X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : سه‌شنبه 14 شهریور 1396 در ساعت 21:37
نویسنده : رافائل
عنوان :

بدبینی

بعد از تجربه ی تلخی که از شرکت قبلی بدست آوردم در رابطه با اعتماد نکردن به همکاران و اینکه به هیچوجه اونها رو دوست به حساب نیارم، در شرکت فعلی سعی کردم محتاطانه رفتار کنم و به کسی اعتماد نکنم و دل نبندم. 

در این راستا خداوند هم کمکم کرد. 

خانم همکاری دارم که در ظاهر خوبه ولی پشت سر ؟؟؟؟؟

نوع برخوردش کلا به نحویه که باعث میشه ازش فاصله بگیرم و بهش اعتماد نکنم. و این اعتماد نکردن خیلی خوبه و بهم کمک میکنه. چون متاسفانه من خیلی سریع به آدم ها( خانمها) دل میبندم و وابسته میشم. شاید چون تجربه ی قشنگی در دوستی با هستی داشتم، فکر میکنم میتونم اون رو با دیگران هم تجربه کنم که البته بهم ثابت شده که اصلا اینجوری نیست.

مدیر خان هم که کلا در همون ماه اول با صحبت هایی که پشت سر همکاران انجام داد از چشمم افتاد.

خیلی راحت بهم گفت یه زمانی واسطه ی آشنایی برادرش با خانم همکار شده برا ازدواج و الان بسبار خوشحاله و خدارو شکر میکنه که این اتفاق نیفتاده چون خانم اخلاق خوبی نداره.

حالا چه لزومی داشت من اینو بدونم ؟ با این حرفش باعث شد تا عمر دارم نتونم بهش اعتماد کنم و باهاش حرف بزنم. مسائل خصوصی دیگران چه ارتباطی به من داره؟

کلا تجربه ی من در ارتباط با همکارها اصلا جالب نیست.

اما خوشحالم که کم کم دارم یاد میگیرم به آدم ها اعتماد نکنم. 

ظاهر و باطن آدم ها خیلی با هم فرق میکنه.

اما واقعا چرا کمی شرارت و خباثت و فضولی در من نیست؟

****

همکلاسی برام یه تست هوش فرستاد که نتیجه ش این بود که من هوش بالایی دارم. (از خودم تعریف نمیکنم، اول ته جمله رو بخونید) بعد از دیدن نتیجه بهم میگه: همه ی اینا تقصیر باهوش بودنته. تو بیشتر از آدم های معمولی میفهمی و درنتیجه بیشتر رنج میکشی.

نمیدونم. شاید درست میگه. وقتی شرارت پشت لبخند مدیر رو میبینم. وقتی افکار منفی پشت محبت ظاهری همکار برام ملموسه، وقتی دروغ کارگر در ارتباط با مرخصی گرفتنش برام آشکاره، وقتی کنایه های مادر کاملا مفهومه، وقتی نگاه منظوردار راننده ی سرویس از آینه قابل حس کردنه وقتی .....

زندگی سخت میشه.

زندگی سخت میشه وقتی عشقت برات حرف نمیزنه ولی از دو دوی چشماش و حالت صداش میفهمی  اتفاقی افتاده. وقتی حرفای دل آدم های اطرافت رو بدون اینکه به زبون بیارند میشنوی، اونوقت زندگی خیلی سخت میشه.

نظرات (9)
زمان ثبت : جمعه 17 شهریور 1396 ساعت 10:48 [لینک نظر]
نویسنده : لاله
وب/وبلاگ :
ادمی که من وابستش شدم یه دروغگوی تمام عیار بود منو هشت سال معطل خودش کرد ، رئیسم بود و به واسطه من به همه حا رسید . بعد هم ولم کرد رفت با اولین دختر سر به زیر اروم خانه داری که به خواستگاریش جواب مثبت داد ازدواج کرد. من به فاصله یه متریش تو یه اتاق می نشستم و دو ماه بعدش فهمیدم عقد کرده . درحالیکه تو این مدت چند بار از ش پرسیدم که چرا رفتارش عوش شده و همش میگفت به خاطر فشار کاریه
هنوز هم گاهی وقتی میبینمش احساس میکنم دستش روی دستمه و میرم دستم رو میشورم .
البته من الان میبینم که چقدر احمق و ساده بوده و حالم از خودم برا اینکه دل به دلش دادم به هم میخوره . اما همکلاسی انگار یه مرد زندگیه .
پاسخ:
وای لاله جون خیلی ناراحت شدم. عجب آدمی بود. ذره ای شرافت در وجودش نداشت. عزیزم امیدوارم کسی که لیاقتت رو داره سر راهت قرار بگیره. اونو بدن دست من خفه ش میکنم. هرچند مطمئنم چوبش رو میخوره. مطمئنم. دل شکستن بدون پاسخ نمیمونه. خداروشکر تو دختر قوی هستی. مطمئنم بهترین ها برات پیش میاد‌
زمان ثبت : چهارشنبه 15 شهریور 1396 ساعت 15:45 [لینک نظر]
نویسنده : ماهرخ
وب/وبلاگ :
سلام رافایل جونم .خوبی .امیدوارم به کمک خدای مهربون هر چی مشکله تموم بشه هر چی سختیه به اسونی تبدیل بشه .امین.خیلی خوشم امد وقتی گفتین بهرکسی به راحتی اعتماد نداری افرین بعضی از همکارا واقعا بد خواهن وحسودی میکنن جلوی پیشرفت بقیه رو میگیرن خدا این جور ادمارو لعنت کنه .برات از ته دل دعا میکنم پایان سختیا واین هفته به خیر وخوشی..
پاسخ:
ممنون ماهرخ جونم.
زمان ثبت : چهارشنبه 15 شهریور 1396 ساعت 12:24 [لینک نظر]
نویسنده : دردانه
وب/وبلاگ :
سلام رافائل جان
عزیز مهربانم خیلی خوب هست که برای روابطتت با همکارها حدود گذاشتی این طوری کسی نمیتونه به خودش جرآت بده بیشتر از حدودش رفتار کنه .... اعتماد وقتی خوب هست که مطین باشی آسیب نمی بینی از اعتماد .... دقیقا فهمیدن و درک کردن همیشه سخت بوده و درد داره ....

الهی خدا خودش هوای دل مهربونت رو داشته باشد
پاسخ:
مرسی دردانه ی مهربونم. دلت شاد و تنت سلامت عزیز دلم.
زمان ثبت : چهارشنبه 15 شهریور 1396 ساعت 12:10 [لینک نظر]
نویسنده : فرانک
معلومه که باهوشی...
من از راه دور اینو فهمیدم

امیدوارم زودی حال دلت خوب بشه و کلی اتفاقای قشنگ برات بیفته....
پاسخ:
فرانک عزیزم. ممنون عزیزکم. تو هم زودی وزن کم کنی و بیای بهمون خبر بدی
زمان ثبت : چهارشنبه 15 شهریور 1396 ساعت 11:29 [لینک نظر]
نویسنده : قندک
وب/وبلاگ :
سلام
خیلی کار خوبی می کنی که راحت به هرکسی اعتماد نمی کنی
منم می گم شما بسیار باهوشی و مهربان و قابل اعتماد و همین که غیبت کردن را دوست نداری خیلی مهمه.
پاسخ:
ممنونم قندک جان. شما به من لطف دارید.
زمان ثبت : چهارشنبه 15 شهریور 1396 ساعت 09:05 [لینک نظر]
نویسنده : شن های ساحل
وب/وبلاگ :
اگه زندگی مثل یه نقشه در نظر بگیری همه اینا نشون میده که جای درستی قرار نداری یعنی اگه توی محیطی که بقیه مثل خودت باهوش بودن قرار می گرفتی چه تعاملی داشتین؟البته این اید منه
پاسخ:
الان من متوجه ی منظور شما نشدم. یعنی باید دقیقا چه کار بکنم؟
زمان ثبت : سه‌شنبه 14 شهریور 1396 ساعت 23:31 [لینک نظر]
نویسنده : پرنسا
وب/وبلاگ :
رافی تو اینجوری نبودی
چرا اینقدر تریپ دپ برداشتی
خب هوش بالا از روی نوشته های وبلاگت هم مشخصه اما رافائل برای شاد بودن باید گاهی خودت رو به نفهمیدن بزنی .هر چی آدم کمتر بفهمه و کمتر تو مسایل کنکاش کنه شاد تره و سالم تر.شما خانم خوبی هستی.خوب بودن خیلی سخته.همین یه نعمت بزرگ تو زندگی هست.بعدم هر آدمی نون قلبش رو میخوره یعنی یه جایی یه جوری خدا برا آدم تلافی میکنه.بعدم آخرش چی تا ابد که آدم زنده نبست بلاخره خدایی هست و ترازوی عدل خداوندی.من فکر میکنم اگر برای نلمزدت مشکلی به وجود آمده باشه برای اینکه تو ناراحت نشی چیزی نگفته.
پاسخ:
پرنسا جان تو درست میگی. ولی توی این هفته فشارهای روانی خیلی بیشتر از توانم شده.
زمان ثبت : سه‌شنبه 14 شهریور 1396 ساعت 22:01 [لینک نظر]
نویسنده : زیبا
خیلی وقته فهمیدم که به ادما نمیشه اعتماد کرد. به هیچ کس به جز خودت.
پاسخ:
دقیقا. عه من فکر میکردم الان توی سفر هستین.
زمان ثبت : سه‌شنبه 14 شهریور 1396 ساعت 21:34 [لینک نظر]
نویسنده : لاله
وب/وبلاگ :
مرخصی با دروغ اینو منم میفهمم ، رافایل به وقت هملاسی رو از دست ندی . تنهایی بد دردیه به خدا
پاسخ:
نکنه تو هم تنهایی؟
میدونی لاله جون، بیشتر از اونی که فکر میکنم وابسته ش شدم و دوستش دارم اونقدری که وقتی حس میکنم مامانش داره اذیتش میکنه؛ کلی از دستش عصبی میشم. منم نمیخوام از دستش بدم. صبر میکنم. صبر.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :