X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : یکشنبه 12 شهریور 1396 در ساعت 18:44
نویسنده : رافائل
عنوان :

سه نقطه...

یکی دو ماهی بود حالم تو ایام تغییرات هورمونی ماهانه اونقدرها بد نمیشد. اما این ماه کلا بد بودم. این اواخر هم که بدتر شدم. چند روز عصبی بودم و الان دو روزی هست که افسردگی غالب شده و بی خودی میزنم زیر گریه.

مادر پرسید آخر هفته میرم شمال یا نه؟ گفتم جاده خیلی شلوغه و حوصله موندن تو ترافیک و خستگی برگشت و بعد یک هفته با خستگی سر کار رفتن رو ندارم. گفت نیا. استراحت کن. برو تهران خونه خاله شری.

اول گفتم میرم. بعد یادم افتاد اگه برم اونجا شوهرخاله هی میخواد بپرسه: چی شد؟ چرا  ازدواج نمیکنی؟ خواهرت چرا ازدواج نمیکنه؟ چرا خونه نمیخری؟ چقدر پول پس انداز کردی و ....

از خیرش گذشتم.

بعد با خودم گفتم شنبه صبح برم همکلاسی رو ببینم و غروب برگردم. دیدم زانوهام توان یک روز راه رفتن توی شهر رو نداره.

هستی گفت باهاش برم ولایتشون. اما جسمم خسته تر از اونه که بخوام ساعتها توی ماشین بشینم.

احتمالا دو روز آخر هفته در تنهایی به سر خواهم برد.

همکلاسی میگفت من بیام خونه هستی؟ گفتم: اونا نیستن.

گفت تو هم که نمیای تهران.‌گفتم نه.

****

وقتی یه مرد دیگه کوچکترین ابراز محبتی میکنه، چنان از همکلاسی خشمگین میشم که نگو و نپرس.

اگر اون رسما توی زندگیم بود شاید دیگه کسی جرات نمیکرد هر حرفی رو به زبون بیاره.

هرچند میدونم مردها به این چیزها اهمیت نمیدن

****

دلم میخواست یه زن ساده ی خونه دار بودم، حتی روستایی، که خیلی چیزها رو نمیدونه و نمیفهمه و با آرامش با همه چیز کنار میاد و یه زندگی ساده و بی دغدغه داره. فقط فکر بچه هاشه و نه بیشتر.

****

از کار کردن برای دیگران خسته شدم. دلم یه کاری میخواد مثل شیرینی پزی، کافه، کتابفروشی. پر از آرامش و سکوت.

****

پ.ن. لطفا نیاین و از اینکه چرا ازدواج نمیکنی و چرا همکلاسی کاری نمیکنه حرف نزنید.

اصلا فکر کنید همکلاسی به هیچ وجه قصد ازدواج نداره. اصلا نمیخواد ازدواج کنه. شما هم دیگه بهش فکر نکنید.

توی زندگی هر آدمی یه سه نقطه هایی هست که نمیتونه پرش کنه!

...

نظرات (17)
زمان ثبت : دوشنبه 13 شهریور 1396 ساعت 19:15 [لینک نظر]
نویسنده : رها
وب/وبلاگ :
عزیزم بهتر نیست به یه متخصص غدد مراجعه کنی؟
پاسخ:
همه ی این راه ها رو رفتم ولی هیچ فایده ای نداشته.
زمان ثبت : دوشنبه 13 شهریور 1396 ساعت 16:44 [لینک نظر]
نویسنده : ربولی حسن کور
وب/وبلاگ : http://rezasr2.blogsky.com
سلام
فرمودین لطفا نیاین
پس نمیایم
پاسخ:
علیک سلام.
زمان ثبت : دوشنبه 13 شهریور 1396 ساعت 15:59 [لینک نظر]
نویسنده : فرانک
رافایل جونم.....
چرا مارو دعوا میکنی آخه!!!!!

ببین بهت قول میدم اگه آخر هفته رو تنها بمونی بدتر میشیااااا
من بودم میرفتم ولایت هستی اینا....
پاسخ:
میدونی فرانک جون، من وقتی تلخ میشم خیلی بد میشم. خیلی. اونجا رفتن من فقط باعث میشه به اونها هم بد بگذره.
زمان ثبت : دوشنبه 13 شهریور 1396 ساعت 14:41 [لینک نظر]
نویسنده : پرنسا
وب/وبلاگ :
رافی عصر پنجشنبه یه کیک درست کن وشبش وسایل پیک نیک رو جمع کن
جمعه صبح تا عصر با هم کلاسی برین بیرون
صبح شنبه هم تا میتونی بخواب
عصرش هم یه فیلم ببین
پاسخ:
همکلاسی در دسترس نیست که بخوام جمعه باهاش برم پیکنیک. از بد روزگار من اصلا خواب ندارم. مخصوصا روزهای تعطیل.
زمان ثبت : دوشنبه 13 شهریور 1396 ساعت 12:12 [لینک نظر]
نویسنده : لیلی
پَ چرا خدماتتون برات گل گاو زبون و لیمو عمانی نمیاره
پاسخ:
هی لیلی جان. ما یه خدماتی داریم که صرفا در اختیار مدیر کارخونه است و برای هیچ کس هیچ کاری نمیکنه. ساعت ده برامون یه فلاسک چای میارن که مثل .... هروقت چایی خواستیم از اون بخوریم.
من خودم یه سماور پیدا کردم و بساط آب جوشم گاهی به راهه. اما فقط گاهی. چون فرصت چای خوردن هم نداریم.
زمان ثبت : دوشنبه 13 شهریور 1396 ساعت 11:17 [لینک نظر]
نویسنده : قندک میرزا
وب/وبلاگ :
سلام.ترس من بیشتر از اینه که خدای نخواسته به افسردگی دچار نشی.این چیز هایی که نوشتی دلیلش می تونه زمینه های شروع افسردگی باشه.چرا قرس مولتی ویتامین فارماتون را امتحان نمی کنی
پاسخ:
اتفاقا مامان هم استفاده میکنه و چندبار توصیه کرده فقط هر قرص ویتامینی به من نمیسازه. مخصوصا قرص هایی که آهن دارند.
زمان ثبت : دوشنبه 13 شهریور 1396 ساعت 10:04 [لینک نظر]
نویسنده : بنفشه
وب/وبلاگ :
سلام خدمت رافایل خانم
انیدوارم هر چه به صلاحت هست برات رخ بده وبه زودی به ارامش توی زندگیت برسی .
اگه در دورا پ درد زیادی داری باید چهل شب یک لیوان دم کرده رازانه به اضافه یک قاشق عسل میل کنی .البته به جز ایام پ
و همینطور مصرف مغزیجات بادام فندق گردو و سایر مغزیجات درد رو بسیار کم می کنه .
امیدوارم براتون مفید باشه
پاسخ:
ممنون بنفشه جان. مشکلات من بیشتر روحی هستند و البته تا حدودی هم جسمی. اینایی که گفتی رو قبلا امتحان کردم در زمینه ی روحی هیچ فایده ای نداشتند.
زمان ثبت : دوشنبه 13 شهریور 1396 ساعت 09:23 [لینک نظر]
نویسنده : هستی
وب/وبلاگ :
سلام صبحت بخیر عزیز دلم

به قول امیر آقا تموم گزینه های روی میز رو پاره کردی خواهر.

پس بهترین کار همانا استراحت کردن در منزل است و بس.
کاش میشد منم بمونم خونه و استراحت کنم. ولی آقای میم ناراحته که تعطیلات تابستونیش هدر میره.
جای منم استراحت کن خواهر جونم.
پاسخ:
اگر که بشود.....
زمان ثبت : دوشنبه 13 شهریور 1396 ساعت 08:44 [لینک نظر]
نویسنده : ارمیتان
وب/وبلاگ :
دمنوشتو بخور با...!!!! اعصاب معصاب نداری...
زمان ثبت : دوشنبه 13 شهریور 1396 ساعت 00:17 [لینک نظر]
نویسنده : خورشید
رافائل عزیزم تو کامنت قبلی راجع به همکلاسی من ازت پرسیدم ،درست میگی نباید میگفتم صمیمانه ازت عذر میخوام
من الان نزدیک به یک ساله ماهی یک بار درست یک هفته زار میزنم درد میکشم اذیت میشم و متاسفانه دکتر هم هیچ کاری برام انجام نداد جز اینکه توصیه کرد فلوکسیتین به طور مرتب بخورم که نخوردم
امیدوارم آرامش رفیق راهت باشه عزیزم
پاسخ:
خورشید جان منظورم به تو نبود. به دل نگیر. خیلی ها میان و چیزهایی میگن که بدجور اذیتم میکنه. پاکشون میکنم ولی اون اثر بد رو روی ذهنم باقی میگذاره.
منم یه مدت سرترالین خوردم ولی کلا دوست ندارم قرص بخورم.
زمان ثبت : یکشنبه 12 شهریور 1396 ساعت 23:50 [لینک نظر]
نویسنده : مریم بانو
وب/وبلاگ :
رافائل عزیز این دوره ی بلاتکلیفی قبل از ازدواج واقعا اعصاب خرد کنه.چون خودمم گذروندمش کاملا درکت میکنم.فقط میتونم دعا کنم هر چه زودتر تکلیفتون برای آینده مشخص شه.غصه نخور و مثه همیشه قوی باش و محکم
پاسخ:
ممنون از حرفای خوبت مریم بانو جانم.
زمان ثبت : یکشنبه 12 شهریور 1396 ساعت 23:36 [لینک نظر]
نویسنده : لاله
وب/وبلاگ :
رافی جان
من هروقت میرم تهران یا برمیگردم توی راه نزدیک منجیل که یه سری خ.نه هست لب جاده میگم کاش من اینجا بودم کاش بیسواد بودن کاش .....
پاسخ:
ای خواهر. دست روی دلم نذار که خونه. این همه درس خوندن جز استرس هیچی برامون نداشت.
زمان ثبت : یکشنبه 12 شهریور 1396 ساعت 20:55 [لینک نظر]
نویسنده : امیر
سلام
جالب بود تمام گزینه های روی میز رو پاره کردین
بهترین کار نشستن در خانه و گوش دان به موسیقی کلاسیک یا لایته و خوندن کتاب و نوشیدن دمنوش
پاسخ:
سلام. بله امیر آقا . دوست دارم بشینم تو خونه و استراحت کنم و بی خیال دنیا بشم.
زمان ثبت : یکشنبه 12 شهریور 1396 ساعت 20:38 [لینک نظر]
نویسنده : مرضیه
اجازه من فقط اومدم سلامی عرض کنم چو بوی خوش آشنایی
منم خیلی بد شدم بعد تازه از یک هفته قبل از شروع تا مرز جنون پیش میرم!!! اصلا هیچوقت اینطور نبودم اما دقیقا از پارسال همین موقعها اینطوری شدم!!!! خودم گفتم شاید فکرم درگیر کار پیدا کردن و درس و .... هس .
اصلا یکدفعه عنان از کف میدمو همه چیو بهم میریزم؛ برا مامانمم توضیح دادم میگه بخودت تلقین میکنی!!!!!!!!!
پاسخ:
سلام به روی ماهت.نه تلقین نیست مرضیه جان. منم دو سه ساله اینجوریم. دقیقا یکسال قبل از ورود همکلاسی به زندگیم. کلی دکتر رفتم. متخصص زنان. ولی هیچ کاری نکردند. حتی یه بررسی درست و حسابی از هورمونها انجام ندادند. منم حالم خیلی بد خراب میشه. فقط امیدوارم یه دکتری پیدا بشه و این حال خرابمو درست کنه.
زمان ثبت : یکشنبه 12 شهریور 1396 ساعت 20:04 [لینک نظر]
نویسنده : ایوا
تنها استراحت کن؛ اگر جایی هستی که به زمین وصلی روی زمین بخواب. اگر نیستی برو جایی آرام پاهای برهنه ات را روی زمین بگذار. زمین خستگیهات را میگیره و به پاهات جان میدهد.
سه تا کاری که نوشتی آرزوهای من هم هست. برای همین دلم میخواهم سر کارم نروم و بروم پی دلم.
آرامش و بهترینها را از خدا میخواهم برای تو.
پاسخ:
ممنون ایوا جان. امیدوارم دعاهای قشنگت به خودت برگرده و خداوند دلت رو شاد کنه.
زمان ثبت : یکشنبه 12 شهریور 1396 ساعت 19:19 [لینک نظر]
نویسنده : تارا
وب/وبلاگ :
رافائل عوارض هورمون این دوره گریبان گیر همه ماست .ویتامین ث ومولتی ویتامین بخور .من علاوه بر عصبی شدن و دعوا !!!!زار ،زار به درو دیوار و‌بدبختی های گذشتم فکر می کنم و گریه می کنم .بعد گریه هم حالم خیلی خیلی خوب میشه .


از اینکه تصمیم گرفتی خونه خاله شری نری خوشحالم (!!) چون منم تحمل دخالت دیگران رو در امور خصوصیم ندارم .تنهایی رو به سرک کشیدن دیگران در مسائل شخصیم ترجیح میدم

زندگی شخصی شما به‌خودت مربوطه .اگه خواننده جسارت پیدا کرد ازت سوال بی ربط بپرسه که باعث ناراحتیت میشه هیچ جوابی بهش نده . تایید کامنت بدون جواب یعنی سوالت بی ربطه !
پاسخ:
تارا جان من هم بی دلیل فکر میکنم بدبخت ترین آدم دنیا هستم و های های گریه میکنم. عجب وضع بدی داریما. چرا یکی پیدا نمیشه این حال خرابمون رو درست کنه.
تو راست میگی. باید کامنتهایی که ناراحتم میکنه جواب ندم. اینجوری راحت ترم. البته بیشترشون رو حذف میکنم.
زمان ثبت : یکشنبه 12 شهریور 1396 ساعت 18:49 [لینک نظر]
نویسنده : غ زل
وب/وبلاگ :
فقط دعا میکنم دلت آروم بگیره
ما سوال هم بپرسیم جوابش راه چاره نمیشه که
پس فقط باید دعا کرد
پاسخ:
مرسی غزل جان.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :