؛ باشه؛ باید سعی کنید که از لحاظ روحی خودتون رو کمی آسوده و رها کنید ؛ من دوستی دارم که بیماریش تقریبا در حال پیشرفت بود اما خداروشکر الان کنترل شده هست ؛ ازدواج کرده و بچه هم داره ؛ من مطمین هستم که با تغییر یک سری اخلاقهای سختگیرانتون ؛ حالتون بهتر و بهترتررر خواهد شد.... ورزشهایی مثل یوگا ؛ مدیتیشین ؛ شنا ؛ پیاده روی تو طبیعت ؛ استفاده از غذاهای طبیعی و غیر فراوری شده خیلی خیلی موثر هست ...
با آرزوی روزهای پر از شادی و سلامت و آرامش در پیش رو برای شما ;-)37429
پاسخ:
سلام. ممنون از همدلیتون.
زمان ثبت : یکشنبه 23 مهر 1396 ساعت 23:56 [لینک نظر]
نویسنده : زیرزمینی
عزیز دلم
پاسخ:
اینم یه قسمت از زندگیه دیگه!
زمان ثبت : یکشنبه 23 مهر 1396 ساعت 22:12 [لینک نظر]
نویسنده : مادر تنها
وب/وبلاگ :
عزیز دلم ....... بیا بغلم ... می دونم که از پس این سربالایی زندگیت هم مثل بقیه ی سربالایی هایی که داشته به خوبی برمیای و قله سلامتی رو فتح می کنی
پاسخ:
اومدم!
زمان ثبت : یکشنبه 23 مهر 1396 ساعت 20:59 [لینک نظر]
نویسنده : میترا
وب/وبلاگ :
رافائل عزیزم مدتهاست که نمیتونم برات نظر بذارم تا همین الان که با کروم اومدم و ثبت شد.عزیزم میدونم که اوقات سختی رو داری میگذرونی.از خداوند برات سلامت و سعادت خواستارم
پاسخ:
ممنون میترا جان. مدتی بود به فکرت بودم که نیستی!
زمان ثبت : یکشنبه 23 مهر 1396 ساعت 20:15 [لینک نظر]
نویسنده : دردانه
وب/وبلاگ :
سلام رافائل جان
غصه هیچی رو نخور عزیزم زندگی با همه سختی ها و کمبودهاش زیباست ... اصلا نگران نباش عزیزم هیچ مشکلی پیش نمیاد .... الهی که همیشه سلامت و پرنشاط باشی با سال ها زندگی پر از عشق و عزت
خدا رو شکر همکلاسی رو در کنارت داری و مطمئن باش نیروی بی کران عشق انرژی فوق العاده ای داره .... شما سال ها در کنار هم خواهید بود ان شاءالله به خوشی
پاسخ:
سلام دردانه جونم. ممنون از اینهمه انرژی مثبت که برام میفرستی!
زمان ثبت : یکشنبه 23 مهر 1396 ساعت 19:41 [لینک نظر]
نویسنده : پرنسا
وب/وبلاگ :
رافی عزیزم ،هر جا هستی و هر کار که میکنی دست خدا به همراهت
پاسخ:
زمان ثبت : یکشنبه 23 مهر 1396 ساعت 19:14 [لینک نظر]
نویسنده : گل آبی
وب/وبلاگ :
مطمینم که تو قویتر از این بیماری هستی و‌به خوبی مهارش می کنی. به خدا توکل کن و به توانایی خودت ایمان داشته باش.
تهران اومدی، کاری بود من در خدمتم، بی تعارف
پاسخ:
مرسی مرسی از محبتت. میدونم الان خودت خیلی گرفتاری. امیدوارم خدا پشت و پناه همه ی ما باشه.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :