زمان ثبت : پنج‌شنبه 20 مهر 1396 در ساعت 09:43
نویسنده : رافائل
عنوان :

روحت شاد بزرگمهر

بزرگمهر جان  کجایی بیای ببینی سحرخیزی همیشه هم خوب نیست! 

صبح کله سحر بیدار شدم رفتم بانک برای کاری، گفتن مسئولش دو ساعت دیگه میاد. دست از پا درازتر برگشتم  خونه و الان دوباره باید راه بیفتم برم بانک مذکور.

سرماخوردگی چیز بسیار بسیار مزخرفیست. مخصوصا اگر درون ریز باشه و خودش رو به این راحتی ها بروز نده. یعنی داره منو میکشه این عطسه های گاه به گاه. گلو درد خفیف و بی حالی.

آقاجان یا بیا و یا برو. این اداها دیگه چی چی بود.

توی راه برگشت وقتی سوار تاکسی شدم یه خانم و آقایی هم که انگار همکار بودند ناگهان همدیگه رو دیدند و سوار تاکسی شدند. خانم تمام طول راه از نشریه ی آقا پرسید و جوری صحبت میکرد از سر تفاخر که بیا و ببین. اولین جمله ای هم که گفت این بود: شما هم امروز مثل من بی ماشین هستید!!!!!

بله دیگه. یعنی خانم همیشه سواره هستند! جالب در مورد پرداخت کرایه بود. آقا کرایه ی هر دو نفر رو پرداخت و خانم تمام مدت دست به سینه نشسته بود و هیچ واکنشی نشون نداد و فقط یه تشکر خشک و خالی. انگار وظیفه ی آقا بوده! رفتارش اونقدر سرد و یخ و عجیب بود که نگو. حتی وقتی با آقا صحبت میکرد فقط به رو به رو نگاه میکرد. اون هم در شرایطی که خودش سر صحبت رو باز کرده بود. عجیبا غریبا.

من برم ببینم کارم انجام میشه یا نه!

نظرات (6)
زمان ثبت : جمعه 21 مهر 1396 ساعت 21:04 [لینک نظر]
نویسنده : پرنسا
وب/وبلاگ :
رافی دیدی گفتم هیچی نمیشه
جنگ نمیشه
دیگه حرص الکی نخور
پاسخ:
مگه خبری شده؟ من بی خبرم!
زمان ثبت : پنج‌شنبه 20 مهر 1396 ساعت 16:22 [لینک نظر]
نویسنده : پرنسا
وب/وبلاگ :
ما که کار نکردیم
همین بلاگ اسکای خوبه .
پاسخ:
باشه. چون تو میگی قبوله
زمان ثبت : پنج‌شنبه 20 مهر 1396 ساعت 15:29 [لینک نظر]
نویسنده : ستاره
وب/وبلاگ :
آخ آخ از درد مشترک گفتی. واقعا چرا اینطورین کارکنان محترم دولت؟؟؟
پاسخ:
نمیدونم والله. تازه وقتی رفتم طرف فقط از تو پرونده ام یه کاغذی رو درآورد و پانچ کرد و داد دستم. خوب این کار رو هر کدوم دیگه از کارمندا هم میتونستن انجام بدن. صبح هم سه چهارتاشون بیکار بودن. واقعا این مملکت رو به زواله.
زمان ثبت : پنج‌شنبه 20 مهر 1396 ساعت 14:39 [لینک نظر]
نویسنده : مرضیه
شاید خب آقاهه زوری خودشو دنبال خانومه را انداخته!!
....
منم ک لوزه ام رو برداشتم مدل سرماخوردگیم همیشه اینطوریه:(...... میگن بخور سرکه و عسل و آب بدید خوبه اونروز توو نت خوندم
ایشالله زودتر روبه راه شید
پاسخ:
نه بابا. آقاهه طفلکی تو تاکسی نشسته بود. خانمه و من با هم سوار شدیم. آقاهه حرف نمیزد. همش خانمه سوال میپرسی.
این بخور که گفتی رو امتحان میکنم ببینم چطور میشه.
زمان ثبت : پنج‌شنبه 20 مهر 1396 ساعت 13:13 [لینک نظر]
نویسنده : بلاگسازان
وب/وبلاگ : http://blogsazan.com
http://blogsazan.com
ثبت وبلاگ رایگان در سیستم وبلاگ دهی بلاگسازان
(از طریق پیامک و بدون اتصال به اینترنت در وبلاگ خود مطلب منتشر کنید )
با امکان پشتیبان گیری از تمامی مطالب وبلاگ و ذخیره آن در رایانه شخصی خود
پاسخ:
تا حالا کسی با این بلاگ کار کرده؟ چجوریه بچه ها،
زمان ثبت : پنج‌شنبه 20 مهر 1396 ساعت 09:54 [لینک نظر]
نویسنده : شن های ساحل
وب/وبلاگ :
رافی جان لیموشیرین بخر بخور
پاسخ:
لیمو شیرین، شلغم، عسل و لیمو ترش، زنجبیل، همه رو خوردم و همچنان میخورم. این سرماخوردگی نه درست و حسابی میریزه بیرون و نه اینکه خوب میشه. از بس هوا دوجوره. صبح ها سرد و بعدازظهرها خیلی گرم. یا از سرما میلرزیم یا از گرما شرشر عرق میریزیم.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :